no-img
نوین اطلس

چگونه اعتماد از دست رفته را برگردانیم؟


نوین اطلس
مطالب ویژه

ادامه مطلب

چگونه اعتماد از دست رفته را برگردانیم؟
امتیاز 5.00 ( 1 رای )
zip
بهمن ۱, ۱۳۹۶

چگونه اعتماد از دست رفته را برگردانیم؟


این مطلب در مورد موضوعات چگونه اعتماد از دست رفته را جلب کنیم؟، اعتماد از دست رفته شعر، بازگرداندن عشق از دست رفته، اعتماد دوباره، راههای جلب اعتماد، برگرداندن مرد به رابطه نوشته شده است.

چگونه اعتماد از دست رفته را جلب کنیم؟

• گفتگو
مهم‌ترین، بهترین و اولین راه برای حلِ مشکلِ عدم اعتماد پدر و مادر نسبت به شما گفتگویی ساده، صادقانه و هدف‌دار است. از آنها بخواهید بنشینند و با حوصله به حرف‌های شما گوش دهند. قبل از هر چیزی باید مسئله را مطرح کرده و بپذیرید اشتباه کرده‌اید و از کرده خود پشیمان هستید. همین اعتراف دل پدر و مادر شما را آرام می‌کند و خیالشان راحت می‌شود به اشتباه خود پی برده‌اید. در حقیقت اطمینان حاصل می‌کنند قدرت تشخیص غلط از درست را به دست آورده‌اید. از هیچ چیز نترسید و حرفت دل‎تان را زده و از احساس خود سخن بگویید.

• ارائه برنامه جدید
پس از بیان مسئله، نوبت به برنامه جدیدتان می‌رسد. بگویید برای زمان پیش‌ رو چه برنامه‌ای دارید و قرار است چه راهکارهایی را برای اعتماد‌سازی آنها انجام دهید. در این مورد حتما از آنها هم بخواهید اگر برنامه‌ای دارند با شما در میان بگذارند اما این را هم مد‌نظر داشته باشید هر راهکاری شدنی نیست.

به طور مثال ممکن است آنها برای اینکه خیال‎شان راحت شود از شما بخواهند گاهی تلفن همراه‎تان را چک کنند و شما هم برای اثبات صداقت خود با این کار موافقت کنید. این همان راهکاری است که قابل اجراست اگر‌چه باید برای زمانی محدود باشد و تا همیشه ادامه پیدا نکند.
اما ممکن است مادرتان بخواهد شما را در کلاس زبانی که می‌روید همراهی کند. این همراهی نه ممکن بوده و نه به صلاح است. اما برای اینکه روی حرف آنها هم حرفی نزده باشید از مادرتان بخواهید در مسیر خانه تا کلاس شما را همراهی کند.

• اجتناب از رفتارهای حساسیت ‌زا
اگر دوست‎تان به شما زنگ ‌می‌زند یواشکی به اتاقی دیگری نرفته و با رفتارهای مشکوک، آنها را به رفتار خود حساس نکنید. آنها در حال حاضر روی شما حساسیت بیشتری پیدا کرده و ممکن است رفتارهای سوء‌ تفاهم برانگیز شما باعث دامن زدن به حساسیت‌های بیشتری شود. بنابراین کاری مخفیانه ولو درست یا مربوط به دوستان‎تان انجام ندهید.

• اعتمادسازی مجدد
برای اعتماد‌سازی مجدد کار دیگری که می‌توان کرد این است که اگر دوباره بستری برای اشتباه یا خطای گذشته پیش آمد آن را با خانواده مطرح کنید. آنها را در جریان بگذارید و اطمینان بدهید دیگر مشکلی پیش نمی‌آید. بیان این گزینه نکته مثبتی دارد. ممکن است شما به خانواده حرفی نزنید و آنها خود از موضوع مطلع شوند. اگر این‌گونه باشد ممکن است عدم شفاف سازی از سمت شما باعث شود افکار منفی و بدبینانه‌ای به سراغ آنها بیاید و شک به دل آنها راه پیدا کند. بنابراین قبل از این همه اتفاق منفی، بهتر است خودتان موضوع را بگویید.

• کمک از مشاور
گاهی ممکن است هیچ کدام از راه‌های گفته شده کار‌ساز نبوده و تلاش شما بیهوده باشد. در این زمان یک مشاور یا بزرگ‎تر فامیل که حرفش پیش پدر و مادر شما “برو” دارد کمک خوبی باشد. شاید آنها شما را بچه بدانند و یا به دلیل همان اختلافاتی که بین سن و سال و فکرتان وجود دارد حرف شما را متوجه نشوند. اما یک مشاور یا بزرگ‎تر با ویژگی‌هایی که گفته شد می‌تواند در حل مشکل مفید واقع شود.

