no-img
نوین اطلس

نارضایتی از ازدواج


نوین اطلس
مطالب ویژه
اطلاعیه

ادامه مطلب

نارضایتی از ازدواج
zip
دی ۲۳, ۱۳۹۶

نارضایتی از ازدواج


این مقاله در مورد دلایل پشیمانی بعد از ازدواج، شوهرم از ازدواج با من پشیمان است، پشیمانی از ازدواج در دوران عقد، افسردگی بعد از ازدواج، از ازدواجم پشیمانم چه کنم، پشیمانی بعد از نامزدی، پشیمانی از عشق، پشیمانی بعد از عقد می باشد.

دلایل پشیمانی بعد از ازدواج

از انتخاب نادرست تا فشارهای اقتصادی و اجتماعی
علل نارضایتی متاهل ها از ازدواج چیست؟

به سراغ سارا گلستانی، کارشناسی ارشد مشاوره خانواده؛ می روم. او می گوید بخشی از مشکلات ریشه در انتخاب دارد و بخشی دیگر بعد از ازدواج به وجود می آیند اما این که این مشکلات چه هستند و از کجا به وجود می آیند و چطور برطرف می شوند را می توانید در ادامه گفت و گوی ما بخوانید.

+ دلیل اصلی نارضایتی و پیشیمانی زوج ها از ازدواج شان چیست؟

– به دلایل مختلفی ممکن است زوجین از ازدواج شان ناراضی باشند. مثلا ممکن است در انتخاب فرد مناسب دچار اشتباه شده باشند و همین موضوع برای شان چالش و مشکلاتی را ایجاد می کند. بعضی ها هم شخص درستی را انتخاب کرده اند اما مشکلات اقتصادی و معیشتی دارند. این افراد اگر درک متقابل داشته باشند و نیازهای شان برطرف شود مشکلی نخواهند داشت. اما اگر نیازهای شان رفع نشود، بهانه ای برای نارضایتی مطرح خواهد شد و این می شود که گاهی در زندگی روزمره به این قبیل افراد برمی خوریم.

+ فشارهای اقتصادی و مالی چقدر در این ماجرا نقش دارند؟

– متاسفانه فشارهای مالی و مسائل اجتماعی باعث می شود که افراد نسبت به ازدواج وحشت داشته باشند. تامین یک زندگی معمولی با توجه به معیارهای کمال گرایانه که به صورت اپیدمی درآمده است دشوار شده. همچنین به دلیل، نبود کار متناسب با توانایی فرد و دریافتی مورد انتظار او، میزان رضایتمندی و ریسک پذیری افراد برای شروع یک زندگی مشترک پایین آمده.

+ آیا زنان دلایلی مازاد بر علت های ذکر شده، برای ناراضی بودن دارند؟

– گاهی شخصی دوره ی جوانی مناسبی را نگذرانده باشد و از تعادل هیجانی و ثبات هویت برخوردار نباشد. مثلا زمانی که نوجوان بوده برحسب مشکلات اقتصادی مجبور به کار شده و از آزادی یک نوجوان عادی بهرمند نبوده. این افراد ممکن است بعد از ازدواج دچار خستگی و دلزدگی شوند. بعضی وقت ها علت این پشیمانی ها، تجربه شکست در روابط عاطفی است که اگر ترمیم و درمان نشود، فرد هنوز خود را شخصی شکست خورده دانسته و نسبت به مسائل دید منفی دارد. نبود مهارت کافی نسبت به نیازها، نداشتن مدیریت و مهارت در روابط، عدم شناخت جنس مخالف، داشتن بینش متزلزل و مبهم نسبت به جنس مخالف و وجود ترس از ناتوانی در برقراری یک رابطه ی رضایت بخش از دیگر دلایل پشیمانی زنان و مردان، به صورت یکسان است. یک دلیل مهم دیگر هم پیشینه ی فرهنگی جامعه ماست. فرهنگی که از کودکی با نگاهی متفاوت به زن و مرد، آن ها را نه برای با هم بودن که برای فرو رفتن در حالت تدافعی تربیت می کند. دخترها از بازی با پسرها منع می شوند اما پسرها آزاد گذاشته می شوند و برخورد صحیح با دخترها را نمی آموزند. دخترها باید به اجبار سنگ زیرین آسیاب باشند و مطیع، تا آن ها را مقصر ندانند. بنابراین حالا که جامعه در حال تغییر است، خانم ها مکانیزم دفاعی شان ازدواج نکردن یا بازداشتن دخترهای دیگر از ازدواج می شود.

