no-img
نوین اطلس

جلوگیری از طلاق عاطفی


نوین اطلس
مطالب ویژه

ادامه مطلب

جلوگیری از طلاق عاطفی
zip
دی ۹, ۱۳۹۶

جلوگیری از طلاق عاطفی


این مقاله در مورد راههای رهایی از طلاق عاطفی، درمان طلاق عاطفی زوجین، راه حل طلاق عاطفی چیست، راهکارهای کاهش طلاق در ایران، راهکار پیشگیری از طلاق، راههای درمان طلاق عاطفی، طلاق روانی چیست، چگونه از طلاق جلوگیری کنیم؟ می باشد.

راههای رهایی از طلاق عاطفی

گفتگوی سالم در اختلافات خانوادگی

در تمام زندگی های زن و شوهری اختلافاتی از کوچک تا بزرگ وجود دارد که بعضی از این اختلافات هر چند کوچک متاسفانه به طلاق ختم می شود. آیا نمی توان با راه حلی بسیار ساده پشت این معضل جامعه، که درحال به دست آوردن رکوردهای بیشماری می باشد و پله های ترقی! را یکی یکی پشت سر می گذارد را به خاک بمالیم و دیگر شاهد پیشروی این آمار به طرف بالا نباشیم. آیا قبل از طلاق و شاید حتی خیلی قبل تر از آن با خود فکر کرده اید که چطور می توان با راه هایی به سادگی آب خوردن از نابودی خانواده تان جلوگیری کنید. این سوال را از زن و شوهرهایی می پرسیم که بدون توجه به نابودشدن اول خودشان بعد زندگی مشترکشان و سوم نسل بعد از خود به طلاق فکر می کنند و باعث بالارفتن آمار طلاق می شوند. در زندگی زناشویی معمولا دلخوری ها، رنجش ها، شکایت ها و مشاجره هایی دیده می شود. آنچه مهم است این نکته می باشد که زن و شوهر چگونه و به چه نحوی با یکدیگر در مورد رنجش ها صحبت می کنند. مطمئنا رعایت نکات ذیل به سلامت گفتگوی آنها کمک می کند. در ضمن این چند نکته می تواند کلید طلایی رسیدن به گفتگویی سالم و آرام باشد.

۱ ) پیش از بیان دلخوری به همسر، ابتدا کل ماجرا را روی کاغذ بنویسید. زیرا نوشتن، هم باعث آرامش نسبی شما می شود، هم سهم خودتان از دلخوری مشخص می گردد و درعین حال با یادآوری ماجرا، به علت های آن بهتر واقف می شوید.

۲ ) پیش از صحبت و گفتگو سعی کنید خود را به جای همسرتان بگذارید.

۳ ) پیش از صحبت با همسرتان هرگز موضوع را با دیگران مطرح نکنید، زیرا دیگران ممکن است بدون توجه به علت موضوع پیش داوری و قضاوت کنند.

۴ ) در ابتدای صحبت تاکید کنید قصد شما از مطرح کردن رنجش، رسیدن به حسن تفاهم است.

۵ ) سعی کنید هنگام صحبت به نکات مثبت کارهای اخیر همسرتان اشاره کنید.

۶ ) سعی کنید در هنگام گفتگو هرگز خشمگین نشوید.

۷ ) تاکید کنید ممکن است مقصر این ماجرا خودتان باشید.

۸ ) به اشتباهات خودتان هم اشاره کنید و از همسرتان عذرخواهی کنید.

۹ ) ضمن حل مساله حرف هایتان را با زخم زبان، کنایه و تحقیر بیان نکنید.

۱۰ ) مانع حرف زدن همسرتان نشوید و فرصت دهید تا او هم اظهار نظر کند.

درمان طلاق عاطفی زوجین

تمامی‌تست‌های شخصیتی و روان شناسی نشان می‌دهد که فرزندان طلاق عاطفی به این علت که شاهد مسائلی، چون اختلاف شدید والدین، توهین، بی توجهی و درگیری آن‌ها هستند؛ بیشتر از فرزندان طلاق قانونی و ثبتی در معرض آسیب هستند.

در خانواده‌هایی که والدین از یکدیگر طلاق عاطفی می‌گیرند؛ شاهد تشکیل یک مثلث هستیم که طی آن هرکدام از والدین سعی می‌کنند با فرزندان علیه دیگری ائتلاف تشکیل دهند؛ لذا به نوعی فرزندان را درگیر بحث و مشاجره خویش می‌نمایند و از آنجا که تفکر فرزندان همچون بزرگسالان و والدین ایشان نیست، در بیشتر موارد خود را مقصر دعوای والدین دانسته و سرزنش می‌کنند.

