مذهب

سبک زندگی قرآنی چیست؟

این مطلب در مورد موضوعات روایات سبک زندگی، سبک زندگی از دیدگاه قرآن، سبک زندگی اسلامی از منظر رهبری، مقالات سبک زندگی قرآنی، کتاب سبک زندگی قرآنی نوشته شده است.

روایات سبک زندگی

۱- پرهیز از جدال و شوخى
«لا تُمارِ فَیَذْهَبَ بَهاؤُکَ وَ لا تُمازِحْ فَیُجْتَرَأَ عَلَیْکَ.»:
جدال مکن که ارزشت می رود و شوخى مکن که بر تو دلیر شوند.

۲- تواضع در نشستن
«مَنْ رَضِىَ بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الَْمجْلِسِ لَمْ یَزَلِ اللّهُ وَ مَلائِکَتُهُ یُصَلُّونَ عَلَیْهِ حَتّى یَقُومَ.»:
هر که به پایین نشستن در مجلس خشنود باشد، پیوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد.

۳- هلاکت در ریاست و افشاگرى
«دَعْ مَنْ ذَهَبَ یَمینًا وَ شِمالاً، فَإِنَّ الرّاعِىَ یَجْمَعُ غَنَمَهُ جَمْعَها بِأَهْوَنِ سَعْى وَ إِیّاکَ وَ الاِْذاعَهَ وَ طَلَبَ الرِّیاسَهِ، فَإِنَّهُما یَدْعُوانِ إِلَى الْهَلَکَهِ.»:
آن که را به راست و چپ رود واگذار! به راستى چوپان، گوسفندانش را به کمتر تلاشى گِرد آوَرَد. مبادا اسرار را فاش کرده و سخن پراکنى کنى و در پىریاست باشى، زیرا این دو، آدمى را به هلاکت مىکشانند.

۴- گناهى که بخشوده نشود
«مِنَ الذُّنُوبِ الَّتى لا تُغْفَرُ : لَیْتَنى لا أُؤاخَذُ إِلاّ بِهذا. ثُمَّ قالَ: أَلاِْشْراکُ فِى النّاسِ أَخْفى مِنْ دَبیبِ الَّنمْلِ عَلَى الْمَسْحِ الاَْسْوَدِ فِى اللَّیْلَهِ الْمُظْلِمَهِ.»:
از جمله گنـاهانى کـه آمرزیده نشود ایـن است که [آدمى] بگوید: اى کاش مرا به غیر از این گناه مؤاخذه نکنند. سپس فرمود: شرک در میان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سیاه در شب تار نهانتر است.

۵- نزدیکتر به اسم اعظم
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ أَقْرَبُ إِلَى اسْمِ اللّهِ الاَْعْظَمِ مِنْ سَوادِ الْعَیْنِ إِلى بَیاضِها.»:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» به اسم اعظم خدا، از سیاهى چشم به سفیدىاش نزدیکتر است.

سبک زندگی از دیدگاه قرآن

همراهی و همدلی اعضای خانواده برای رسیدن به زندگی مطلوب الهی و کمال حقیقی
اعضای خانواده اعم از زن و شوهر یا فرزندان باید برای رسیدن همدیگر به حقیقت صحیح توحیدی و کمال نهایی یاور همدیگر باشند؛ همان‌گونه که در ماجرای توبه حضرت آدم و حوا مشاهده می‌شود؛ زمانی که خداوند به حضرت آدم و همسرش حوا دستور داد که در بهشت سکونت اختیار کنند، نخستین تکلیف و امرونهی پروردگار به این صورت صادر شد که شما از هر نقطه‏اى و از هر درختى از درختان بهشت که مى‏خواهید، تناول کنید، اما به این درخت معین نزدیک نشوید که از ستمگران خواهید بود؛ سپس شیطان که بر اثر سجده نکردن رانده درگاه خدا شده بود و تصمیم قاطع داشت تا آنجا که مى‏تواند از حضرت آدم انتقام بگیرد و در فریب آنان بکوشد و به‌خوبی نیز مى‏دانست که خوردن از درخت ممنوع، باعث رانده شدن از بهشت خواهد شد، درصدد وسوسه آنان برآمد؛ براى رسیدن به این مقصود، انواع دام‌ها را بر سر راه آنان گسترد! و بالاخره حضرت آدم و حوا را فریفت و حضرت آدم و همسرش از آن درخت ممنوع چشیدند و بلافاصله لباس‌هایشان از تنشان فرو ریخت و اندامشان آشکار شد؛ در این موقع از طرف خداوند ندا رسید که مگر من شما را از آن درخت نهى نکردم، مگر به شما نگفتم که شیطان دشمن آشکار و سرسخت شما است، چرا فرمان مرا به دست فراموشى سپردید و در این گرداب سقوط کردید؟ هنگامی‌که حضرت آدم و حوا، به نقشه شیطانى ابلیس، واقف شدند و نتیجه کار خلاف خود را دیدند به فکر جبران گذشته افتادند و نخستین گام را اعتراف به ظلم و ستم بر خویشتن، در پیشگاه خدا قرار دادند و گفتند (تفسیر نمونه، ۱۳۷۴، ۶: ۱۲۶-۱۱۵): «پروردگارا! ما بر خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نیامرزى و رحمت خود را شامل حال ما نکنى، از زیانکاران خواهیم بود» (اعراف، آیه ۲۳).