+ اگر مجرد هستیم، چقدر باید حرف های متاهلان شاکی را جدی بگیریم؟

– ما به دیگران توصیه می کنیم که تحت تاثیر این حرف ها قرار نگیرند و توجه داشته باشند، شخصی که دیگران را از ازدواج منع می کند، در حالی که خود در ازدواج و تاهل قرار دارد دچار تعارض و تناقض در حرف و عملش است و این نشان می دهد نظر واقعی خود را نمی گوید و شاید برای دست یافتن به حال خوب و تخلیه انرژی منفی خود در حال بیان افکارش و تردیدهایش است.

شوهرم از ازدواج با من پشیمان است

به گزارش خبرنگاری چندی پیش زوج جوانی به دادگاه خانواده مراجعه کردند و درخواست طلاق دادند.

مرد جوان در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی روزی که من و همسرم تصمیم به ازدواج گرفتیم خانواده همسرم با ازدواج ما مخالفت کردند. آنها کلی با همسرم دعوا کردند که نباید با من ازدواج کند و به او گفتند با ازدواج با من بدبخت و بیچاره می شود و من نمی توانم او را خوشبخت کنم. اما همسرم اصرار کرد و من هم از تصمیمم منصرف نشدم تا اینکه آنها با نارضایتی تمام، سر عقدمان حاضر شدند.

وی افزود:اما بعد از ازدواج آنها من و همسرم را طرد کردند و گفتند حاضر نیستند پایشان را در خانه و زندگی ما بگذارند. پس از این اتفاق زندگی مشترک من و همسرم آغاز شد، ولی از همان روز اول، همسرم افسرده شد و نسبت به من بی تفاوت بود. اوایل تصور می کردم به خاطر این دعواها حال روحی اش بهم ریخته و به مرور زمان بهتر می شود. اما همسرم روز به روز رفتارش بدتر شد و به من اهمیتی نمی داد. همیشه افسرده بود و بیشتر مواقع می دیدم که دارد گریه می کند.

زن جوان ادامه داد:الان ۱۰ ماه از ازدواج ما می گذرد و همسرم همچنان مثل روزهای اول افسرده است و نسبت به من بی تفاوت است. اصلا انگار نه انگار که من شوهرش هستم. برای همین احساس می کنم همسرم از ازدواج با من پشیمان شده و می خواهد پیش خانواده اش برگردد. برای همین درخواست طلاق دادم.

بعد از صحبت های این مرد، همسرش نیز به قاضی گفت: آقای قاضی من پشیمان نیستم ولی از طرفی نمی توانم دوری خانواده ام را هم تحمل کنم. برای همین روز به روز افسرده تر می شود. دست خودم نیست و نمی دانم باید چکار کنم.

پشیمانی از ازدواج در دوران عقد

اگر در دوران عقد متوجه شدید که همسرتان درگیر یکی از بیماری های جسمی یا روانی است، قبل از جدا شدن یا ادامه زندگی با همسرتان، حتما با پزشک یا یک مشاور و روانشناس در مورد نوع بیماری و علائم آن، نحوه زندگی با او، اقداماتی که می توان برای بهبودش رایط انجام داد و عوارضی که در آینده با آن روبرو خواهید شد و … صحبت کنید.

