no-img
نوین اطلس

چگونه رهبر خوبی باشیم


نوین اطلس
مطالب ویژه

ادامه مطلب

چگونه رهبر خوبی باشیم
zip
اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۷

چگونه رهبر خوبی باشیم


موضوعات: چگونه رییس خوبی باشیم، چگونه سرپرست خوبی باشیم، چگونه قاطع باشیم، چگونه مدیر موفقی باشیم.

 

برای آموزش جامع کسب درآمد اینترنتی به لینک زیر مراجعه کنید:

۵ حرکت من برای کسب درآمد اینترنتی

اگر مایل هستید راهکارهای ثروتمند شدن را به صورت علمی و بر اساس تجربیات افراد موفق بشناسید پیوندهای زیر را دنبال کنید:

علل گرایش به مادی گرایی

طرز فکر ثروتمندان

چگونه دیگران را رهبری کنیم

 

چگونه رییس خوبی باشیم

۱. سبک مدیریت‌تان را با هر فرد مطابقت بدهید.
از آن‌جا که هر فرد منحصر به‌فرد است، هیچ سبک مدیریت که برای همه مناسب باشد وجود ندارد. برای همین، همان‌طور که دقیقا توضیح می‌دهید از هر کارمند چه می‌خواهید، فعالانه پیشنهادها و ایده‌های هر کارمند را جویا شوید تا بدانید چگونه می‌توانید بهترین کار را از او بگیرید.

۲. رفتارهای مشکل‌ساز را برطرف کنید.
بهترین زمان برای انتقاد زمانی است که رفتاری سر می‌زند یا بلافاصله بعد از آن. اگر صبر کنید تا مشکلات شدیدتر شوند، در نهایت فقط آن برطرف کردن آن مشکلات را بغرنج‌تر می‌کنید، چون فرد به رفتار مشکل‌شاز خود عادت می‌کند.

۳. اغلب به ندانستن اعتراف کنید.
وقتی مانند کسی عمل می‌کنید که همه چیز را می‌داند، فرصت فکر کردن و رشد را از کارمندان‌تان می‌گیرید. اگر اعتراف کنید که طبیعی است همه چیز را ندانید، آنها بیش‌تر به شما احترام خواهندگذاشت. به جای فضل‌فروشی، از کارمندان‌تان سوال بپرسید تا خلاقیت‌شان را تحریک کنید.

۴. از معیارهای ساده استفاده کنید.
طرح‌های سنجش پیچیده برای کارمندان گیج‌کننده است. سعی کنید معیارهایی که استفاده می‌کنید، آن‌قدر برای کارمندان ساده باشد که با یک نگاه آن را بفهمند و با رفتارهایی که می‌خواهید ترویج بدهید در ارتباط باشند. از معیارهایی که کارمندان نمی‌توانند مستقیما با آنها ارتباط برقرار کنند خودداری کنید.

۵. همیشه مصاحبه کنید.
به جای آن‌که تا صبر کنید تا شدیدا به نیروی جدید نیاز پیدا کنید، تمام مدت با متقاضیان مصاحبه کنید، حتی اگر فعلا ظرفیت خالی ندارید. برای این‌که با بهترین داوطلبان در تماس باشید، از ترکیب ایمیل و شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید، این‌گونه وقتی به آنها نیاز دارید، آماده هستند.

چگونه سرپرست خوبی باشیم

مسائل فنی را به عهدهٔ دیگران بگذارید
اگر شما سرپرست فنی هستید، باید حداکثر تلاشتان را بکنید تا مشکلی که به‌وجود آمده است را حل کنید؛ شما مجبورید راه‌حل‌های مختلف را برای حل یک مسئله امتحان کنید. البته نه هر راه‌حلی! راه‌حلی که پیدا می‌کنید باید ساده باشد. بنابراین وظیفهٔ شما درحال‌حاضر دیگر مربوط به رفع مشکلات مختلف است و موفقیت در کار جدیدتان هم به همین مسئله بستگی دارد.

ولی به این نکته هم باید توجه داشته باشید که در موقعیت جدید، سر شما به‌ اندازهٔ کافی شلوغ خواهد شد؛ یعنی تقریباً کدنویسی را دیگر باید کنار بگذارید. درگیر شدن با کدنویسی، رفع مسائل فنی دیگر از حیطهٔ وظایف شما خارج است.