اعتماد از دست رفته شعر

به کدامین سوی باید رفت ؟
حقیقت را کجا باید جست ؟
به چه کس با اعتماد می توان دل بست ؟
بیتوته در این ظلمت کجا باید کرد ؟
در شهری که دزد وپاسبان و قاضی وزاهد همه همدست،
چگونه می توانیم از شکّ و تردیدهایمان جست ؟
اعتبارِ اعتماد – بار دیگر در میانِ ما ،
چگونه خواهدش آمد به دست !

بازگرداندن عشق از دست رفته

ترمیم رابطه با هدف ازدواج

بسیاری افراد هستند که قبل از ازدواج وارد رابطه های عاشقانه می شوند. گرچه ورود و شروع چنین روابطی توصیه نمی شود ولی اگر هدف شما از این ترمیم رابطه، ازدواج و تشکیل خانواده با هدف تحکیم بنیاد اسلامی است پس ارزش تلاش کردن دارد. اما اگر هدف شما ازدواج نیست و به دنبال ازدواج نیز نیستید به شما توصیه می کنم هم اکنون از مطالعه ی ادامه ی این مقاله خود داری کنید. به یاد داشته باشید ازدواج قوی ترین و موثر ترین عوامل در پایداری و قطعیت روابط عاشقانه و عاطفی شما است. پس شدیدا توصیه می شود اگر ازدواج نکرده اید، رسیدن به این هدف را در لیست اهداف خود قرار دهید. البته مطمئن هستم خوانندگان سایت نوین بینش پس از آشنایی با ان ال پی و مطالعه ی مطالب نوین بینش متوجه ی اهمیت این موضوع شده اند و هدفی به جز ازدواج و پایداری در روابط ندارند.

اعتماد دوباره

گام اول: درباره این موضوع (خیانت) صحبت کنید
دقیقا توضیح دهید که چه اقدامی از طرف همسرتان باعث ناراحتی و رنجش شما شده است. به این ترتیب، همسرتان راحت تر می تواند تشخیص دهد که برای جلب دوباره اعتماد شما باید چه کاری انجام دهد. احساسات تان را طوری بیان کنید که طرف مقابل محکوم نشود. در هر حال او نیز می داند که کار نادرستی انجام داده و در حال حاضر پشیمان است. پس سعی کنید به جای مسموم کردن فضا، احساس همدلی ایجاد کنید. برای مثال، می توانید از جمله « من بسیار آسیب دیده ام » به جای جمله « تو به من آسیب زده ای » استفاده کنید. در واقع، اگر بتوانید به جای این که از خودتان دفاع کنید، تنها به بیان احساسات تان بپردازید،احتمال این که همسرتان مسئولیت کارهای خود را به عهده بگیرد بسیار بیشتراست.

گام دوم: درباره حقایق شفاف سازی کنید
اگر همسر شما مسئولیت کارهایی را که انجام داده است پذیرفت، حال باید درباره حقایق و اتفاقاتی که رخ داده است صحبت کنید. احتمالا شما سوال هایی زیادی دارید که باید به آن ها پاسخ داده شود. در واقع تا زمانی که شما ندانید دقیقا چه اتفاقاتی افتاده است، حس تردید تان ادامه خواهد داشت. این موضوع باعث می شود که نتوانید به همسرتان اعتماد کرده و آرامش خود را باز یابید. به یاد داشته باشید هر چه قدر هم که شنیدن حقیقت دردناک باشد، اما برای بازیابی اعتماد شما لازم است. پس خونسردی خود را حفظ کرده و همه ماجرا را بشنوید.

گام سوم: عذرخواهی های صادقانه را بپذیرید (یا خودتان صادقانه عذر خواهی کنید)
در این شرایط کسی که خیانت کرده است باید از طرف مقابل یک عذرخواهی ساده اما صادقانه بکند. عذرخواهی او باید طوری باشد که به خوبی پشیمانی اش را نشان دهد. برای مثال، می توان گفت: من از تو معذرت می خواهم. می دانم که به تو آسیب زده ام. اما باور کن بسیار پشیمان ام. به یاد داشته باشید زمانی که عذرخواهی خود را با بهانه همراه می کنید، تاثیر کمتری دارد. همچنین می توانید به همسرتان قول دهید که دیگر این کار را تکرار نخواهید کرد.