۱- ابتلا به بیماری های سخت: بعضی از بیماری ها بسیار هشدار دهنده اند و برای زندگی با مبتلایان به این بیماری ها باید همه چیز را در نظر بگیرید. برخی از ابین بیماری ها عبارتند از: ایدز، هپاتیت C، تومور و سرطان های کشنده پیشرونده. کسی که قرار است با یک فرد مبتلا به بیماری های سخت ازدواج کند، باید بداند که زندگی زناشویی اش ممکن است چندان طولانی نباشد و همسرش بعد از مدتی فوت کند. وقتی طرف مقابل قرار نیست مدت زیادی زنده بماند، همسرش قبل از اینکه وارد فاز سوگواری شود، باید مرحله پیش سوگواری را بگذراند که اصلا کار ساده ای نیست. ضمن اینکه بیماری هایی مانند ایدز و هپاتیت C به شدت مسری اند و فرد باید احتمال آلوده شدن خودش را به این بیماری ها بدهد.

۲- تشخیص اسکیزوفرنی: اسکیزوفرنی از جمله بیماری های عصبی روانی مزمن و جدی است که روی کل شخصیت فرد تاثیر می گذارد و شایع ترین سن ابتلا بین ۱۵ تا ۳۰ سالگی است. ساختمان مغز این بیماران طبیعی است ولی بعضی از مواد شیمیایی آن عملکرد طبیعی ندارند، به طوری که افزایش و یا کاهش ترشح این مواد اختلالاتی در رفتار، تفکر و هیجان های بیمار ایجاد می کند و در مرحله حاد فعالیت های هیجانی، رفتاری، فکری و به طور کلی عملکرد طبیعی خود را از دست می دهد.

نشانه های بیماری در افراد مختلف متفاوت است ولی اغلب شامل افسردگی، رفتار عجیب و غریب، تحریک پذیری، خواب زیاد یا عدم توانایی در خوابیدن، گوشه گیری، خصومت بی دلیل، فراموشی نشان دادن واکنش شدید در بحران ها، عدم توانایی در گریه کردن یا گریه های شدید، استفاده از الکل و مواد مخدر، تراشیدن موهای سر و بدن و خودکشی می شود. آنها معمولا چیزهایی را می بینند و می شنوند که برای بقیه قابل رۆیت و شنیدن نیست.

برخی از مبتلایان به اسکیزوفرنی برای کنترل علائم بیماری خود باید همیشه دارو مصرف کنند، برخی دیگر مدت زمان مصرف دارویشان کوتاه است و بالاخره عده ای که بیماری آنها در پی استرس حاد نظیر بیماری جسمی با زایمان شروع شده ممکن است طی مدت زمان کوتاهی بهبود پیدا کنند.

۳- اطمینان از اعتیاد به مواد مخدر: معتادان به مواد مخدر و محرک، حتی اگر سم زدایی کنند، بدنشان هرگز مثل سابق و قبل از مصرف مواد مخدر نمی شود. اینها تا زمانی که یک مقدار مشخص مواد مخدر به بدنشان نرسد، نمی توانند عملکرد طبیعی داشته باشند اما باید به این نکته توجه داشته باشیم؛ چون زوج ها در دوران عقد ارتباط مستمری با هم ندارند، اگر یکی از دو طرف اعتیاد داشت، دیگری به راحتی متوجه آن نمی شود؛ مگر اینکه با هم به سفر بروند یا ارتباطشان نزدیکتر شود اما در هر صورت و در شرایط عادی که دو طرف با هم معاشرت عادی دارند، نمی توان به راحتی تشخیص داد که فرد مصرف کننده مواد مخدر است یا نه.

۴- فاش شدن بزهکاری: انجام رفتارهای خلاف شأن مثل اینکه خانم بفهمد درآمد شوهرش از راه کسب حرام است یا در کار قاچاق است هم از جمله مسائلی است که خانم می تواند در همان دوران عقد رابطه را تمام کند.

