no-img
نوین اطلس

عوارض طلاق در زنان


نوین اطلس
مطالب ویژه

ادامه مطلب

عوارض طلاق در زنان
zip
اسفند ۵, ۱۳۹۶

عوارض طلاق در زنان


این مطلب در مورد موضوعات زنان پس از طلاق، مشکلات بعد از طلاق برای مردان، پشیمانی زنان بعد از طلاق، عوارض طلاق در دوران عقد، درمان افسردگی بعد از طلاق، عواقب طلاق برای کودکان، روانشناسی طلاق در زنان نوشته شده است.

زنان پس از طلاق

زنی که دچار چنین شرایطی می شود در نخستین برخورد با ماجرا، یک جمله بیشتر در ذهنش نیست، باختن همه زندگی! در چنین مواردی معمولا حجم بالای مشکلات مالی به عهده گرفتن وظایف سنگین مادری و پدری توامان با هم در اکثر مواقع تمام توان زنی که سرپرست خانواده باشد را می گیرد.

مثلا اگر به یک خانم جوان با یک یا دو کودک تحت سرپرستی اش که از صبح اول وقت در یک کارخانه کار می کند و عصر ساعت ۵ مجبور است با مترو یا اتوبوس دو ساعت در راه باشد تا به خانه برسد و با این همه مجبور است به کارهای خانه برسد و اگر بگویی که ورزش برای شما لازم است، یا به تغذیه ات توجه کن یا وقت بیشتری برای بچه هایت بگذار بلافاصله از کمبود وقت، نداشتن حوصله و هزار مشکل بازدارنده دیگر حرف می زند.

در خصوص تریبت فرزندان نیز نگرانی و استرس در مورد بچه هایی که مادر به تنهایی مسئول سرپرستی، تامین زندگی و تربیت آن هاست اصل ثابت و تغییرناپذیر است اما چنین مادرانی دلشوره و استرسی پایان ناپذیر در مورد فرزندشان دارند و فکر می کنند چون شرایط زیستی فرزند آن ها با سایر همسالانش فرق می کند پس آن ها باید از همه وجود خود برای تامین نیازهای عاطفی و مادی فرزندشان مایه بگذارند و در نتیجه در اکثر موارد با محبت بیش از حد از سپردن مسئولیت های حتی کوچک به کودکشان (حتی تا دوران نوجوانی) به فرزندشان پرهیز می کنند مبادا که به او فشار بیاید و یا از نظر عاطفی مشکلی برایش به وجود بیاید و در نهایت با به عهده گرفتن کل مسئولیت های زندگی و محبت های بیش از حد مانع تربیت درست و شکل گیری شخصیت فرزندشان می شوند.

دسته دیگری از مادران با توجه به این که نان آور خانواده می شوند فکر می کنند همه وقتشان را باید بگذارند تا فرزند یا فرزندان تحت تکفل شان از نظر مادی کوچکترین کمبودی نداشته باشند و حتی گاه اقدام به تهیه چیزهایی برای فرزندشان می کنند که در شرایط عادی کم تر کودکی از آن ها بهره مند است.

از تربیت کودک که بگذریم، زنان مطلقه از منظر روانشناسی بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند و با افزایش سن، استرس ساختن زندگی مشترک که یک بار از دست داده اند را بیش از مردان احساس می کنند.

به طور طبیعی زنان بیشتر از مردان نیازمند اتکا روحی به جنس مخالف خود هستند و تنهایی آسیب جدی به روح و روان آنها وارد کرده و باعث افسردگی یشان بعد از دوران طلاق می شود.

نگاه جامعه و فشار های اجتماعی نیز بر این احساس افسرگی می افزاید به طوری که معمولا زنان مطلقه با بحران های روحی مواجه می شوند.

فشارهای مالی و اقتصادی نیز از دیگر مصائب زنان پس از طلاق است. مردان عملا برای کار خارج از خانه ساخته شده اند و نقش اجتماعی آنها نان آوری برای خانواده است اما زنان الزاما چنین نقشی ندارند و بیشتر به تربیت فرزندان و سرو سامان دادن خانواده می پردازند.

هر چند که در جامعه امروز زنان پا به پای مردان کار می کنند و در اقتصاد خانواده نقش موثری دارند اما این نقش در قالب مکمل و کمک حال مرد تعریف می شود و اگر یک زن بخواهد که همه مخارج زندگی را متحمل شود با دشواری های بسیاری مواجه خواهد شد.