شما باید کدنویسی را به دیگران بسپارید؛ به‌عبارت دیگر، از این پس که شما سرپرست فنی شده‌اید، نوبت بقیهٔ دولوپرها است که مهارت‌هایشان را بروز بدهند و مشکلات را حل کنند. اگر شما وظیفهٔ خودتان را به‌خوبی انجام ندهید، افراد زیردست شما هم نخواهند توانست وظایف خود را به‌درستی انجام دهند و همه‌چیز آشفته می‌شود و آن‌وقت هم احتمالاً افراد مستعد تیم به‌هم ریخته و شما را ترک خواهند کرد و احتمالاً شما هم در کارتان شکست می‌خورید!

البته داشتن موقعیت سرپرست فنی به این معنی نیست که شما دیگر هیچ‌وقت با کدنویسی سروکار نخواهید داشت؛ گاهی مشکلاتی پیش می‌آید که شما می‌توانید از تجربه‌های خود در برنامه‌نویسی و دانش‌تان استفاده کنید. با این‌حال، باید حواستان باشد که رسیدگی به جزئیات و حل کامل مشکل فنی که به‌وجود آمده وظیفهٔ شما نیست بلکه شما باید فقط به پیدا کردن راه‌حل مناسب کمک کنید و نه بیشتر.

ممکن است برای این کار لازم باشد با دولوپرها یک جلسه بگذارید تا در مورد راه‌حل‌های کلی که باید پیش بگیرید صحبت کنید یا شاید لازم باشد کل فرآیند را با دولوپرها مرور کنید تا علاوه بر نظارت بر کار آن‌ها، انحراف از مسیر را هم تشخیص دهید و آن‌را تصحیح کنید.

وقتی توانستید با دولوپرها کاملاً هماهنگ شوید و یک اعتماد دوطرفه ایجاد کنید، آن‌وقت دیگر می‌توانید دست آن‌ها را بیشتر باز بگذارید و کمتر خودتان را در این مسائل درگیر کنید و به این شکل است که می‌توانید روی وظایف مهم‌تری که برعهده دارید تمرکز کنید.

کدنویسی را ترک نکنید!
موقعیتی که شما دارید اسمش سرپرست فنی است و کلمهٔ «فنی» بدون دلیل در کنار «سرپرست» نیامده است! درواقع شما به‌عنوان یک سرپرست فنی باید همیشه کدنویسی را تمرین کنید تا با گذشت زمان این مهارت ارزشمند را از یاد نبرید (مثل زبان انگلیسی که می‌گویند «فرار» است، بدون اغراق می‌توان گفت که کدنویسی هم فرار است و درصورتی‌که تمرین نشود، به‌سادگی آن‌را از یاد خواهیم برد.)

وقتی شما هرازگاهی کدنویسی کنید هم دانش برنامه‌نویسی‌تان را به‌روز نگا داشته‌اید، با محدودیت‌ها، فرایندها و مشکلات کدنویسی جدید آشنا می‌شوید و هم این که ارتباط قوی‌تری با برنامه‌نویسان و تیم خود ایجاد خواهید کرد.

کدنویسی برای یک سرپرست فنی خیلی مهم است؛ اگر کدنویسی را به‌طور کامل کنار بگذارید، ممکن است در آینده‌ای نه‌چندان دور ارتباط مؤثر با تیم توسعه‌دهندگانتان را هم از دست بدهید؛ یعنی ممکن است شما به‌عنوان سرپرست فنی تصمیم‌هایی بگیرید که از کارکرد و نتایج آن آگاه نیستید.

این مسئله مشکلات زیادی را برای شما ایجاد می‌کند؛ مثلاً اعتمادی که میان شما و دیگر دولوپرها به‌وجود آمده است را از بین می‌برد؛ به‌علاوه، زمان لازم برای توسعهٔ یک فیچر جدید را افزایش می‌دهد و احتمال این‌که پیچیدگی‌های ناخواسته در سیستم نرم‌افزاری به‌وجود آید را بیشتر می‌کند.

سرپرست فنی روش‌های مختلفی را می‌تواند برای اختصاص یک زمان مشخص برای کدنویسی به‌کار بگیرد ولی به‌هرحال چیزی که اهمیت دارد این است که کدنویسی باید بخشی از کار یک سرپرست فنی باشد. ولی معمولاً تصمیم‌گیری در مورد این‌که چه‌موقع و چه‌مقدار از زمان خود را کدنویسی اختصاص دهید کار دشواری است.