افسردگی بعد از ازدواج

وقتی فردی به افسردگی بعد از ازدواج دچار می شود نشانه هایی از کسالت، غمگینی، بی حوصلگی، کاهش انرژی، کاهش ارتباطات بین فردی را تجربه می کند و از زندگی اش لذت نمی برد. البته این حالت ها یا اختلال افسردگی فرق می کنند. طبیعی است که همه این موارد هیجانات ناخوشایندی هستند و یکی از زوج ها را در حالت غمگینی فرو می برد. شاید غمگینی محض نباشد و فرد بعد از ازدواجش زانوی غم بغل نگیرد، اما به هر حال می توان گفت که این حالت ها خلق و خوی پایینی هستند که با لذت نبردن از فعالیت های روزمره همراه می شوند.

دلخوری از نقش های جدید

افرادی که ازدواج می کنند در زندگی مشترک وظیفه جدیدی را برعهده می گیرند که «وظیفه همسری» است. شاید تصویر ما از این وظیفه ابتدایی و ساده باشد، نه تصویری واقعی که قرار است ایفا شود. فرد باید بداند که لازم است مسئولیت های جدیدی را برعهده بگیرد و این وظایف کارکردهای مختلفی دارند. چنانچه فرد احساس کند آمادگی پذیرش این نقش ها را ندارد یا از پس مسئولیت های جدیدش بر نمی آید و راحتی و آسایش خانه پدری را ندارد، ممکن است دچار افسردگی شود؛ برای مثال شاید خانمی احساس کند باید صبح زود بیدار شود، غذا بپزد یا مرد احساس کند تمام مسئولیت اقتصادی زندگی روی دوش من است و همین احساسات سبب بروز افسردگی شوند.

مجبور بودی ازدواج کنی؟!

یکی از مهمترین علت های افسردگی بعد از ازدواج این است که شاید ازدواج با بی میلی، بدون رضایت و میل شخصی و از روی «اجبار» صورت گرفته باشد. این اجبار می تواند در اثر عوامل درونی به وجود آمده باشد یا فشارهای خارجی سبب آن شده باشد؛ مثلاً خانمی را تصور کنید که احساس می کند زمان ازدواجش فرا رسیده و شاید دیر هم شده، بنابراین عجله دارد که به یکی از خواستگارانش جواب مثبت دهد و وارد زندگی زناشویی شود. این حالت یک اجبار درونی است که فرد خودش با آن درگیر می شود اما پس از ازدواج تازه می فهمد واقعیت های زندگی با تصویری که از ازدواج ساخته، زمین تا آسمان تفاوت دارد. وقتی هر یک از ما با «اجبار» کاری را انجام می دهیم در مورد خیلی از جوانب فکر نمی کنیم و شرایط را به درستی نمی بینیم. در نتیجه ممکن است احساس ناکامی سراغ مان بیاید یا با این طرز فکر مواجه شویم که همسرمان مورد مناسبی برای ما نیست و اختلافات بالا گیرد. شاید هم فکر کنیم که همسرمان به اندازه کافی جذاب به نظر نمی رسد. بنابراین به این نتیجه می رسیم که آنچه به دست آورده ایم به نیازهایمان پاسخ نمی دهد. همه این موارد می توانند پایه افسردگی باشند. گاهی اوقات اجبار برای ازدواج از راه یک عامل بیرونی صورت می گیرد. چند مورد از این اجبارها عبارتند از:

ـ اصرار والدین: خانواده فرد را قانع می کنند با شخصی ازدواج که برایش جذاب نیست یا شرایط خوبی ندارد.

ـ شکست عاطفی: وقتی فردی به تازگی از یک ناکامی عشقی بیرون آمده شاید برای فراموش کردن ارتباط قبلی به ازدواج با فردی دیگری تن دهد و بعد از این انتخاب پشیمان شود. در هر دو حالت اجبار بیرونی به همان دلیل که واقعیت های فردی دیده نشده اند و یک عدم رضایت وجود دارد، احساس سرخوردگی یا افسردگی پیش می آید. وقتی با بی میلی، عدم رضایت فردی یا بدون توجه به واقعیت های موجود وارد ازدواج می شویم احتمال بروز اختلافات بین فردی، تعارضات و بگو و مگوها افزایش می یابد و ممکن است افسردگی و اضطراب دیده شود.