فشار های اقتصادی و اجتماعی، تربیت کودکان، فراموشی خود، افسردگی و … بخشی از مصائب زنان مطلقه است که کام زندگی را برای آنان تلخ می کند.

حال این سوال مطرح می شود که چرا قبل از ازدواج دقت لازم صورت نمی گیرد تا سرنوشت تلخ طلاق در انتظار خانواده ها نباشد؟ چرا زنان و مردان با تصمیمات نادرست حاضر به تحمل سختی های فراوان در زندگی می شوند و زندگی خود را به نابود می کشانند.

درست است که با طلاق زندگی پایان نمی پذیرد و هم مرد و هم زن باید به زندگی خود ادامه دهند اما باید به هزینه های طلاق برای هر دو طرف توجه نمود و با تصمیمات درست مانع فروپاشی زندگی ها شد.

مشکلات بعد از طلاق برای مردان

مردان و زنان هر دو پیامدهای منفی بعد از طلاق را تجربه می کنند و تفاوت های جنسیتی در بسیاری از تحقیقات یافت نشده است؛ ظاهرا تفاوت های کمی نه کیفی در طلاق مردان و زنان وجود دارد.

این تفاوت ها در تحقیقات گسترده ای در کشورهای سراسر جهان آشکار شده است. یک تفاوت بعد از اولین جدایی است. مردان در طول این دوره مشکلات جدی تری را تجربه می کنند. از ضربه های روانی جدایی بیشتر رنج می برند و زودتر به ته خط می رسند.

آنها آشفته تر از زنان هستند، بیشتر افکار خودکشی دارند و احتمال ارتکاب خودکشی شان بیشتر است. برای مثال در یک تحقیق گسترده در استرالیا احتمال خودکشی در مردان جدا شده ۶ برابر بیشتر از مردان متاهل بود، در حالی که میزان خودکشی در زنان متارکه به طور معنی داری بالا نبود.

همچنین سلامت جسمی در مردان بیشتر کاهش می یافت، مشکلات سلامتی شدیدتری داشتند، احتمال بستری شدن شان بیشتر بود و علائم جسمانی بیشتری را گزارش می دادند؛ نظیر لاغر شدن، درد، از دست دادن اشتها، تپش قلب، کوتاهی تنفس، سرگیجه و احساس ضعف عمومی.
یک دلیل برای واکنش های افراطی تر مردان نسبت به جدایی این است که زنان بیشتر آغازکننده طلاق هستند. در واقع زنان دو برابر مردان احتمال دارد که تصمیم نهایی را برای جدایی بگیرند و حتی بعد از اعتراض شوهر، برای طلاق پرونده تنظیم کنند.

همچنین زنان از ازدواج ناراضی ترند و نسبت به شوهران شان زمان طولانی تری در مورد طلاق گرفتن فکر می کنند. هنگامی که ازدواج خاتمه می یابد، احساسات شان نسبت به ازدواج و همسرشان منفی تر می شود. بنابراین برای زنان، جدایی غالبا پایان یک فرآیند طولانی و دردناک است و برای مردان به عنوان یک ضربه روانی است.

البته گرچه مردان علائم شدیدتری را بعد از طلاق نشان می دهند اما نسبت به زنان، سریع تر سازگار می شوند. در واقع مردان در مقایسه با زنان، مدت کوتاه تری بعد از طلاق، به روال عادی زندگی برمی گردند و رنج کمتری می کشند.

در یک تحقیق مردان مورد مطالعه که اثرات منفی پس از طلاق را سپری کرده بودند، دو سال بعد بر بحران طلاق غلبه کرده و یک زندگی طبیعی را از سر گرفته بودند اما برای زنان، رسیدن به این حالت حدود ۳ سال طول کشیده بود.

همچنین بعد از طلاق رشد مثبت در مردان کمتر از زنان گزارش شده است. به این معنی که مردان بیشتر می گویند هیچ چیز خوبی اتفاق نیفتاده است و فرقی در زندگی شان ایجاد نشده است اما زنان بیشتر رشد مثبت را از بُعد تحصیلی، شغلی و مالی گزارش می کنند و گاها بیان می کنند که بعد از طلاق، تغییرات مثبتی در زندگی شان اتفاق افتاده است.

