no-img
نوین اطلس

تاثیر بچه در زندگی


نوین اطلس
مطالب ویژه
اطلاعیه

ادامه مطلب

تاثیر بچه در زندگی
zip
بهمن ۲۳, ۱۳۹۶

تاثیر بچه در زندگی


این مطلب در مورد موضوعات ضرورت فرزند دار شدن، تاثیربچه درزندگی، نقش فرزند در استحکام خانواده، اهمیت بچه در زندگی، هدف از بچه دار شدن، تأثیر تولد فرزند بر روابط زن و شوهر، رابطه زن و شوهر بعد از بچه دار شدن نوشته شده است.

ضرورت فرزند دار شدن

بچه دار می شویم تا

* قابلیت های زیستی خود را محک بزنیم: برخی از انگیزه های زیستی ناخودآگاه و تحمیلی برای حفظ بقاء، باعث می شود که بدون تفکر بچه دار شویم. لذا، بهتر است غرایزمان را تحت کنترل بگیریم.

* می خواهیم والدینمان را به آرزوی نوه دارشدنشان برسانیم: افرادی که استقلال فکری ندارند و نیازمند تایید والدینشان هستند، برای کسب رضایت آنان بچه دار می شوند. لطفا، برای خودتان زندگی کنید.

* ما خیلی بچه دوست داریم : این نمودی از خودخواهی ما نیست؟ بهتر است برای ارضای این میلتان تا زمانی که شرایط بچه دار شدن را ندارید، با بچه های دور وبرتان سر وکله بزنید تا هم این میلتان را ارضاء کرده باشید و هم با روحیات کودکان آشنا شوید و برای تربیت کودک خود تجربه های مفیدی را کسب نمایید.

تاثیربچه درزندگی

اکثر زنان بچه دار شدن را دوست دارند. تجربه بزرگ کردن یک بچه و بهتر کردن رابطه با حضورش. خیلی ها معتقدند که مهم ترین بخش زندگی زمانی است که پدر یا مادر می شویم. اکثر مادرها برای رابطه ای که با فرزندانشان دارند ارزش و احترام قائل می شوند چون اوست که تغییرات مثبتی در زندگی زناشویی آن ها بوجود آورده است.

خانواده ها معمولا به خاطر برآورده شدن انتظاراتشان بچه دار می شوند. اما همچنان که رابطه بین مادر و کودک قوی تر می شود روابط دیگر اهمیت خود را از دست می دهند. بعد از تحقیقاتی که در زمینه تاثیرات روانشناسی بچه دار شدن در ازدواج شد روانشناسان به این نتایج رسیدند:

زمانی که دو نفر ازدواج می کنند از این که با هم پیمان بسته اند خوشحال هستند. اما کمی بعد همه چیز تغییر می کند. به طور میانگین رضایت زن و شوهر در طول اولین سال زندگی مشترک کاهش پیدا می کند. اگر این نارضایتی عمیق تر شود به طلاق کشیده می شود. این ها قبل از زمانی است که تصمیم می گیرند شروع به خریدن لباس و پوشک بچه کنند.

محققان حدود ۳۰ سال در رابطه با تاثیر بچه دار شدن روی ازدواج تحقیق کرده اند و نتیجه قطعی که به دست آورده اند به این شکل است: زن و شوهر با آمدن بچه رابطه را تحمل می کنند.

محققان در مقایسه با زوج های بچه دار و بدون بچه دریافتند میانگین نارضایتی زوج هایی که بچه دارند نسبت به زوج هایی که بچه ندارند از زندگی زناشویی دو برابر است. به خصوص اگر باردار شدن بدون برنامه ریزی باشد بچه تاثیر منفی بیشتری روی رابطه آن ها می گذارد.

باور غلطی که خیلی ها دارند این است: زن و شوهری که رضایتشان از ازدواج کاهش پیدا می کند با بچه دار شدن تمایلشان به طلاق کمتر می شود. پس این یعنی احساس بدبختی با هم بودن.

تاثیر منفی بچه دار شدن روی پدر و مادر به یک شکل است چون تصور هر دو این است که با آمدن بچه رابطه آن ها بهتر می شود و رضایت بیشتری از زندگی زناشویی خود پیدا خواهند کرد.

البته این باور بیشتر در میان زوج هایی وجود دارد که جوان و عاشق هستند.