مجردی تمام شد

ازدواج با محدودیت هایی همراه است. بعضی وقت ها ممکن است به دلیل تغییر نقش ها فرد محدودیت هایی را احساس کند. به هر حال این هم جزو ویژگی های نقش جدید است. یعنی فرد آزادی دوران مجردی را از دست می دهد و باید نظمی را رعایت کند، تعهد داشته باشد، نظر طرف مقابل را بپرسد، دور برخی از دوستی ها خط بکشد و… در صورتی که میزان سازگاری فردی با فضاهای جدید خوب نباشد همین موضوع می تواند آزاردهنده و افسرده کننده شود.

وابستگی زیاد به والدین

همه ما والدین مان را دوست داریم اما در مورد برخی از افراد این وابستگی به قدری زیاد است که نگران کننده می شود و پس از ازدواج به صورت نوعی «اضطراب جدایی» بروز می کند. شخصی که سال ها با والدینش در ارتباط تنگاتنگ بوده بعد از ازدواج باید به صورت غیر مستمر با والدینش در تماس باشد و چنانچه این وابستگی خیلی شدید باشد ناخودآگاه احساس کسالت و افسردگی سراغش می آید. بعد از ازدواج پدر و مادر دیگر در دسترس نیستند و مرتب نمی توان با آنها در ارتباط بود. در نتیجه شاید فرد ناگهان احساس کند پدر و مادرش را از دست داده و چقدر دلش می خواهد باز هم بچه والدینش باشد.

از ازدواجم پشیمانم چه کنم

این احساساتت طبیعیه. یعنی این امکان هست که حالت خوب شه از ازدواجت راضی باشی. پس نیازی نیست الان در مورد جدایی و این چیزا با خانمت حرف بزنی. تصمیمای مهم الان نگیر.

پشیمانی بعد از نامزدی

نامزدی با طعم پشیمانی

از روزی که ۲ نفر نیت ازدواج می‌کنند تا زمانی که سر سفره عقد بنشینند، راه بسیار دور و درازی در پیش است، یادتان باشد درست از زمان نامزدی تعهدات عقلی و اخلاقی و البته قانونی بر ذمه طرفین قرارمی‌گیرد، کم نیستند آنهایی که بر این باورند تا سرخانه و زندگی خودشان نروند، وقت دارند از گردونه تعهد به فرد مقابل خارج شده و به عبارتی، این مثل نه خانی آمده و نه خانی رفته را اجرا کنند.اما درسطرهای بعد خواهید دانست همیشه راهی برای احقاق حق هست.

یک تعریف ساده

نامزدی به دورانی از زندگی اطلاق می‌شود که پس از توافق اولیه آنها برای ازدواج در آینده آغاز شده و با بستن قرارداد نامزدی یک تعهد اخلاقی و حقوقی ایجاد می‌شود. طرفداران دوران نامزدی در دو گروه مذهبی و غیرمذهبی جای دارند. طرفداران مذهبی معتقدند که هرگونه رفت و آمد و معاشرت دختر و پسر بدون عقد موقت یا عقد دایم، خلاف شرع است و به همین دلیل نامزدی بدون محرمیت را نا درست می‌دانند. منظور این گروه از دوره نامزدی دوران میان عقد و عروسی است. قانونی مدنی ایران در مواد ۱۰۳۵ تا ۱۰۴۰ مقرراتی را در این باره وضع کرده است. در این گزارش افرادی با این تفکر مورد توجه قرار گرفته‌اند آنهایی که بینشان خطبه عقد جاری شده اما هنوز زیر یک سقف زندگی نمی‌کنند.