با توجه به تبعات سنگین و زیان بار پدیده طلاق عاطفی برفرزندان، دو راهکار برای حل و بهبود اینگونه روابط موثر واقع خواهند شد.

ابتدا استفاده از خانواده درمانی که مراجعه کنندگان آن از دو دسته خارج نیستند:گروه اول والدینی هستند که به حل مشکلات خود و ادامه رابطه مشتاقند و گروه دوم والدینی هستند که فقط به علت ترس از گفته‌های مردم و یا آینده فرزندان خود با بی رغبتی به ادامه زندگی مشترک برای حفظ آن تلاش می‌کنند.

راه حل طلاق عاطفی چیست

انسان‌ها در طول زمان تغییر می‌کنند اگر از تغییرات هم با خبر نشوند، نمی‌توانند کنار یکدیگر بمانند. ازدواج مانند رسیدن دو خط به یکدیگر است و نقطه تلاقی دو خط، آغاز مسیر با هم بودن می‌شود. اگر دو خط بعد از تلاقی مماس هم حرکت کنند یا لا اقل به صورت موازی و در کنار هم به مسیر ادامه دهند، مشکلی پیش نمی‌آید اما کار از آنجا​ خراب می‌شود که بعد از تلاقی دو خط، هر دو از نقطه مشترکشان بگذرند و به سمت و سویی بروند. هر​چه بیشتر حرکت می‌کنند، از هم دورتر می‌شوند.

برای انتخاب همسر، با هم گفت‌وگو می‌کنید و تقریبا می‌دانید هر کدام‌تان کجای جهان ایستاده‌اید اما بعد از این‌که وارد زندگی مشترک می‌شوید، یادتان می‌رود از خیلی چیزها با هم حرف بزنید. کل صحبت‌هایتان حول خانه، خرید، بچه‌ها، مهمانی و مسائلی از این قبیل خواهد بود و هیچ تلاشی هم برای همراهی هم نمی‌کنید. هر‌کدام مشغول زندگی خویش هستید. سال‌ها می‌گذرد و یکی از همسران تا مدرک دکترا پیش می‌رود و آن یکی هنوز دیپلم دارد البته این به خودی خود مشکل‌ساز نیست اما زمانی مشکل‌ساز است که آن همسری که دیپلم باقی مانده، سطح اطلاعات و دانش خود را بالا نبرده باشد.

در حرف زدن، لباس پوشیدن و اظهار نظر کردن همان آدم ده سال پیش باقی مانده اما همسرش دنیایی تغییر کرده است. این دو حتی نمی‌توانند با دوستان خانوادگی مشترک در رفت و آمد باشند چون خواسته هرکدام از آنها از ارتباط متفاوت است.

گاهی این تفاوت در تربیت بچه‌ها هم خیلی آزاردهنده می‌شود. البته منظور ما این نیست که زن و شوهر باید مانند کپی و رو نوشت هم باشند یا هر کاری یکی از آنها انجام داد،آن یکی هم انجام دهد بلکه می‌خواهیم بگوییم، یکدیگر را در رویاها و انتظارات خود شریک کنید. بگذارید اگر قرار است به سمت و سویی بروید، همسرتان هم با خبر باشد از او کمک بگیرید و گام هایتان را به کمک هم بر دارید. آن وقت اگر هر کدام تغییری کردید، به جایی رسیدید،رد پای حمایت همسرتان نمی‌گذارد او را فراموش کنید.

نگذاریدتکراری شوید

چشمانش را باز می‌کند. باز روزی دیگر شروع شد. با بی‌حوصلگی به سمت آشپزخانه می‌رود. یک غذای تکراری دیگر را انتخاب می‌کند و با دلسردی مشغول پخت و پز می‌شود. نگاهی به خانه می‌اندازد. خاک روی تمام وسایل خانه را گرفته اما فقط لوازم نیستند که زیر خاک فراموشی رفته‌اند. احساس می‌کند قلبش نیز غبارآلود شده. یاد روزهایی می‌افتد که همیشه خانه برق می‌زد. بوی غذایش در راهرو می‌پیچید. وقتی به ساعت برگشت همسرش به خانه نزدیک می‌شد، با اشتیاق چند بار جلوی آینه می‌رفت و خودش را برانداز می‌کرد. چقدر برایش مهم بود که در نگاه همسرش رضایت و تحسین را ببیند. به‌دنبال ذره‌ای از اشتیاق آن روزها می‌گردد اما انگار بی‌فایده است. نمی‌داند از چه زمانی جای صدای خنده‌شان را روزنامه‌هایی پر کرد که در دستان همسرش بود و کنترل تلویزیون که در دستان او. نمی‌داند چه زمانی زندگی‌شان را خاک فراموشی گرفت.