واضح است که با آمدن بچه تغییراتی در روند زندگی ایجاد می شود. والدین از هم بیشتر فاصله می گیرند و مشغولیت های بیشتری پیدا می کنند. غذا دادن به بچه، حمام کردن بچه، لباس پوشاندن به بچه و.. تمام این ها انرژی و زمان زیادی می برد. بیشتر صحبت ها حول مسائلی مثل نوبت خرید و یا نوبت لباس عوض کردن بچه می شود. یا به جای این که از هم درباره هوا بپرسند درباره وقت عوض کردن پوشک بچه می پرسند.

پر واضح است که این مادرها هستند که سخت ترین بار والد شدن را متحمل می شوند. حتی زوج هایی که هر دو شاغل هستند، یا زوج هایی که کارهای خانه را با هم سهیم می شوند. معمولا مادرها هستند که در بچه داری نقش و مسئولیت بیشتری دارند. زیرا اوست که از خواب شبانه خود می زند و یا مربی مهد معمولا با مادر بچه تماس می گیرد.

البته ناگفته نماند که پدر هم مسئولیت مالی بیشتری را به دوش می کشد و مجبور است انرژی و زمان بیشتری را صرف کار کردن بیرون از خانه کند. و مادر بیشتر به کارهای خانه و بچه داری مشغول می شود. تمام این ها برای زن و شوهر احساس ناامیدی، پریشانی و تقصیر ایجاد می کند.

مادرها از این که از جامعه دور شده اند و مجبور هستند بیشتر وقتشان را در خانه بگذرانند و از دوستانشان فاصله بگیرند شکایت می کنند. تمام این تغییرات باعث ایجاد ناامیدی و تاثیرات طولانی مدت روی روابط آن ها با همسرانشان می شود.

عواقب جدی تری هم در این تغییرات وجود دارد. علاوه بر افسردگی و مشکلاتی در سلامت ذهن مشکلاتی هم در سلامت جسمی ایجاد خواهد شد. ارتباط بین مشکلات زناشویی و مشکلات روانشناسی به قدری قوی است که محققان مشاوره ازدواج را موثرترین راه برای درمان افسردگی و بعضی از بیماری های ذهنی معرفی کرده اند.علیرغم تمام مشکلاتی که در بچه داری برای مادرها وجود دارد اکثر مادرها مادر بودن را زیباترین لذت دنیا می دانند.

نقش فرزند در استحکام خانواده

ارتباط فرزندآوری با بهبود کیفیت زندگی

تشکیل خانواده و فرزندآوری، یکی از جنبه های مهم زندگی افراد به شمار می آید و به باور برخی از جامعه شناسان خانواده، فرزندآوری و فرزندداری در ایران و جهان آنقدر مهم است که قرنهای طولانی، زنان با هویّتِ فرزندداری در کنار خانه داری و شوهرداری، تعریف می شدند. زن خوب غذای بهتر می پخت، از همسر بهتر پذیرایی می کرد و بسیار فرزند می آورد.

بنابراین، فرزند در خانواده ایرانی دارای اهمیت فوق العاده ای است و در نگاهی کلان، فرزند، به خصوص فرزندان ذکور، باعث زینت و آبروی خانواده، نماینده پدر و عصای دست او بوده است، و از یک سو موجب تشخّص و هویت خانواده می شود و از دیگر سو، وجود فرزند یا فرزندان، زمینه ای برای تداوم زندگی مشترک زوجین و سپری ستبر در برابر فروپاشی خانواده به شمار می آید. از این رو، هنوز هم در خانواده های معاصر ایرانی، ناباروری و نداشتن فرزند، عامل طلاق و نوعی سرشکستگی و عیبی بزرگ در میان خویشاوندان محسوب می شود.

با این توصیف، به نظر می رسد توصیه به فرزندآوری و تبیین برکات آن در زندگی از نگاه اسلام، فرهنگ ایران و یافته های دانش تجربی، به نوعی اشاره به بخش مهمی از جنبه های کیفیت زندگی افراد در خانواده دارد. وجود فرزندان در خانواده بر ساحتهای مختلف زندگی اثر می گذارد، از جمله مشکلات و ناهمواریها، سلامت جسمی و شادکامی والدین، استحکام بنیان خانواده، ارتقای شخصیت انسانی و درجات معنوی پدر و مادر.