تاکید می‌کنیم که کلمه «نامزدی» همانگونه که از لفظ آن برمی آید به معنای زدن نام است. و پس از آن نام زن به عنوان زوجه بر مرد و نام مرد به عنوان زوج بر زن نهاده می‌شود. به عبارتی نامزدی یا وعده ازدواج، قراردادی است که بین دو نفر، به منظور ازدواج در آینده، نهاده می‌شود. براساس ماده ۱۰۳۵ قانون مدنی، وعده ازدواج، مسوولیتی ایجاد نمی‌کند، حتی اگر تمام یا قسمتی از مهریه که بین طرفین برای موقع ازدواج مقرر شده نیز پرداخته شده باشد. بنابراین، هر یک از زن و مرد، تا زمانی که بین آنها عقد جاری نشده باشد، می‌توانند از ازدواج، امتناع کنند و طرف دیگر نمی‌تواند به هیچ وجه او را مجبور به ازدواج کند و یا به دلیل امتناع از وصلت، از طرف مقابل خسارتی بگیرد.به عبارتی عقد نکاح در قانون مدنی ما فقط از طریق جاری شدن صیغه عقد تحقق می‌یابد و بدون انعقاد عقد، هیچ رابطه حقوقی بین زن و مرد بوجود نمی‌آید، حتی اگر دختر و پسر قبل از اجرای صیغه عقد، تحت عنوان نامزدی، به ازدواج با همدیگر متعهد شوند و برای تخلف از آن مبلغی را به منزله التزام معین کنند این تعهد مورد حمایت قانون نیست و بی اثر است و مبلغ التزام شده نیز قابل مطالبه نیست.

پس در نامزدی به معنای اول، هریک از طرفین قبل از وقوع عقد حق دارند که از وصلت امتناع کنند و هیچ عاملی نمی‌تواند آنها را به ازدواج مجبور کند و هرگونه تعهدی در این نامزدی بلااثر و باطل است و همان‌گونه که ماده ۱۰۳۵ صراحت دارد قبل از اجرای صیغه عقد هیچ اجباری برای طرفین وجود ندارد و هریک از آنها می‌توانند بدون عذر موجه از وصلت خودداری کند و طرف مقابل نمی‌تواند او را مجبور به ازدواج کند.

برخی مسئولیت‌های قانونی

از آن جا که ازدواج، قراردادی مهم است، قانون گذار به مرد و زن امکان داده است که تا آخرین لحظه قبل از وقوع عقد، از تصمیم خود بازگردند؛ زیرا انصراف از یک تصمیم نسنجیده، هر چند که از نظر اخلاقی درست نیست، بهتر از آن است که زن و مرد، خانواده ای متزلزل تشکیل دهند. بنابراین، هیچ یک از نامزدها نمی‌تواند از طریق قضایی، نامزد دیگر را مجبور به ازدواج کند. با این وجود، اگر یکی از نامزدها در به هم زدن نامزدی، مقصر باشد، نامزد دیگر می‌تواند با رعایت حدود قانونی، مطالبه خسارت کند که در ضمن آن، مسئله پس گرفتن هدایا نیز مطرح می‌شود.در واقع، بر هم زدن نامزدی «بدون علت موجه»، یک نوع سواستفاده از حق است و جرم یا تقصیر شمرده می‌شود و مسئولیت مدنی به همراه دارد.

از این رو، زیان‌های ناشی از بر هم زدن ناموجه نامزدی، بر طبق قواعد عمومی مسئولیت مدنی از جمله ماده ۳۳۱ قانون مدنی و ماده یکم قانون مسئولیت مدنی، قابل مطالبه است.اگر در اثر برهم زدن نامزدی به حیثیت یکی از طرفین لطمه ای وارد شود کاری از پیش برده نمی‌شود و قانون مدنی در این باره ساکت است اما با توجه به اصل ۱۷۱ قانون اساسی و قانون مسئولیت مدنی که جبران خسارت معنوی را به صراحت به رسمیت شناخته است، می‌توان به نامزد زیان دیده، حق داد که علاوه بر مطالبه خسارات مادی، جبران زیان‌های معنوی را نیز بخواهد. نحوه، میزان و نوع پرداخت این حق به عهده قاضی و برابر قوانین رایج است.