پشیمانی زنان بعد از طلاق

متاسفانه آمارها نشان می دهند ۹۰ درصد زنان به د لیل مشکلات اقتصادی و فشارهای جامعه بعد از طلاق از همسر خود پشیمان می شوند.

عوارض طلاق در دوران عقد

چه اتفاق هایی بعد از طلاق در دوران عقد می افتد؟ مهمتر اینکه چگونه با این مسئله برخورد کنیم

۱. ترس بعد از جدایی
ازدواج نکردن یکی از شایع ترین اتفاق های بعد از طلاق است. دلیلش این است که فرد می ترسد دوباره با فردی که خصوصیات منفی دارد مواجه شود و شکست بخورد.

۲. افسردگی
طبیعی است وقتی بعد از هزار امید و آرزو با کسی ازدواج کنید و در کوتاهترین زمان ممکن ناکام شوید، این احساس بسیار طبیعی است و باعث می شود که فرد به رابطه جدیدی فکر نکند. در این مورد رفتن پیش مشاور خوب برای ترمیم احساسات ناخوشایند و شروع دوباره توصیه می شود.

۳. دچار شدن به وسواس های احتمالی
معمولا یکی از طرفین احساس می کند به دلیل بی کفایتی یا نقصی که خود از وجود آن خبر ندارد، همسرش او را طلاق داده است. در این مورد بهتر است تنها سهم خود را در مسئله نبینید و به همه ابعادی که منجر شده است تن به این تصمیم بدهید، فکر کنید.

۴. احساس گناه شدید
گاهی افراد به خاطر احساس گناه تصمیم می گیرند که برای تسکین خود این موضوع را تا مدتی نامعلوم از دیگران پنهان کنند. یکی از روش های اشتباه دور شدن از دیگران برای نشنیدن این حرف هاست. دور شدن از همه می تواند شما را از فوایدی که در زمان داشتن رابطه با بقیه می توانید کسب کنید، محروم کند.

۵. سرزنش دیگران
سرزنش و قضاوت دیگران از اشتباه های شایع در این دوران است و بیشتر به این دلیل است که دیگران فکر می کنند این اتفاق بسیار زود افتاده است و دو طرف نخواسته اند تلاش کافی برای حفظ زندگی شان بکنند.

ورود به وادی توضیح دادن برای قوم و خویش، درباره تصمیم خود باعث احساس سرخوردگی، ناامیدی و شکست می شود. این نگرش را در خود به وجود بیاورید که مسئول اصلاح و تصور برداشت های دیگران نیستید.

درمان افسردگی بعد از طلاق

احساسات بعد از طلاق هر کدام مثل یک خشت هستند. می توان این خشت ها را به صورت هرمی روی هم گذاشت و به اوج رسید اما همیشه اینطور نیست. همیشه افراد بعد از طلاق به قله نمی رسند. بعضی ها تا آخر عمرشان در انکار می مانند و نمی پذیرند این اتفاق برای آنها افتاده است. بعضی ها تا آخر عمر کینه به دل می گیرند. بعضی ها در غار تنهایی می روند. بعضی ها هم دیگر هیچ وقت به جنس مخالف خود اعتماد نمی کنند. بالا رفتن از این صخره ها سخت است.باید صبور باشید و با پشتکار. برای بعضی ها بالا رفتن از این کوه یک سال طول می کشد و برای بعضی چهار سال. اگر صبور باشید بالاخره بالا می روید.