در ادامه به پنج مورد از این ثمرات و تأثیرگذاریها اشاره می کنیم:

۱. فرزندان؛ عامل اقتدار و نیرومندی والدین

روایات اسلامی و سبک زندگی ایرانی نشان می دهد که فرزند، عامل اقتدار و بازوی توانایِ والدین در شرایط سخت زندگی است. امام رضا(ع) فرمود: «…تَوْفِیرِ الْوَلَدِ لِنَوَائِبِ الدَّهْرِ وَ حَوَادِثِ الْأُمُورِ…؛ اندوختن فرزند برای (رویارویی با) سختیهای روزگار و پیامدهای زمانه است.»

در نقلی، روزی امام حسن عسکری(ع) – که به دستور معتمد عباسی (لعنت الله علیه) در زندان به سر می برد – به یکی از یاران خود در زندان فرمود: آیا فرزند داری؟ عرض کرد: خیر! امام درباره او دعا فرمود: «اللَّهُمَّ ارْزُقْهُ وَلَداً یَکُونُ لَهُ عَضُداً فَنِعْمَ الْعَضُدُ الْوَلَدُ؛ خدایا! به او فرزندی روزی کن که بازوی توانایی برای وی باشد؛ چراکه فرزند چه خوب بازویی است!» سپس حضرت این شعر را خواندند:

مَنْ کَانَ ذَا عَضُدٍ یُدْرِکْ ظُلَامَتَه
إِنَّ الذَّلِیلَ الَّذِی لَیْسَتْ لَهُ عَضُدٌ

«هر کس که بازویى (فرزندى) دارد، اگر ستمى بر او رود، فرزندش آن را مى ستاند. ذلیل و خوار کسى است که بازو (فرزند) ندارد.»

امام زین العابدین(ع) نیز در این مورد فرمود: «مِن سَعَادَهِ الرَّجُلِ أَن یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ یَستَعِینُ بِهِم؛ از سعادت مرد این است که فرزندانى داشته باشد تا در مشکلات به یاریش برخیزند.»

به این جهت قرآن کریم داشتن مال و فرزندان را نشانه امداد الهی و وسیله قدرتمندی و اقتدار می داند و می فرماید: ]ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّهَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْناکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنینَ وَ جَعَلْناکُمْ أَکْثَرَ نَفیراً «سپس غلبه و تسلط بر آنها را به شما بازمى گردانیم و شما را به وسیله اموال و فرزندانی یارى مى کنیم و از حیث نفرات، بیش تر (از آنها) قرار مى دهیم.»

بنابراین، یکی از پایه های اصلی قدرتمندی، تولید ثروت و پیشرفت هر خانواده و جامعه ای، جمعیتِ آن است. جمعیت اندک از در روابط خارجی، قدرت مانور در مقابل دشمنان را کاهش خواهد داد. کشوری با جمعیت پیر و اندک، مورد طمع قدرتها و مستکبرین خواهد بود، لذا موفقیت در سطوح ملی و بین المللی و ایستادگی جوامع در برابر ظلم و تجاوز قدرتهای استکباری، وابسته به گوهر ایمان و عمل جوانان فداکار است. از این رو، هر کشوری که از جوانان غیور و پُرانرژی برخوردار است، دشمنان را از حمله نظامی باز می دارد.

از طرف دیگر، جمعیت جوان، مؤمن، اهل کار و خلاق می تواند با نیروی فکری و قوت بدنیِ خود گامهای مؤثری در رشد و تعالیِ خود، خانواده و جامعه بردارد. به همین دلیل «اقتدار ملی» به عنوان سیاست راهبردی کشور از سوی رهبر معظم انقلاب>، به این شکل اعلام شده است که فرمودند: «امروز سیاست جمهوری اسلامی، عبارت است از اینکه ملّت ایران باید خود را قوی کند. اگر ملّتی قوی نباشد و ضعیف باشد، به او زور می گویند. اگر ملّتی قوی نباشد، باج‌گیران عالَم از او باج می گیرند. اگر بتوانند به او اهانت می کنند. اگر بتوانند، زیر پا او را لگد می کنند. طبیعت دنیایی که با افکار مادّی اداره می شود، همین است؛ هر که احساس قدرت بکند، نسبت به کسانی که در آنها احساس ضعف می کند، زورگویی خواهد کرد.»