پشیمانی از عشق

با “دوستت دارم” ، “از شما خوشم آمده”، “تو همان مرد یا زن رویاهایم هستی” شروع می‌شود و در بهترین و خوش‌بینانه‌ترین حالت اگر به تجاوز، قتل و اخاذی ختم نشود ثمره‌اش تلخی، شکست و پشیمانی است. دوستی‌های خیابانی این روزها به معضل اجتماعی تبدیل شده به طوری که بررسی پرونده های جنایی نشان می‌دهد برخی از جرائم از جمله قتل، آدم ربایی، اخاذی و تجاوز به عنف در پوشش این روابط پنهانی انجام می‌شود.

با نگاهی به صفحه حوادث روزنامه‌ها پایان تلخ این دوستی‌ها را می‌بینیم، روابطی که ابتدا با طعم آشنایی برای ازدواج و دوستی آغاز می‌شود و در پایان خاطره ای تلخ را برای یکی از دو طرف که اغلب دختران هستند رقم می‌زند. در برهه کنونی که وضعیت اقتصادی خانواده‌ها نامناسب است و گرانی‌ها فشار زیادی به سرپرستان خانوار آورده، متأسفانه حماقت‌های برخی دختران بیشتر شده و با قرار گرفتن در مسیر این گونه دوستی‌ها و افزودن به مشکلات خانواده، گناهی نابخشودنی را مرتکب می‌شوند.

نکته واضح در این گونه روابط این است که، هر عاشقی اول «عاشق خود» است و بعد عاشق معشوقه! به گزاره های زیر توجه کنید، آیا رنگ و بویی از عقلانیت و یا حتی انسانیت در چند مورد زیر، چه از ناحیه پسر و چه از ناحیه دختر می‌بینید؟

یک – دوستی خانم دکتر با بیمار خود؛ ۲۷ اردیبهشت ماه زن جوانی به نام سمیه ضمن مراجعه به کلانتری خود را پزشک معالج معرفی کرد و عنوان داشت: فردی به هویت منصور حدود ۴ سال می‌شود که تحت درمان من قرار دارد. در این چهار سال من با منصور رابطه دوستانه بر قرار کردم ولی اوایل امسال بود که من به عقد مردی از بستگانمان در آمدم و رابطه‌ام را با منصور به پایان رساندم. ولی منصور به این رابطه پایان نداد و شروع به اخاذی و مزاحمت برای بنده نمود.

دو – درخواست یک پسر از دوست دخترش: کلیه‌ات را بفروش و پولش را به من بده تا فیلمت را در اینترنت منتشر نکنم؛ پسر جوان پس از برقراری رابطه دوستی خیابانی با دختران، با طعمه های خود ارتباط جنسی برقرار می‌کرد و از این عمل خود مخفیانه فیلم تهیه می‌کرد و از آن‌ها با تهدید به انتشار فیلم مبالغی را اخاذی می‌کرد.

سه – اعتراف دختر عاشق پیشه به قتل زن باردار؛ دختر ۲۵ ساله ای که عاشق مردی شده بود، به قتل فجیع همسر باردار وی اعتراف کرد. دختر جوان در این ارتباط به قاضی می‌گوید : من عاشق «ح» (همسر مقتول) بودم و او را خیلی دوست داشتم ولی او همواره به من دروغ می‌گفت که می‌خواهد با من ازدواج کند. من به قصد قتل همسر باردارش به منزل او نرفتم فقط می‌خواستم زندگی آن‌ها را با گفتن حقیقت ماجرا خراب کنم چرا که خانواده‌ام از ماجرای رابطه من و «ح» خبر داشتند و آبرویم رفته بود ولی با یکدیگر درگیر شدیم که من او را کشتم و طلاهایش را نیز سرقت کردم.