عواقب طلاق برای کودکان

چگونه اثرات طلاق بر کودکان را به حداقل برسانیم ؟

والدین باید قبل از تصمیم به طلاق با فرزندان صحبت کرده و به توضیح دلایل چنین تصمیمی بپردازند. آنها باید به فرزندانشان اطمینان دهند که حواس و توجه شان به آنهاست. فرزندان باید بدانند بعد از جدایی می توانند همدیگر را ببینند و با یکدیگر ارتباط داشته باشند و در عمل نیز این پایبندی را به یکدیگر داشته باشند. اما با تمام این امور باز هم طلاق عوارض منفی خود را روی فرزندان خواهد گذاشت. اما صحبت در این زمینه قبل از طلاق و توضیح درباره دلایل بروز چنین تصمیمی می تواند یک وظیفه باشد که والدین قبل از جدایی نسبت به فرزندان حاصل از طلاق دارند. در ضمن طلاق یعنی پایان رابطه زوجیت به دلیل اختلافات ریشه دار که نهال زندگی را خشکانده و گاه خاطره تلخ آن تا پایان عمر از ذهن دو طرف پاک نمی شود. در برخی مواقع این دلخوری ها موجب می شود تا زن و مرد هیچ گاه به خوبی از هم سخن نگویند و تنها نکات منفی رفتارهای یکدیگر را بیشتر به خاطر آوردند، اما ماجرا آنجا بغرنج می شود که در مواجهه با کودک مادر یا پدر از بدی های طرف مقابل بگویند و احساس تعلق خاطر خانوادگی فرزندشان را دچار خدشه کنند؛ اینکه کودک یا نوجوان به فکر فرو رود و با خود بیندیشد که چه خانواده بدی دارد و در این زمینه احساس سرافکندگی کند و حس ناخوشایندی داشته باشد که بر تمام زندگی او تاثیر خواهد گذاشت. با توجه به اینکه در سال های اخیر آمار طلاق در جامعه افزایش یافته است به نسبت زندگی کودکان نیز بر اثر طلاق والدین دستخوش تغییرات می شود. در این شرایط توصیه می شود که بزرگ ترها به ویژه والدین کودکشان را مطمئن سازند که همیشه از او حتی پس از جدایی حمایت می کنند. علاوه بر این، والدین نباید اجازه دهند در فعالیت های روزمره فرزندنشان همچون انجام تکالیف مدرسه، فعالیت های فوق برنامه و ارتباط با دوستان و فامیل خللی ایجاد شود.

روانشناسی طلاق در زنان

دلایل واقعی زنان برای طلاق از همسران خود :

۱) خشونت مردان
به نظر نمی رسد افزایش رابطه ‌ی خشونت ‌آمیز از جانب مرد دلیل کافی برای پایان دادن رابطه ‌ی زوجین باشد اما از جمله دلایل اصلی طلاق عاطفی و قانونی زنان است. ادامه ‌ی این رابطه ‌ی خشونت آمیز با گذشت زمان حس حقارت و بی‌ارزش بودن ازدواج را برای زنان به همراه دارد. آمارها نشان می‌دهد که زنان قربانیان مکرر خشونت خانگی هستند. اگرچه سطح تحصیلات بالا رفته و انتظار می‌رود میزان خشونت در خانواده‌ها و بین زوجین به دلیل آگاهی و افزایش شناخت اثرات این رفتار نابهنجار کاهش یابد؛ اما همچنان در مراجعات زنان به دفتر مشاوره خانواده بنده می‌شنوم که همسران آن‌ها رفتاری خشونت‌آمیز و بعضاً خطرناک داشته‌اند. امروزه زنان مایل نیستند به رابطه‌ای ادامه ‌دهند که با خشونت‌ همراه است. در گذشته زن هیچ چاره‌ای جز ماندن نداشت چرا که از نظر مالی بسیار وابسته به مرد بوده و شاید از حمایت خانواده‌ی خود برخوردار نبود و آن را ننگ می‌دانست. اما امروزه به دلیل وابستگی مالی کمتر زن به مرد، این نوع خشونت‌های اغلب جسمی، روحی یا روانی برای زنان کافیست که بخواهند این چرخه از بدرفتاری و خشونت را با تصمیم به طلاق قطع کنند.

با این حال هنوز هم بسیاری از زنان وجود دارند که به طلاق عاطفی قانع شده و باز هم بدلیل نداشتن پشتیبان و حامی مالی به زندگی با شریک خود ادامه می‌دهند. اینگونه افراد بهتر است با مراجعه به یک مشاور خانواده و تلاش برای ایجاد یک ارتباط مؤثر و سازنده با همسر خود برای بهبود زندگی و رفع این رفتار پر خطر همسرشان تلاش کنند.