ایشان در جای دیگر «افزایش نسل جوان» را یکی از راه های ایجاد اقتدار دانسته و فرمودند: «افزایش نسل جوان و بزر گ بودن کشور از لحاظ جمعیت، در ایجاد اقتدار خیلی تأثیر دارد.» و «کشورِ بدون جمعیت جوان؛ یعنی کشورِ بدون ابتکار و پیشرفت و هیجان و شور و شوق. بنابراین، برنامه حیاتی تکثیر نسل باید به طور جدی دنبال و پی گیری شود.»

۲. فرزندان؛ باعث سلامت و شادکامی والدین

وجود فرزندان در خانواده آثار و فواید جسمانی و روحی – روان شناختی فراوانی برای والدین به دنبال دارد. خانواده هایی که صاحب فرزندند، بیش از خانواده های بدون فرزند از زندگی لذت می برند و احساس خوشبختی بیش تری می کنند. نتایج تحقیقات پژوهشگران دانشگاه «بریگهام یانگ» آمریکا بر ۲۰۰ هزار خانواده از ۸۶ کشور جهان، بین سالهای ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۵م نشان می دهد که داشتن فرزند، موجب کاهش فشار خون والدین، افزایش تمایل به یادگیری، استفاده بیش تر از قدرت تعقل، افزایش اعتماد به نفس، امکان بهتر درک زیباییها، دقت بیش تر در کارهای جزیی و افزایش شادی والدین می گردد.

تحقیقات جدید نیز نشان می دهد که پدر و مادر شدن، آنها را از خطر ابتلا به سرطان و بیماریهای قلبی محافظت می کند. همچنین، این تحقیقات حاکی از آن است که بارداری زنان در عملکرد حافظه آنها اثر می گذارد و موجب می شود مغز آنها عملکرد بهتری داشته باشد.

اهمیت بچه در زندگی

فرزندان؛ عامل امنیت و استحکام خانواده

یکی از مواردی که اهمیت و ارزش فرزند را نشان می دهد، امنیت زاییِ فرزندان در کانون خانواده و سطح جامعه است و فرزندآوری در تأمین نیروی امنیتی خانه و جامعه، نقش چشم گیری دارد؛ چراکه حفظ و حراست از خانه و کشور در برابر خطر تهاجم دشمنان و بدخواهان، توسط نیروهای جوان و نیرومند، امری بدیهی است. هنگامی که در خانه ای چند جوانِ برومند باشد، دزدان مال و ناموس، کم تر جرأت ورود به حریم آن خانه را خواهند داشت. افزون بر این، وجود فرزندان در خانه نیز موجب امنیت بنیان خانواده از فروپاشی است؛ چون وجود فرزند در کانون خانواده، مانع از بروز ناسازگاریها و طلاق می گردد. هنگامی که زن و مرد دارای فرزند باشند، فرزندان، سِپَر حمایتی را در برابر طلاق برای آنها فراهم می کنند. این سپر حمایتی، موجب حفظ و تداوم زندگی زناشویی می گردد.

مطالعات جامعه شناسی و علوم اجتماعی نیز نشان می دهد که: «طلاق میان افراد متأهّل بدونِ فرزند، بیش تر از متأهّلین دارای فرزند است.»؛ یعنی فرزندان با حضور خود به عنوان سدّی محکم در مقابل سیل ویرانگر حوادث، از حریم کانون خانواده محافظت می کنند.

بر اساس تحقیقات و مطالعات، امروزه یکی از علتهای طلاق زوجین، نداشتن فرزند است. فرزند، به ویژه فرزند خردسال، به منزله پیوند بین پدر و مادر است. از این رو، بی فرزندی باعث تزلزل خانواده می شود؛ چراکه زندگی کم کم عادی می گردد و مشکلات نمایان تر می شود و در نتیجه، علاقه همسران به زندگی مشترک کم خواهد شد؛ ولی با حضور فرزند در کانون خانواده، جاذبه ها و دل مشغولیهای تازه ای را برای والدین به ارمغان می آورد که همین امر، در کنار مشاهده ناتواناییهای نوزاد، حس مسئولیت و شفقت از سوی پدر و مادر، باعث می شود تمام نیرو و احساسات آنها در جهت حمایت از کودک متمرکز گردد.