دعای حضرت آدم و حوا در کنار همدیگر و آگاهی مشترک آنها به اغواگری شیطان بیانگر همراهی و همدلی زن و شوهر برای رسیدن به زندگی مطلوب و کمال نهایی هستند و می‌توانند به‌عنوان خانواده‌ای متعالی در رسیدن به اهداف خانواده باشند.

مورد دیگر این همدلی مربوط به حضرت ابراهیم و هاجر علیهم السلام است؛ فارغ از روایاتی که درباره ساره همسر حضرت ابراهیم علیه‌السلام و هاجر وجود دارد (شرح اصول الکافی، ۱۳۸۸‏، ۱۲: ۴۰۹-۵۱۳)، برخی آیات به تعامل واقعی بین همسر و آن حضرت اشاره می‌کنند؛ از جمله در زمانی که به دستور خدا هاجر را با فرزند خردسالش در سرزمین بی آب‌وعلف مکه ساکن می‌کند و دست به دعا برمی‌دارد که پروردگارا من [یکی از] فرزندانم را در دره‏ای بی‏کشت نزد خانه محترم تو سکونت دادم، تا نماز را به پا دارند؛ پس دل‌های برخی از مردم را به‌سوی آنان گرایش ده و آنان را از محصولات [مورد نیازشان] روزی ده باشد که سپاسگزاری کنند (ابراهیم، آیه ۳۷)؛ این آیه نهایت همکاری هاجر را با ابراهیم نشان می‌دهد، علاوه بر اینکه در موقع قربانی نمودن فرزندی که با سختی بزرگ کرده است (صافات، آیات ۱۰۱-۱۱۰)؛ با مراتب بالاتری از آن شخصیت مواجه هستیم که همچون ابراهیم و اسماعیل علیهم السلام تسلیم فرمان خداست و جزع و بی‌تابی نمی‌کند (کشف‌الاسرار و عده الابرار، ۱۳۷۱، ۸:۲۹۱).

البته رفتار حضرت ابراهیم علیه‌السلام در برخورد با حضرت اسماعیل را نباید از نظر دور داشت که این پدر و پسر برای کمال همدیگر در موقع قربانی شدن فرزند چه عکس‌العملی از خود نشان دادند؛ حضرت ابراهیم علیه‌السلام در کودکی اسماعیل را با هاجر در سرزمین مکه گذاشت و در زمان نوجوانی اسماعیل از سوی خداوند دستور یافت تا وی را به قربانگاه برده و ذبح کند؛ درباره اینکه ذبیح اسماعیل بوده یا اسحاق بین مفسران اختلاف‌نظر وجود دارد؛ هرچند این اختلاف ضرری به بحث نمی‌زند و در تعیین سبک زندگی تفاوت ایجاد نمی‌کنند، ولی باید خاطرنشان ساخت که طبق نظر تحلیلی بیشتر مفسران ذبیح «اسماعیل» است (المیزان، ۱۴۱۷ ق،۷: ۲۳۴؛ تفسیر نمونه، ۱۳۷۴،۱۹: ۱۱۸؛ بحارالانوار، ۱۴۰۴ ق، ۱۲: ۱۳۳؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۵ ق، ۱۲: ۱۸۵ – ۱۸۶؛ تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ ق، ۶: ۳۵۲؛ تفسیر التحریر و التنویر،۱۴۲۰ ق، ۲۳: ۷۱؛ متشابه القرآن و مختلفه،۱۳۶۹، ۱: ۲۲۷؛ الکافی، ۱۴۰۷ ق، ۸: ۶۰ -۶۱؛ الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ۱۴۲۲ ق‏، ۸: ۱۵۳ – ۱۵۴)، آزمایش دشواری که هم ابراهیم از عهده‌اش بر آمد و هم اسماعیل علیه‌السلام: «پس او را به پسرى بردبار مژده دادیم و وقتى با او به جایگاه «سَعْى» رسید، گفت: «اى پسرک من! من در خواب [چنین‏] مى‏بینم که تو را سر مى‏بُرَم، پس ببین چه به نظرت مى‏آید؟» گفت: «اى پدر من! آنچه را مأمورى بکن، انشاء اللَّه مرا از شکیبایان خواهى یافت»؛ پس وقتى هر دو تن دردادند [و همدیگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پیشانى بر خاک افکند، او را ندا دادیم که اى ابراهیم! رؤیا [ى خود] را حقیقت بخشیدى، ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‏دهیم. راستى که این همان آزمایش آشکار بود؛ و او را در ازاى قربانىِ بزرگى باز رهانیدیم؛ و در [میان‏] آیندگان براى او [آوازه نیک‏] به‌جای گذاشتیم» (صافات، آیات ۱۰۱-۱۰۸).