رابطه دو نفره زناشویی نمی‌تواند خود به خود در طول زمان به همان اشتیاق و گرمای روزهای اول باقی بماند. یکنواخت شدن زندگی پس از ازدواج امری طبیعی است، اما ادامه‌دار شدن آن می‌تواند آسیب جدی به زندگی مشترک برساند. ارزشمندترین چیزهایی که ما روزی برای به دست آوردنش بسیار تلاش کردیم، بعد از مدتی برایمان عادی می‌شود. این موضوع در مورد افراد دور و برمان هم صدق می‌کند. چند وقت است که به صورت مادرتان با دقت نگاه نکردید؟ آخرین باری که به پدرتان گفتید که برای‌تان چون تکیه‌گاهی ارزشمند است، کی بود؟ ما به بودن عزیزانمان آنقدر عادت می‌کنیم که فراموش‌مان می‌شود، آنها هم هستند.

شاید در روابطی مثل خواهر و برادری و دوستی این عادت کردن مشکل خاصی ایجاد نکند اما رابطه زن و شوهری به گونه‌ای است که اگر هر سال، هر ماه، هر هفته و شاید هر روز با هم عقد نکنید، حلقه ازدواج در دستانتان یک تشریفات بی‌پشتوانه خواهد بود. رابطه زن و شوهری مانند گلدان یاس است که باید هر روز آبیاری شود تا بوی گل‌هایش مستتان کند.

برای تکراری نشدن رابطه باید هر دو نفر تلاش کنند اما اگر دیدید که زندگیتان یکنواخت شده و قلب‌تان چون گذشته برای همسرتان نمی‌تپد، خودتان دست به‌کار شوید. شاید نوشتن یک نامه،خرید یک دسته گل، یک قرار شام دو نفره، تغییر در ظاهر و رسیدگی به سر و لباس و هر کار دیگری که به ذهن خودتان می‌رسد، بتواند دوباره شما را به هم نزدیک‌تر کند.

دنیای کلمات و خط قرمزهایش

تو آنقدر بی‌مسئولیتی که نمی‌دانم چرا با تو ازدواج کردم؟ در آینه به خودت نگاه کرده‌ای؟ چرا مثل زن‌های امروزی نیستی؟ همان بهتر که صبح زود از خانه بروی و دیر وقت برگردی، حضور تو فقط کار مرا زیادتر می‌کند……

نه اشتباه نکنید اینها جملات یک نمایشنامه کمدی نیست بلکه مکالماتی است که در خیلی از خانواده‌ها، عادی شده است.

برخی​ همسران وقتی مدتی از ازدواجشان می‌گذرد و با هم خودمانی می‌شوند، فکر می‌کنند هرچیزی که به ذهنشان رسید را به هر نحوی که بخواهند باید ابراز کنند. اما از این موضوع غافلند که حرف‌های خیلی ساده که گاهی در وسط دعوا و بدون منظور بیان می‌شود، می‌تواند قلب طرف مقابل را جریحه‌دار کند و اثر آن برای همیشه​ بماند.

بسیاری از سرد شدن‌ها و دور شدن‌های زناشویی به این علت است که دو نفر نمی‌دانند هر حرف آنها می‌تواند چه تاثیری بر زندگی‌شان داشته باشد. کلماتی چون دوستت دارم، عزیزم، تو زیباترینی​ مرد رویاهای منی​ مثل شارژر زندگی عمل می‌کنند اما توهین، ناسزا و کلمات نامناسب مانند بمبی تمام داشته‌های عاطفی زن و شوهر را دود کرده و بین‌شان فاصله می‌اندازد.

راهکارهای کاهش طلاق در ایران

با رعایت موارد زیر می توان باعث کاهش طلاق در ایران شد:

ازدواج‌هایی که در آنها هماهنگی بیشتر در طبقه اجتماعی، سطح تحصیلات، هوش، نژاد، دین، آموزه‌ها، زبان و … وجود داشته باشد موفق خواهند بود.