بنابراین، فرزند در آموزه های دینی به «جگر گوشه والدین» و «گُل خوشبوی بهشتی» یاد شده است که والدین حاضر نیستند به راحتی آن را از دست بدهند، لذا حضور فرزند در زندگی مشترک، نقش مثبتی در استحکام و تداوم حیات خانواده دارد.

فرزندان؛ عامل رشد شخصیت والدین

وجود تجربه فرزندآوری، مجموعه کاملی از ارزشها را به ساختار شخصیت والدین اضافه می کند. مطالعات تجربی نشان می دهد که سازمان روانی انسان با پذیرفتن نقش پدر و مادری به کمال می رسد؛ چراکه پذیرفتن این نقش، تعهد، فعالیت، مسئولیت و خلاقیت را در انسان به بار می نشاند.

در میان اندیشمندان غربی، «بیل مک کیبن»، نیز معتقد است: «ازدواج، داشتن فرزند زیاد و تشکیل خانواده های بزرگ، برای رشد والدین و ساخته شدن شخصیت فرزندان مفید است.» وی در این راستا می نویسد: «تنها ریشه عمومی رشد و پختگی انسان در پرورش فرزندان قرار دارد. هرچه تعداد فرزندان بیش تر، کودکی کردن، کم تر؛ یعنی وقتی شما زندگی خود را صرف خوب شدن و رشد دیگران کنید، آدم دیگری خواهید بود؛ ولی با داشتن بچه های کم، رشد شما کُند خواهد بود.»

«جان بِرِکمن» اخلاق شناس می گوید: «بهترین چیزی که مردانِ دارایِ خانواده بزرگ به دست می آورند، همین شخصیتِ ساخته شده آنهاست.»

«جان رایان» دین شناس کاتولیک آمریکایی در نیمه اول قرن بیستم، نیز از زنان می خواست بچه های زیادی داشته باشند؛ چون اعتقاد داشت: اداره و رشد خانواده های بزرگ، انسانهای آدم تری می سازد. وی بر ادّعای خود این گونه استدلال می کرد که: «تأمین خانواده های بزرگ به انواعی از نظم نیاز دارد که حاصلش زندگیهای موفق است.» رایان که خانواده ای یازده نفره داشت، بر این باور بود: «کارشناسانی که به کنترل موالید معتقدند، به نوع شخصیتهایی که لازم است درست بشود، تا جامعه به صورت متعادل رشد کند و به حیات خود ادامه دهد، فکر نکرده اند. نکته دیگر اینکه خانواده های کم جمعیت ممکن است ثروتمند شوند که ثروتمند شدن آنها از فقیر ماندنشان خطرناک تر است.»

هدف از بچه دار شدن

* بدون بچه، زندگی صفایی ندارد: برخی از افراد معتقدند که ارکان خانواده با وجود بچه مستحکم و پابرجا می ماند. آیا واقعا این چنین است؟ آیا این نشانی از ناامنی اجتماعی نیست؟ بهتر این است که با ارتباطات موثر دو طرفه، رابطه خود و همسرتان را بهبود بخشیده و تضمین کنید.

*همسرم بچه می خواهد: گاهی بچه دارمی شویم تا همسرمان را بابت این موضوع از دست ندهیم و بدین طریق رابطه مان را حفظ کنیم. آیا این استفاده ابزاری از بچه دار شدن نیست؟

* ناممان را زنده نگهدارد: آیا این تفکر ساده لوحانه و متکبرانه صحیح است که بچه دار شویم تا نسلمان منقرض نشود.

شاید اکثریت بگویند که یکی از دلایل فرزند دار شدن، همین نیاز متکبرانه است؛ اما آیا بهترنیست که با در نظر گرفتن دیگر جوانب این امر خطیر و مهم، به این خواسته خود جامه عمل بپوشانیم؟

* فرزند، عصای دوران سالخوردگی است: برخی به خاطر ترس از ناتوانی و بی کسی دوران پیری بچه دار می شوند. اشتباه نگیرید. توجه به این نکته حائز اهمیت است؛ اگر چه یکی ازحقوق والدین بر فرزند و از وظایف مهم و ضروری فرزندان بر والدینشان مهربانی و مراقبت از آنان در این سنین است، اما به نظر شما، بچه دار شدن به صرف داشتن یک عصای پیری، نگرش خودخواهانه و سوء استفاده گرانه والدین نیست؟