ذبح کردن فرزند با دست خود، آن هم فرزندى برومند و لایق، براى پدرى که یک‌عمر در انتظار چنین فرزندى بوده، کار ساده و آسانى نیست، چگونه مى‏تواند دل از چنین فرزندى برکند؟ و از آن بالاتر با نهایت تسلیم و رضا بی‌آنکه خم به ابرو آورد به امتثال این فرمان بشتابد و تمام مقدمات را تا آخرین مرحله انجام دهد، به‌طوری‌که از نظر آمادگى‏هاى روانى و عملى چیزى فروگذار نکند؟ و از آن عجیب‏تر تسلیم مطلق این نوجوان در برابر این فرمان بود، که با آغوش باز و با اطمینان خاطر به لطف پروردگار و تسلیم در برابر اراده او به استقبال ذبح شتافت (تفسیر نمونه، ۱۳۷۴،۱۹: ۱۱۶).

سبک زندگی اسلامی از منظر رهبری

چرا باید به «سبک زندگی» اهمیت داد؟

یکى از ابعاد پیشرفت با مفهوم اسلامى عبارت است از سبک زندگى کردن، رفتار اجتماعى، شیوهى زیستن – اینها عبارهٌ اخراى یکدیگر است – این یک بُعد مهم است؛ این موضوع را میخواهیم امروز یک قدرى بحث کنیم. ما اگر از منظر معنویت نگاه کنیم – که هدف انسان، رستگارى و فلاح و نجاح است – باید به سبک زندگى اهمیت دهیم؛ اگر به معنویت و رستگارى معنوى اعتقادى هم نداشته باشیم، براى زندگى راحت، زندگى برخوردار از امنیت روانى و اخلاقى، باز پرداختن به سبک زندگى مهم است. بنابراین مسئله، مسئلهى اساسى و مهمى است.
سبک زندگی بخش حقیقی و اصلی تمدن اسلامی است

ما اگر پیشرفت همهجانبه را به معناى تمدنسازى نوین اسلامى بگیریم – بالاخره یک مصداق عینى و خارجى براى پیشرفت با مفهوم اسلامى وجود دارد؛ اینجور بگوئیم که هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامى، ایجاد یک تمدن نوین اسلامى است؛ این محاسبهى درستى است – این تمدن نوین دو بخش دارد: یک بخش، بخش ابزارى است؛ یک بخش دیگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. به هر دو بخش باید رسید.
آن بخش ابزارى چیست؟ بخش ابزارى عبارت است از همین ارزشهائى که ما امروز به عنوان پیشرفت کشور مطرح میکنیم: علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسى و نظامى، اعتبار بینالمللى، تبلیغ و ابزارهاى تبلیغ؛ اینها همه بخش ابزارى تمدن است؛ وسیله است. البته ما در این بخش در کشور پیشرفت خوبى داشتهایم. کارهاى زیاد و خوبى شده است؛ هم در زمینهى سیاست، هم در زمینهى مسائل علمى، هم در زمینهى مسائل اجتماعى، هم در زمینهى اختراعات – که شما حالا اینجا نمونهاش را ملاحظه کردید و این جوان عزیز براى ما شرح دادند – و از این قبیل، الى ماشاءاللّه در سرتاسر کشور انجام گرفته است. در بخش ابزارى، علىرغم فشارها و تهدیدها و تحریمها و این چیزها، پیشرفت کشور خوب بوده است.
اما بخش حقیقى، آن چیزهائى است که متن زندگى ما را تشکیل میدهد؛ که همان سبک زندگى است که عرض کردیم. این، بخش حقیقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئلهى خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزى، تفریحات، مسئلهى خط، مسئلهى زبان، مسئلهى کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانهاى که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه؛ اینها آن بخشهاى اصلى تمدن است، که متن زندگى انسان است.

مقالات سبک زندگی قرآنی

هدف از بررسی سبک زندگی در مقاله های مختلف  بررسی تطبیقی میان سبک زندگی خانوادگی از دیدگاه قرآن و مدرنیته می باشد.

کتاب سبک زندگی قرآنی

در مورد سبک زندگی قرآنی به شما پیشنهاد می شود کتاب های مختلف و تفاسیر مختلفی را دنبال کنید تا به اطلاعات درست دست یابید.

سایت روانشناسی نوین بینش

۴ حرکت ساده برای برگرداندن عشق از دست رفته

بیشتر بدانید:

راه زندگی در قرآن

بهترین راه زندگی

راههای شاد زیستن در اسلام

داشتن زندگی شاد

راههای شاد زیستن در زندگی

شوهرداری در اسلام

اگر شما از طریق موتورهای جست و جو گر با ما اشنا شده باشید احتمالا یکی از جملات یا عبارات زیر را جست و جو کرده اید.

روایات سبک زندگی و سبک زندگی از دیدگاه قرآن. سبک زندگی اسلامی از منظر رهبری چه ویژگی هایی دارد. مقالات سبک زندگی قرآنی و  کتاب سبک زندگی قرآنی به چه مواردی اشاره می کنند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
بستن