تفاوت طبقاتی یکی از عواملی است که با امکانات اجتماعی معمولاً دیدگاه‌های مختلفی را به‌وجود می‌آورد.

روابط اجتماعی ناسالم، ازدواج‌های احساسی، عشق‌های کورکورانه، خرافات و اعتقادات نادرست نظیر شانس و اقبال و ازدواج‌های از روی ترحم معمولا به طلاق می‌انجامند.

تفاوت سنی زیاد زن و شوهر، عوامل اقتصادی، مدگرایی و اسراف، اعتیاد به مواد مخدر، عدم رعایت عفاف و حجاب و پایبند نبودن به زندگی می‌تواند زندگی را به سوی طلاق سوق دهد.

داشتن شرایط مساعد برای ازدواج، توجه به مسائل معنوی، دینی و تشابه زوجین از لحاظ اعتقادات مذهبی، فرهنگی و تحصیلات می‌تواند به تشکیل یک ازدواج موفق کمک شایانی کند.

زوجین باید در زمینه مسائل خانوادگی آگاهی‌های خود را افزایش دهند و به همین منظور مراجعه به مراکز مشاوره و انجام مشاوره ازدواج قبل از ازدواج نیز می تواند مفید واقع شود.

دخالت‌نکردن اطرافیان، تعدیل کردن توقعات، حذف تشریفات زاید ازدواج، تعیین مهریه‌های مناسب، تطابق پذیری و قابلیت انعطاف زوجین می‌تواند زندگی موفقی را رقم‌ زند.

خوش‌رفتاری و توصیه مکرر به آن، گذشت از غفلت‌ها و تخلفات جزئی همسر، تسلط بر نفس و کنترل خشم بسیار تاثیرات مثبتی در تداوم زندگی برجای خواهد گذاشت.

راهکار پیشگیری از طلاق

به یکدیگر دلگرمی بدهید

یکی از پایه های یک رابطه عمیق، دلگرمی است که زوجین به یکدیگر انتقال می دهند. آنچه در دلگرمی وجود دارد، امنیت روانی است. امنیتی که از نظر روانشاسان، بنیادهای روابط عمیق، مانند رابطه با پدر و مادر را زنده می کند.

در این زمان هر دو طرف برای مشکلات مختلف احساس تکیه گاه می کنند، در واقع اگر تا پیش ازاین وقتی دچار مشکل می شدند به پدر و مادر خود تکیه می کردند، امروز به همسری مهربان تکیه می کنند. زوج هایی که به یکدیگر دلگرمی می دهند، یکی از پایه ای ترین اصول روابط عمیق و صمیمی را رعایت می کنند.

با یکدیگر راحت و صادقانه ارتباط برقرار کنید

روابط زناشویی را به روابط مختلف و متفاوت تقسیم کنید. یعنی انواع رابطه را با همسرتان تجربه کنید. در موقعیت هایی برای همسرتان دوست باشید، در موقعیت هایی کاملاً جدی باشید، در موقعیت هایی دلگرمی بدهید و در موقعیت هایی بر مشکلات و ضعف ها تمرکز کنید، گاهی یک همسر باشید و گاهی یک همکار.
احساسات و افکار خود را با کمال میل و راحت بیان کنید. در بعضی از مواقع لازم است گفتگوها را به تعویق بیاندازید.

با اختلافات کنار بیایید

بر اساس این گزارش اختلاف با زندگی زناشویی عجین است. در ازدواج های سالم، زن و شوهرها با اختلافات برخورد اثر بخشی دارند و اختلافات را خوب اداره می کنند. مهارت های حل مسئله، یادگرفتنی هستند و هر زن و شوهری می تواند آن را یاد بگیرد.

جرات به خرج بدهید و ناقص بودن خود را بپذیرید

آخرین باری که به خاطر اشتباهتان از همسرتان معذرت خواهی کرده اید، چه زمانی بوده است؟ وقتی در مواقع حساس و به خاطر اشتباهات و به جای جر و بحث عذر خواهی می کنید، تجربه ای را به همسرتان هدیه می کنید که تا پیش از این نکرده اید.

وقتی به خاطر اشتباهات، شجاعانه معذرت می خواهید، دیوار کمال طلبی های کاذب، تسلط و قدرت طلبی های بیمارگون را فرو می ریزید و با یک معذرت خواهی ساده، راه را برای صمیمیتی بیش از پیش آماده می کنید.