تأثیر تولد فرزند بر روابط زن و شوهر

واکنش های رفتاری
پرخاشگری: در اثر تداوم تنهایی و احساس محرومیت پدر از عشق و محبت همسر ، گاه واکنش های پرخاشگرانه در برخی مردان شکل می گیرد .آنهابرای جلب توجه همسر و در نتیجه محرومیت از توجه و محبت ، به عنوان واکنشی بعضاً انتقامی ، پرخاشگری و بداخلاقی پیشه می کنند و طبیعی است پرخاشگری که در نتیجه این احساس به وجود آمده متوجه فرد یا افرادی شود که آن را به وجود آورده اند . ( البته گاهی هم واکنش های پرخاشگرانه به سمت خود فرد سوق داده می شود ) مسبب این تنهایی کیست ؟ مادر و فرزند . پس با ورود به خانه و مشاهده این افرادِ مسبب،احساسات ناخوشایند ، بدرفتاری و پرخاشگری شروع می شود . تا آنجا که ممکن است هر دیدار ، به وقوع مشاجره یی بینجامد .
حسادت پدر نسبت به فرزند ( که گاه آشکارا و گاه به صورت پنهانی ابراز می شود ) : شاید در اولین نگاه تصور این که پدری به فرزند خود حسادت کند ، مضحک و غیرمنطقی به نظر برسد . اما واقعیت این است که برخی مردان در مقابل فرزند خود حسادت پیشه می کنند تا آنجا که از همسران خود می پرسند کدامیک را بیشتر دوست داری من یا فرزندمان را ؟

کار زیاد و یا پر کردن اوقات در جمع دوستان : واکنش رفتاری عده ای دیگر ، کناره گیری از خانواده و توجه بیشتر به محیط بیرون از منزلاست . از آنجا که در محیط منزل پذیرفته نمی شوند ( و یا حداقل اینطور احساس می کنند ) پس ترجیح می دهند وقت خود را بیرون از منزل سپری کنند . برخی تا نیمه شب کار می کنند آنقدر که تقریباً نیمه جان به منزل می رسند . با این توجیه که فرزند تمام وقت همسر را پر کرده ، پس آنها هم با کار، اوقات خود را سپری می کنند .

برخی دیگر به طرف دوستان دوران تجرد و یا دوستان تازه کشیده می شوند و مدت زمانبسیاری را به گذران وقت با آنها اختصاص می دهند . به همین دلیل یکی از گلایه های مادران جوان نیز ، عدم حضور شوهران در منزل و رسیدگی به آنهاست . این به اصطلاح”رفیق بازی” تنها بازگشتی به دوران تجرد و همدم شدن با دوستان نیست ، به نوعی فرار از واقعیت و مسئولیت هایی است که در زندگی بر دوش مردان نهاده شده و روی شانه های آنها سنگینی می کند . معاشرت با رفقایی که گاه برخورد با آنها نتیجه ای جز دردسر ، مزاحمت و اختلال در محیط منزل در بر ندارد .

رابطه زن و شوهر بعد از بچه دار شدن

شب‌های بیخوابی و روند بی‌پایان عوض کردن پوشک بچه و افزایش بار کارهای خانه و خرید برای عضو جدید و …

پژوهش‌های بسیاری نشان می‌دهند – و بسیاری از زوج‌ها هم قبول دارند- که به دنیا آمدن اولین بچه ممکن است ازدواج را با مشکلاتی مواجه کند.

شب‌های بیخوابی و روند بی‌پایان عوض کردن پوشک بچه و افزایش بار کارهای خانه زمان چندانی برای صمیمیت عاطفی میان همسران به جای نمی‌گذارد.

در واقع این فشار وظایف مربوط به بچه‌دار شدن به حدی سنگین است که اکنون شمار فزاینده‌ای از متخصصان بهداشت روانی توصیه می‌کنند زوج‌های منتظر به دنیا آمدن فرزند، به طور پیشگیرانه به مشاور مراجعه کنند تا برای به عهده گرفتن مسئولیت‌های جدید مربوط به بچه، مسائل مالی ناشی از آن، تغییراتی که در زندگی زناشویی و اجتماعی‌شان به وجود می‌آید، آمادگی پیدا کنند.