اگر نکته اول، یعنی سپردن وظایف و مسئولیت مسائل فنی به دیگران را رعایت کنید، احتمالاً کمی سرتان خلوت‌تر می‌شود و وقت بیشتری خواهید داشت؛ سرپرستان فنی موفق معمولاً تاریخ‌ها و زمان‌هایی را در برنامهٔ زمانی خود برای کدنویسی مشخص می‌کنند. با این کار، آن‌ها مطمئن می‌شوند که حتماً در طول هفته به کدنویسی و بازبینی کدها به همراه تیم توسعه می‌رسند.

چگونه قاطع باشیم

● رفتار باید قاطع باشد!

قبل از هر چیزی باید تکلیف خودمان و شما را مشخص کنیم یعنی همین اول مشخص کنیم که رفتار قاطعانه چه رفتاری است که باید دنبالش رفت و یادش گرفت؟! رفتار قاطعانه نه رفتار پرخاشگرانه است نه ظالمانه و نه سلطه جویانه و به رفتاری گفته می شود که مستقیم، صادقانه و مناسب عقاید و احساسات ما باشد. یعنی ما در برابر موضوعات مختلف همان طوری رفتار کنیم که عقیده، احساس و نظر ماست. رفتار قاطعانه مانع سوء استفاده دیگران و تحمیل نظرات و خواسته هایشان به ما می شود و ما می توانیم خواسته ها و نظرات خود را به راحتی ابراز کنیم. لابد با خودتان می گویید حالا اگر آدم رفتار قاطعی نداشته باشد مگر آسمان به زمین می آید راستش را بخواهید بله! وقتی شما رفتار قاطع نداشته باشید یعنی رفتارتان منفعلانه است و ابراز وجود نمی کنید و تفاوت ابراز وجود با رفتار منفعلانه در این است که شما در رفتار منفعلانه از حق خودتان می گذرید اما در ابراز وجود بر حق خود تأکید می کنید و حاضر نیستید کسی حق شما را پایمال کند مثلا در رفتار منفعلانه می دانید که استاد اشتباه کرده و یک نمره به شما کمتر داده اما حاضر نیستید آن را بیان کنید و بی خیال می شوید و در واقع از حق خودتان می گذرید یا راننده تاکسی پول بیشتری از شما گرفته باشد! خیلی ها فکر می کنند وقتی باید رفتار قاطعانه ای داشته باشند یعنی باید رفتار پرخاشگرانه از خودشان نشان دهند و قاطع بودن را با خشونت اشتباهی می گیرند در صورتی که کاملا در اشتباه هستند چون در رفتار پرخاشگرانه آدم ها فقط روی حق خودشان تأکید دارند و به حقوق دیگران تجاوز می کنند اما در رفتار قاطعانه و ابراز وجود، برای فرد هم حق خود و هم حقوق دیگران مهم است و نه به حق خودش و نه حقوق دیگران تجاوز نمی کند.

● کی منفعل است، کی قاطع؟!

کارشناسان می گویند بین آدم هایی که می توانند رفتار قاطعانه داشته باشند با آن هایی که نمی توانند تفاوت زیادی وجود دارد یعنی افراد منفعل یک ویژگی ها و خصوصیاتی دارند که افراد دارای رفتار قاطعانه ندارند. راستش افرادی که رفتار منفعلانه دارند نسبت به حق و حقوق خود بی تفاوت هستند. کسانی هستند که اعتماد به نفس و عزت نفس پایینی دارند. برای خودشان احترام قائل نمی شوند و دائم خودشان را کوچک و حقیر تصور می کنند و معمولا به این که توسط دیگران یا موقعیت های مختلف کنترل شوند تمایل دارند و دائم هم نسبت به دیگران احساس گناه می کنند. اما کسانی که رفتار قاطع دارند و می توانند به خوبی ابراز وجود کنند برعکس اعتماد به نفس و عزت نفس خوبی دارند. برای خودشان و دیگران احترام و ارزش قائل هستند. در رفتارشان صداقت دارند. اهل سئوال و پرس و جو هستند. به دیگران توجه می کنند و منتظر بازخورد دیگران نسبت به کارشان هستند و البته همیشه انگیزه انجام کارهای خوب را دارند. آنها به کسی بی احترامی نمی کنند و البته اجازه هم نمی دهند کسی به آن ها بی احترامی کند. احساس منفی نسبت به بیان احساسات و خواسته های خود ندارند و نمی گذارند دیگران خواسته هایشان را به آن ها تحمیل کنند. البته آدم هایی که بلد هستند ابراز وجود کنند خودخواه نیستند و برای خواسته های دیگران هم ارزش قائل هستند.