از یکدیگر کاملاً حمایت کنید

بسیاری از زن و شوهر ها در موارد بسیاری با هم اختلاف دارند و یا دیدگاه و نقطه نظر متفاوتی دارند اما همیشه احساس تکیه گاه بودن، پذیرش بدون قید شرط و حمایت را به همسرشان انتقال می دهند. احساس حمایت شدن یعنی با همه مشکلات و اختلافات باز هم همه چیز روبراه است.

وقتی را برای خوشگذرانی هفتگی کنار بگذارید

برای خوشحال کردن هم برنامه داشته باشید و زمانی را به عنوان یک زن و شوهر برای هم اختصاص دهید؛ زمانی که مداخله گرهایی مثل فامیل، دوستان، کار و حتی بچه ها مزاحم آن نباشند.

روی مشترکات تمرکز کنید و به تفاوت ها احترام بگذارید

وقتی آرزوها و علایق مشترکتان را در نظر می گیرید، می توانید از آنها به عنوان راهی برای نزدیک شدن به یکدیگر، صحبت کردن و خوش بودن استفاده کنید. از سویی به تفاوت ها احترام بگذارید و سعی کنید به زندگی شخصی همسرتان لطمه نزنید. احساس فردیت لازمه هر رابطه پویا و بلند مدت است.

خودتان را بپذیرید

خودپذیری یعنی احترام به خود، خواسته ها، حقوق و در کل احترام و جدیت در زندگی. افرادی که خودپذیری بیشتری دارند، در پذیرش دیگران تواناترند. خودپذیری متقابل، موجب رشد و کمال شما و رابطه تان می شود.

انتظارات واقع بینانه ای داشته باشید

در جامعه تصورات غیرواقع بینانه و رمانتیکی در مورد ازدواج و روابط زناشویی وجود دارد. سعی کنید، انتظارات خود را تعدیل کنید و بر خواسته ها و آرزوهای غیرواقع بینانه ای که رابطه شما را تحت تاثیر قرار می دهد شناخت پیدا کنید.

روزبه روز نهادهای اجتماعی از وظایف خانواده می کاهد اما هنوز هیچ نهادی نتوانسته است دو نیاز انسان را برآورده کند، آن دو نیاز، عشق و تعهد است.

راههای درمان طلاق عاطفی

دل زدگی زناشویی
یک مشاور خانواده بیان کرد:عشق اصلی و واقعی بین زوجین هیچ وقت از بین نمی رود. البته این امکان وجود دارد که پس از چند سال زندگی مشترک به تدریج این رابطه عاطفی بین زن و شوهر کمرنگ شود.

این دکتری روانشناسی عمومی با اشاره به اینکه همه روابط بین زوجین ممکن است به تدریج یکنواخت و کسل کننده به نظر آید؛ عنوان کرد:هر یک از زوجین می توانند با انجام رفتار های خوشایند جزیی که مورد پسند طرف مقابل است به روابط آشفته و سردرگمشان روحی تازه ببخشند.

وی در خصوص رابطه عاطفی عمیق و با نفوذ بین زوجین اظهار داشت:زن و شوهر تصور می کنند که پس از ازدواج باید تمام تلاش و همتشان را به کار گیرند که شریک زندگی مشترکشان تا ابد نسبت به آنان وفادار بمانند. این در حالی است که اگر رابطه سالم مبتنی بر عشق، مهربانی و احترام متقابل بین زوجین شکل گیرد به صورت خودکار فرد در زندگی مشترک نسبت به همسرش متعهد و وفادار باقی می ماند.

بنابراین زوجین می توانند با کشف ابعاد ناشناخته و توجه به ویژگی ها و علایق یکدیگر از سردی روابط زناشویی خود جلوگیری کنند و با یادگیری مهارت های ارتباط موثر، رابطه عاشقانه شان را گرمی و حرارت بخشند. تقسیم وظایف در خانواده از احساس خستگی یک فرد به تنهایی جلوگیری می کند و باعث می شود فرزندان نیز مسئولیت‎پذیر بار بیایند.