به نوشته وال استریت جورنال تحقیقی که اخیرا بر روی ۲۸۷۰ زوج در “طرح ملی ازدواج” در دانشگاه ویرجینیا در آمریکا انجام شد، نشان داد که در حدود دو سوم زوج‌ها کیفیت روابط زن و شوهر در سه سال اول پس از به دنیا آمدن بچه افت می‌کند. میزان اختلافات بالا می‌رود، زمان اندکی برای ایجاد رابطه صمیمی میان زن و شوهر باقی می‌ماند، و ممکن است بین آنها فاصله عاطفی ایجاد شود.

در این گروه زوج‌ها، مردان و زنان به نحو متفاوتی تحت تاثیر قرار گرفته بودند: رضایت مادران از ازدواج‌شان به فوریت افت می‌کند، اما در مورد مردان این افت به تدریج و در طول چند ماه رخ می‌دهد. تغییرات هورمونی، فشارهای جسمی ناشی از زایمان و شیردهی، و جابه‌جایی ناگهانی از محیط کار به خانه به همراه نوزاد ممکن است توضیح‌دهنده این کاهش رضایت از ازدواج باشد. یک عامل مهم در اختلاف میان این والدین جدید چگونگی تقسیم کردن کارهای خانه و کارهای مربوط به نوزاد بود.

البته بیش از یک سوم از این زوج‌ها در این بررسی توانسته‌ بودند با موفقیت از پس فشارهای عاطفی، جسمی و مالی ناشی از به دنیا آمدن بچه برآیند. اما این زوج‌های چه خصوصیاتی داشتند؟

این تحقیق نشان داد که ارضای جنسی و حس تعهد به همسر در صدر فهرست صفاتی قرار دارد که باعث می‌شود این زن و شوهرهای تازه بچه‌دارشده ازدواج‌شان را “بسیار سعادتمند” بخوانند.

خصوصیت سوم این زوج‌ها “خیرخواهی” بود که در این بررسی این طور تعریف شده بود: “فضیلت دادن چیزهای خوب به فراوانی و به رایگان به همسر” و شامل مواردی از انجام خدمات کوچکی مانند درست کردن چای برای همسر در صبح تا ابراز عشق و نشان دادن احترام و تمایل برای “بخشایش همسر به خاطر اشتباهات و ناکامی‌ها” بود.

در رده‌ بعدی این فهرست “سهیم شدن در انجام کارهای خانه” قرار می‌گیرد. هم مردها و هم زن‌ها پس از به دنیا آمدن بچه، هنگامی که کارهای خانه به طور یکسان بین آنها تقسیم شده بود، ازدواج‌شان را “بسیار شادمان” توصیف می‌کردند. بنابراین احتمالا تقاضا کردن از شوهرتان برای شستن لباس‌ها یا برعکس خواستن از زن‌تان برای عوض کردن لامپ برق ممکن است برای ازدواج شما خوب باشد. گرچه با توجه به خصوصیت “خیرخواهی” شاید بهتر باشد هر کس- زن یا شوهر- داوطلبانه مسئولیت انجام یک کار را به عهده بگیرد.

سایت روانشناسی نوین بینش

۴ حرکت ساده برای برگرداندن عشق از دست رفته

بیشتر بدانید:

سرد شدن روابط زناشویی بعد از زایمان

دلیل فاصله گرفتن مردان

آیا تک فرزندی بد است

مردان بعد از بچه دار شدن

جلوگیری از تکراری شدن رابطه

تغییر رفتار مردان بعد از بچه دار شدن

تأثیر تولد فرزند بر روابط زن و شوهر

اگر شما از طریق موتورهای جست و جو گر با ما اشنا شده باشید احتمالا یکی از جملات یا عبارات زیر را جست و جو کرده اید.

ضرورت فرزند دار شدن و تاثیربچه درزندگی و همچنین نقش فرزند در استحکام خانواده اهمیت بچه در زندگی وهدف از بچه دار شدن را مشخص می کند و تأثیر تولد فرزند بر روابط زن و شوهر و شکل رابطه زن و شوهر بعد از بچه دار شدن مشهود است.



موضوعات :
ازدواج

درباره نویسنده

novinatlas 1719 نوشته در نوین اطلس دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.