چگونه مدیر موفقی باشیم

۱. بیش‌تراز آن‌چه که از شما انتظار می‌رود انجام دهید
این باید در تمام بخش‌های زندگی شما اعمال شود، وقتی که همیشه بیشتر از آن‌چه که از شما انتظار می‌رود را انجام دهید، یک نام تجاری شخصی که نشان‌دهنده صلاحیت، اعتبار و برتری شما است را به دست خواهید آورد. زمانی که شما بیش‌تر از حد انتظار یک کار را ارئه می‌دهید، این کار مشوق گام‌های بعدی خواهد بود و مردم همیشه مایل هستند که با شما کار انجام دهند. وقتی که در انجام نیاز‌ها و درخواست‌های مردم پیش‌دستی می‌کنید، یک قدم جلوتر گام برمی‌دارید. اگر رئیس‌تان از شما پیشنهاد یک هدیه عالی برای مشتری را خواست، تنها یک مورد را نام نبرید بلکه چندین گزینه با جزئیات کامل را پیش روی او قرار دهید. مثلا اگر از شما خواسته شد که اتاق خواب را تمیز کنید، شما تمام خانه را تمیز کنید. به تمام درخواست‌ها توجهی یکسان داشته باشید مهم نیست که آن‌ها چقدر سرمایه‌گذاری نیاز دارند، زیرا شما می‌خواهید ارائه بیش از حد انتظار را برای خود یک عادت قرار دهید. به این صورت در تمام ابعاد زندگی خود با انگیزه و موفق خواهید بود. این‌ها نظرات ریک میلیتی (Ric Militi) مدیر عامل شرکت راکون‌های دیوانه و توسعه دهنده فشرده ساز فایل زیپ است که ۶ ماه پیش برنامه Question Answer را ارائه کرد و از آن زمان ۱۰ میلیون اشتغال ایجاد کرده است.

۲. در اداره اولین نفر حاضر شوید
«من دوست دارم اولین نفری باشم که صبح در اداره حاضر می‌شوم، این کار به من زمانی می‌دهد که بتوانم تمرکز کنم و اولویت انجام کار‌ها را قبل از آغاز به کار بنویسم، گزارش‌های روزانه را در زمان مشخصی جمع‌بندی کنم و ایمیل‌های اضافی را پاک کنم. زمانی که من صبح زود از خواب بیدار می‌شوم احساس پیش‌رو و اول بودن به من دست می‌دهد.» این ایده جیمز تورنتون (james Thornton) مدیر عامل بی باک سفر است. یک شرکت سفر‌های مخاطره آمیز جهانی که بیش از هزار سفر در بیش از صد کشور ارائه می‌دهد.

۳. هر روز با خانواده در ارتباط باشید
«در ارتباط بودن با خانواده به من نوعی حس تعادل در تمام ساعات روز را می‌دهد. این اهمیتی ندارد که کجای دنیا باشم، من هر روز و در ساعاتی مشخص با خانواده‌ام صحبت می‌کنم، ساعت ۷ صبح با همسر و پسر کوچکم صحبت می‌کنم. غروب دوباره با همسرم تماس می‌گیرم و به پسر دیگرم و دخترم در طول روز پیام می‌فرستم.» این عادت بیل لین هان (Bill Linehan ) مدیرعامل شرکت و صاحب چندین هتل و مسافرخانه‌های بین‌المللی است.

۴. به نقاط مختلف شرکت یا محل کارتان سر بزنید
«با داشتن تماس رو‌‌‌ در‌‌ رو و گفتگوی واقعی با تیم کاری، آن‌ها را تشویق به کار می‌کنم. من در طول روز چندین باز از راه‌پله ساختمان عبور می‌کنم تا با کارمندان صحبت کنم و درباره فعالیت‌های شرکت بیشتر بدانم. این کار به من اجازه در ارتباط بودن با تمام سطح‌های کاری را می‌دهد.» این روال روزانه کلیتون رید (Clayton Reid)، رئیس و مدیر عامل شرکت جهانی MMGY‌، یک شرکت بازاریابی جهانی و متخصص در سفر و سرگرمی است.



دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.