طلاق روانی چیست

تعریف اختلالات روانی:
برای اینکه بتوان تعریفی درست از اختلالات روانی داشت ابتدا بهتر است بدانیم نرمال یا طبیعی بودن و یا بهنجاری روانی به چه معنی می باشد. هر جامعه ای دارای یک سری آداب و اصول رفتاری و فکری و فرهنگی خاصی می باشد که مورد قبول افرادی که در آن جامعه زندگی می کنند می باشد. با این تعریف افرادی که در این جامعه زندگی می کنند اگر رفتارهایی از خود بروز دهند که خارج از نرم چنین جامعه ای باشد را میتوان نابهنجار نامید. و رفتار بهنجار یا نرمال رفتاری است که بر اساس با چارچوب و ارزشهای آن جامعه ای که در آن زندگی می کند ، باشد. بنا بر این رفتارهای که خارج از نرم طبیعی یا عرف رایج آن جامعه باشد را می توان رفتار نابهنجار نامید. آنچه در این قسمت گفته شد بیشتر مربوط به رفتارهای بهنجار یا طبیعی است و خارج از این تعریف را میتوان رفتار نابهنجار نامید که اختلالات روانی بخشی از آن می باشد. بطور کلی مرز بین رفتار طبیعی و اختلالات روانی کاملا مشخص نیست. در نتیجه رفتار مناسب و مورد قبول از یک خانواده تا خانواده دیگر، و از یک فرهنگ تا فرهنگ دیگر بسیار متفاوت است.

تعریف روشنتری که میتوان از اختلالات روانی و رفتاری ارائه داد می تواند چنین باشد: عملکرد روانی، فکری و رفتاری که، باعث آزار و اذیت خود و یا دیگرانشود. برای مثال کسی که دچار استرس و اضطراب شدید است ، این استرس و اضطراب باعث آزار خودش میشود و کاری به دیگری ندارد. اما کسی که دچار بدبینی و شکاکیت است، این احساس هم خودش را آزار می دهد وهم دیگران را مثلا”همسرش را . و یا کسی که از اختلالات جنسی رنج میبرد این اختلال هم برای خود او و هم برای شریک زندگیش او مشکل می آفریند.

رابطه عوامل روانی- جنسی و طلاق:
بر اساس پژوهش های انجام شده و همچنین گزارش هایی آماری که از مراکز دادگاهی بدست آمده می توان نتیجه گرفت که بیشترین عامل طلاق عامل جنسی می باشد که یا به صورت مستقیم مانند ناکارامدی جنسی زن یا مرد و یا به صورت غیر مستقیم که خیانت یکی از طرفین می باشد. اگر چه عامل جنسی از لحاظ آماری رتبه اول را در بروز طلاق دارا می باشد، با این حال دومین عامل بروز طلاق عوامل روحی و روانی است که شامل افسردگی،پرخاشگری، اعتیاد، بدبینی و شکاکیت و تجربیات تلخ گذشته یکی از زوجین است .برای مثال فردی که دوران خوبی در گذشته نداشته و از طرف والدین مورد بی مهری و خشونت قرار گرفته و یا شاهد خیانت یکی از والدین بوده طبیعی است که نگرش و احساس مثبتی به زندگی مشترک در آینده نداشته باشد،بنابر این چنین فردی دچار نوعی افسردگی ، بدبینی و شکاکیت می باشد که می تواند باعث طلاق در زندگی آینده او شود. عوامل بعدی طلاق می تواند عامل عاطفی، مانند دوست داشتن، ازدواج اجباری، عامل اقتصادی و عوامل فرهنگی و اجتماعی در که رتبه های بعدی را دارا می باشند.

چگونه از طلاق جلوگیری کنیم؟

گام ۱
باور کنید که می توانید از طلاق جلوگیری کنید. خیلی از مردم این مرحله را کنار گذاشته و بی اهمیت می دانند. اما واقعیت این است که این مرحله، اصلی ترین قدم در جلوگیری از طلاق است. اگر واقعاً به خود و قلبتان ایمان نداشته باشید، دیگر ممکن نخواهد بود که زندگی خود را نجات دهید.

گام ۲
به همسرتان توضیح دهید که شما به این ازدواج متعهد و وفادارید و طلاق تنها راه حل نیست! به او بگویید که نه تنها می خواهید زندگی تان را حفظ کنید، بلکه به فکر بازسازی زندگی وی هستید. به علاوه، اشتباه های گذشته تان را قبول کنید، با این کار نشان می دهید که چقدر دوست دارید به زندگی با وی ادامه دهید.

گام ۳
همسر خود را در صحبت ها و کارهای روزانه تعریف و تمجید کنید. این مرحله، قوی ترین بخش عملیات است و به شما قول می دهم اگر این مرحله ی تشویق را هر روز انجام دهید، همسر شما چاره ای نداشته و دوباره عاشق شما می شود.

مطالب مرتبط:

زوج درمانی

سایت روانشناسی نوین بینش

۴ حرکت ساده برای برگرداندن عشق از دست رفته



موضوعات :
ازدواج

دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.