در هر سه مورد بالا غلبه احساس و هوس بر منطق و عقلانیت به وضوح دیده می‌شود؛ این‌گونه روابط آتشی زیر خاکستر است که اگر درمان و علاجی حداقل برای عقلانی کردن آن‌ها وجود داشته باشد بالطبع دیگر آسیب‌ها و معضلاتی که به دنباله این مسائل رخ می‌دهد کمتر می‌شود. امروز بزرگ‌ترین خیانتی که دختران به خودشان می‌کنند این است که به راحتی در دسترس پسران هستند و با آن‌ها رابطه برقرار می‌کنند. در دسترس بودن دختران برای پسران باعث افزایش تجرد گرایی شده است. در حال حاضر ۳۳ درصد دختران تجرد گرایی را برای آینده خود انتخاب کرده‌اند.

پشیمانی بعد از عقد

یکی از مسائلی که ممکن است در «انتخاب همسر» پیش بیاید این است که: پسر یا دختر و یا هردوی آنان، پس از گذراندن بعضی از مراحل مقدماتی ازدواج –مثل: گفتگوها و رفت وآمدها و خواستگاری و به اصطلاح «بله برون» و حتی بعد از عقد– و آشنایی بیشتر با اخلاق، رفتار، خصوصیات، شکل و اندام و خانواده و بستگان
یکدیگر و… ، از این ازدواج پشیمان می شوند و در می یابند که: این همسر، همسری نیست که می خواستند و
تصور می کردند. و یا خلاف آن است که در تحقیقات به آن دست یافته بودند. و یا اینکه: در می یابند که به این شخص هیچ علاقه ای ندارند و یا از او متنفرند و نمی توانند با او زندگی خوبی داشته باشند؛ حال به هر دلیلی و عاملی که می خواهد باشد. و حتی ممکن است بدون هیچ دلیل و عاملی نیز این حالت به وجود آید، یعنی فقط می دانند که از این شخص خوششان نمی آید و او را به عنوان همسر خود نمی پسندند.
در این حالت، می خواهند که از این ازدواج منصرف شوند و از راهی که آمده اند برگردند، اما (وای از این «اما»ها!) عواملی آنان را از این بازگشت، منصرف می کند. مثلا: تصور می کنند: «دیگر زشت است که برگردیم… حرفمان میان دو خانواده و فامیل پخش شده …. جواب مردم را چه بدهیم؟ اگر مردم بفهمند چه می گویند؟ شاید فکر کنند مسأله ی خاصی در کار بوده… دیگر نمی شود دل طرف را شکست… به او و خانواده اش لطمه می خورد…. اگر این کاررا بکنیم ناراحتی و دشمنی پیش می آید… دیگر کار از کار گذشته و باید تحمل کرد و… » و یا اینکه مطلب درونی و پشیمانی شان را به نزدیکان خود، مثل پدر و مادر و برادر و خواهر و یا دوستان نزدیک، می گویند، اما آنان از انصراف و بازگشت می ترسانندشان و مطالبی مانند مطالب فوق به اینها می گویند و ایراد و اشکالهایشان را هم توجیه می کنند ووعده هایی هم مبنی بر اینکه: «بعدا محبت پیدا می شود… کارها کم کم روبراه می شود!» به این دختر و پسر بی پناه می دهند. این عوامل، بکلی شجاعت و شهامت و اراده ی بازگشت و بیان حقیقت را از انان سلب می کند و در نتیجه: آن حالت «پشیمانی و بی علاقگی» را در دل خود نگه می داند و تظاهر به «رضایت و
علاقه» می کنند و سرانجام، تن به این «ازدواج ناخواسته» می دهند.(افسوس)! پس از ازدواج، چند صباحی با فشار بر خود و تظاهر به «دوست داشتن زندگی جدید» و «محبت ساختگی به همسر» بسر می برند؛ اما در درونشان آشوبی برپاست…

مطالب مرتبط:

دعای سنگین برای جدایی

پنهان کاری در ازدواج

نحوه برخورد با شوهر ایرادگیر

علت دعوای زیاد زن و شوهر

سایت روانشناسی نوین بینش

۴ حرکت ساده برای برگرداندن عشق از دست رفته



موضوعات :
ازدواج

درباره نویسنده

novinatlas 1715 نوشته در نوین اطلس دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.