گام چهارم: دلیل کارتان (خیانت) را توضیح دهید
برای این که بتوانید مشکل تان را کاملا حل کنید، باید دقیقا شرایط و انگیزه تان را از خیانتی که در حق همسرتان کرده اید، توضیح دهید. برای همسرتان کاملا شرح دهید که زمانی که به او خیانت می کردید چه احساسی داشته و چه فکری در سر داشته اید.

گام پنجم: به فکر راه چاره باشید
زمانی که شما و همسرتان متوجه شدید که چرا این اتفاق رخ داده است، باید چاره ای بیاندیشید که دیگر در رابطه تان چنین مسائلی تکرار نشود. با هم مشورت کنید که شخص خائن کدام یک از رفتارهایش را می بایست تغییر دهد تا در آینده دوباره خیانت نکند. احتمالا او باید از بودن با افراد خاصی یا رفتن به محیط های مشخصی بپرهیزد. از طرفی نیز می بایست احساسات اش را به شیوه های دیگری بروز دهد.

توصیه مهم: نوشتن این موارد می تواند همکاری بیشتری میان دو طرف ایجاد کند.

راههای جلب اعتماد

● با حرف چیزی را ثابت نکنید

به جای اینکه با حرف زدن بخواهید کار هایتان را توجیه و اعتماد او را جلب کنید، سعی کنید با رفتار هایتان او را به خود مطمئن کنید. اگر می خواهید با حرف هایتان خود را بهتر از آنچه هستید نشان دهید، باید بگوییم که تضاد میان حرف هایتان و آنچه عمل می کنید، می تواند اوضاع را از این هم پیچیده تر کند. اگر هم فکر می کنید او شما را آنطور که واقعا هستید نمی بیند و باید با حرف زدن و توضیح دادن به او بقبولانید که صادق و مورد اعتمادید، باز هم در اشتباهید. بیش از حد توضیح دادن نه تنها کمکی به بهتر دیده شدن نمی کند، بلکه خودش می تواند یکی از دلایل شک کردن باشد. پس وفاداری تان را در عمل تان نشان دهید و مسوولیت قضاوت او را بر عهده خودش بگذارید.

● به خودتان اعتماد کنید

بی اعتمادی شما نسبت به خودتان، یکی دیگر از دلایلی است که می تواند شک همسرتان را باعث شود. آدم هایی که در مورد عقاید و سبک زندگی شان مطمئن نیستند، هیچ وقت هم مورد اعتماد قرار نمی گیرند. سعی کنید چارچوب مشخصی برای عقاید تان داشته باشید و با قاطعیت نظر تان را اعلام کنید. به خودتان و توانایی هایتان اعتماد داشته باشید تا دیگران هم به شما اطمینان کنند. اگر همسرتان احساس کند که فرد توانا و قدرتمندی هستید، دیگر به خودش اجازه نمی دهد که به شما شک کند. البته این موضوعی نیست که به تنهایی از پس آن بربیایید. اگر شما هیچ وقت آدم قوی ای نبوده اید، نمی توانید یک شبه خودتان را تغییر دهید. کلاس های خود شناسی و جلسات انفرادی با یک روانشناس، می تواند بهترین کمک برای تقویت عزت نفس شما باشد.

● به او آموزش دهید

قبل از آنکه بخواهید مورد اعتماد قرار بگیرید، باید خودتان بتوانید به دیگران اعتماد کنید. تا زمانی که در کارهای همسرتان تجسس کرده و مثل یک بازپرس از او بازجویی می کنید، نمی توانید انتظار داشته باشید که او به شما اعتماد کند. نمی گوییم نسبت به همه چیز بی اعتنا باشید، اما با راه انداختن یک تعقیب و گریز در زندگی تان، خودتان قبل از هرکسی قربانی خواهید شد. با اعتماد کردن، می توانید به همسرتان راه و رسم تفکر منطقی را یاد بدهید و به او کمک کنید که مثل یک فرد بالغ دنیا را ببیند و زندگی کند. البته این اتفاق یک شبه نمی افتد، پس به آن به چشم یک پروژه بلندمدت نگاه کنید.

● بهترین همسر روی زمین باشید

برای آنکه بتوانید یک زندگی سرشار از اعتماد را بسازید، قبل از هرچیزی باید در یک خانه آرام زندگی کنید. تا زمانی که همسرتان به آینده زندگی مشترک تان امیدوار است و احساس خلأ نمی کند، دلیلی هم برای شک کردن پیدا نمی کند. البته زیاد از حد محبت کردن و باج دادن در زندگی مشترک هم می تواند باعث بی اعتمادی او شود. پس اغراق نکنید و در عین رعایت توازن، برای خوشبخت کردن او هم تلاش کنید. دلیلی ندارد که با هر یک قدمی که او برای شاد کردن شما برمی دارد، ۱۰ قدم به سمتش بروید اما می توانید به او نشان دهید که قدر محبت هایش را می دانید و تمام تلاشتان را برای نگران نکردنش می کنید.