دلایل واقعی طلاق و جدایی زنان از همسران خود

۲) خیانت
خیانت زمینه‌ساز سرد شدن رابطه زوجین است. زنانی که به مشاور روانشناس مراجعه می‌کنند و از خیانت همسران خود صحبت می‌کنند، بدنبال یافتن علل و راه‌حل هستند و از مشاور خانواده می‌خواهند در تصمیم‌گیری برای ادامه‌ یا پایان زندگی به آن‌ها کمک کند. این مشاور برجسته خانواده می گوید: تجربیاتی که در مشاوره خیانت همسران دارم نشان می دهد که عواملی نظیر ترس درونی برای از دست دادن رابطه ، رفتارهای عصبی و توهین آمیز ، عدم ارضای عاطفی، بی توجهی به ارزشهای یکدیگر، عدم ارضای جنسی، شک و تردید به همسر ، بدبینی و کنترل شدید طرف مقابل، تحمیل نظرات و عقاید به طرف مقابل ،فقدان برنامه ریزی مشخص در زندگی زناشویی ، فقدان مهارت های ارتباطی موثر که لازمه دستیابی به تفاهم و گفت و گویی موثر است ، بی توجهی به آراستگی و وضع ظاهری، نظافت و بهداشت شخصی ، جابجا شدن اولویت های زندگی نظیر توجه به خانواده پدری از جمله عوامل مهم بروز خیانت از جانب مرد و یا زن می باشد.

که در این صورت با بیان خواسته‌ها و نیازها و یا مراجعه به مشاور خانواده و راهنمایی می‌توان به دنبال حل مشکل بود؛ اما در هر حال خیانت زوجین توجیهی ندارد. بخصوص زمانی که آنها هنوز با هم زیر یک سقف زندگی می‌کنند و شریک زندگی یکدیگر هستند. البته زنان اندکی هستند که خیانت همسر خود را تحمل می‌کنند و در نتیجه، تصمیم به طلاق می‌گیرند. بسیاری از زنان هم که قادر نیستند طلاق بگیرند به خاطر داشتن فرزند یا عدم برخورداری از استقلال مالی به طلاق عاطفی رضایت می دهند.

۳) عدم درک یکدیگر و سلطه‌ی مرد بر زن
شناخت و درک یکدیگر برای دوام رابطه ‌ی زوجین بسیار مهم است. برخی از مردان یا زنان بدون توجه به نیازها و خواسته‌ها و شرایط همسر خود، توقعات و انتظاراتی از او دارند که برآورده کردن آن‌ها برای طرف مقابل سخت یا غیرممکن است. زوجین لازم است با شناخت روحیات و اخلاق یکدیگر، درک موقعیت و انتظارات بجا، برای بهبود رابطه تلاش کنند. وقتی زن در فرایند تصمیم‌گیری از سوی همسر خود نادیده گرفته شود و همسر او بدون مشورت همه‌ی کارها را طبق تصمیم و میل خود انجام دهد، زن ناراحت شده و احساس سرشکستگی می‌کند. او احساس می‌کند نادیده گرفته می‌شود و برای همسرش فرد مهمی نیست.

ایجاد یک فاصله‌ی عاطفی و یا عدم توانایی شریک زندگی مرد برای شناخت و درک همسر خود یکی دیگر از دلایل رایج جدایی زنان از مردان است. یک ازدواج موفق بر پایه‌های ارتباطات باز و درک متقابل ساخته شده است. نبود اینگونه روابط معمولاً به جدایی و طلاق منجر می‌شود. علاوه بر این، رفتار مرد نسبت به همسر خود یک دلیل رایج طلاق است. اگر او به نحوی رفتار کند که عزت ‌نفس و یا اراده‌ی همسر را تضعیف کند، طلاق یک نتیجه‌ی قابل ‌پیش‌بینی است. اجازه ندادن به همسر برای دنبال کردن یک حرفه و یا تحقیر کردن و نادیده گرفتن نظرات او در مورد مسائل ضروری نمونه‌های رایج رفتار مرد است که منجر به طلاق می‌شود.

سایت روانشناسی نوین بینش

۴ حرکت ساده برای برگرداندن عشق از دست رفته

بیشتر بدانید:

درمان افسردگی بعد از طلاق

پشیمانی بعد از طلاق

ازدواج مجدد پس از طلاق

کنار آمدن با طلاق

برگشت بعد از جدایی

آشتی بعد از طلاق

شما احتمالا با جستجوی یکی از جملات زیر به این مقاله رسیده اید:

زنان پس از طلاق. مشکلات بعد از طلاق برای مردان. پشیمانی زنان بعد از طلاق. عوارض طلاق در دوران عقد. درمان افسردگی بعد از طلاق. عواقب طلاق برای کودکان. روانشناسی طلاق در زنان



درباره نویسنده

novinatlas 1378 نوشته در نوین اطلس دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.