برگرداندن مرد به رابطه

چرا می خواهید او برگردد؟
آیا واقعا او را می خواهید یا دلتان برای بودن در رابطه تنگ شده است؟ آیا دنبال تایید می گردید( خصوصا اگر او با شما به هم زده) و یا دنبال احساس کافی بودن هستید؟ آیا او واقعا فرد زندگی شماست؟ همانی که شما را می فهمد، قدرتان را می داند و درکتان می کند یا این که از تنها ماندن می ترسید؟ می ترسید که نتوانید بهتر از او پیدا کنید، یا این که می ترسید که دوباره با فرد دیگری از اول شروع کنید؟ قبل از این که هرکاری انجام دهید، سعی کنید تا بفهمید دلیل اصلی این که می خواهید او برگردد را بفهمید.

دلایل اصلی به هم خوردن رابطه تان چه بوده اند؟
هر پایان رابطه، یک دلیل ظاهری و یک دلیل واقعی دارد. دلیل ظاهری شاید این باشد که او نمی توانست به شما متعهد شود اما دلیل واقعی اش شاید این باشد که ناسازگاری های ریشه ای زیادی بین شما وجود دارد به طوری که هیچ جوره با هم یک جا جمع نمی شوند. شاید او به شما خیانت کرد و این طور شد که رابطه تان تمام شد اما دلیل واقعی اش چیز دیگری باشد. چیزهای دیگری که باعث شدند او آن کار را انجام دهد.

اگر می خواهید پیش هم برگردید، باید بفهمید که دلایل واقعی چه بوده اند که باعث شدند شما به هم بزنید و به گونه ای راه حل گرایانه ببینید که آیا چیزی وجود دارد که نیاز باشد با آن دست و پنجه نرم کنید. به سادگی بگویم که بعضی از مشکلات را نمی توان حل کرد و در این موارد شما باید صادقانه تصمیم بگیرید که آیا می توانید با آنها کنار بیایید و زندگی کنید یا نه.

آیا می توانید آنچه که دفعه ی اول از هم پاشید را تعمیر و احیا کنید؟
پایان رابطه ها همین جوری پیش نمی آیند و معمولا نتیجه ی تلنبار شدن خیلی چیزها روی هم هستند. و جبران کردن فقط با یک دلیل اتفاق می افتد: دلتان برای هم تنگ می شود. اما این کافی نیست. باید ببینید که می توانید آنچه بینتان بوده را احیا کنید و اگر بله، چطور می خواهید این کار را انجام دهید.

برای مثال، اگر احساس می کردید که نمی توانستید در رابطه تان به او اعتماد کنید و همیشه نگران بودید که دور از چشم شما کارهایی انجام می دهد، باید از خودتان بپرسید که چرا این طوری بود و این بار چه کاری می توانید انجام دهید که با بار قبل متفاوت باشد.

آیا شما احساس ناامنی داشته اید یا این که او آدم قابل اعتمادی نبوده است؟ اگر مشکل به خاطر عدم امنیت شما بوده خوب است چرا که می توانید حلش کنید( با کار کردن روی خودتان)، اما اگر او فرد قابل اعتمادی نیست، خب … مشکل خیلی بزرگ تری است چرا که واقعا بدون اعتماد هیچ رابطه ای وجود نخواهد داشت.

چه احساسی داشتید وقتی با او در رابطه بودید؟
مسلم است که اواخر رابطه تان احساس خوبی نداشته اید اما منهای آن زمان؛ بقیه ی روزهای رابطه تان چه احساسی داشته اید؟( شروعش هم به حساب نمی آید. چرا که اوایل همه رابطه ها همیشه راحت و ایده آل است؛ نسخه های فیلتر شده ی رابطه های واقعی!)

آیا احساس راحتی داشتید و می توانستید خودتان باشید؟ یا این که دائما در استرس و اضطراب به سر می بردید؟ آیا احساس می کردید که قضاوت می شوید، انگار که باید طوری زندگی می کردید تا انتظارات را برآورده کنید؟ یا احساس دیده شدن و پذیرفته شدن داشتید؟ آیا احساس می کردید که این رابطه به شما به عنوان یک فرد امکان رشد می دهد و یا این که نسخه ی بد شما را بیدار می کرد؟

سایت روانشناسی نوین بینش

۴ حرکت ساده برای برگرداندن عشق از دست رفته



درباره نویسنده

novinatlas 1379 نوشته در نوین اطلس دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.