no-img
نوین اطلس

دعا برای سربه راه شدن زن


نوین اطلس
مطالب ویژه

ادامه مطلب

دعا برای سربه راه شدن زن
zip
دی ۱۱, ۱۳۹۶

دعا برای سربه راه شدن زن


این مقاله در مورد دعا برای اهل شدن فرزند، دعای مطیع شدن، دعا برای اهل شدن جوانان، دعا برای فرزند نافرمان، دعا برای هدایت جوانان، دعا برای رام شدن پسر جوان، دعایی برای سر به راه شدن جوان، دعا برای حرف شنوی فرزندان می باشد.

دعا برای اهل شدن فرزند

دعای پرنفوذ پدر و مادر

امام صادق (علیه السلام): «ثَلاثُ دعوات لا یحجُبنَ عَنِ اللهِ تَعالی: دُعاءُ الوالِدِ لِوَلَدِه إِذا بَرَّهُ و دعوتُهُ علیهِ إذا عَقَّهُ ، و دعاءُ المظلومِ علی ظالِمه و دعاؤُهُ لمن اِنتَصَر لهُ مِنهُ ، و رجلٌ مؤمنٌ دَعا لِاخٍ لَه مؤمنٌ واساهُ فینا ، و دعاؤُه علیه إذا لم یُواسهُ مع القدرهُ علیه ، و اِضطرارُ أخیه إلیه ؛

سه دعاست که از پروردگار در حجاب نمی‌ماند و قطعاً مستجاب می‌گردد: (نخست) دعای پدر و مادر در حق فرزندی که نسبت به والدین خود نیکوکار باشد؛ و دعای ایشان آنگاه که در حق فرزند نفرین نماید. (دوم) نفرین مظلوم نسبت به ظالم، و دعای او (مظلوم) در حق کسی که انتقام وی را از ستمگر بستاند و (سوم) دعای مومن آنگاه که دعای مرد مؤمن در حق برادر مؤمن خود که به خاطر ما، او را کمک مالی کرده باشد و نفرین او در حق برادرش که به وی محتاج شده و او می توانسته است نیازش را برطرف سازد و نکرده است »۱

دعای مطیع شدن

یا رب البیت الحرام یا رب الشهر الحرام یا رب البلد الحرام یا رب الرکن والمقام یا رب المشعر الحرام یا رب المسجد الحرام یا رب الحل و الحرام یا رب النور و الظلام یا رب التحیه والسلام یا رب القدره فی الانام

دعا برای اهل شدن جوانان

اگر فرزند کسی نافرمان باشد بعد از هر نماز این دعا را خوانده . وبه وقت خواندن لفظ ذریتی خیال فرزند خود کند. انشاءالله صالح ونیک خواهد شد:
وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَإِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ ط (احقاف۱۵)
ایضاً
اگرفرزند بی فرمان بود موی ناصیه(پیشانی) وی سخت گرفته این دعا را سه مرتبه خوانده بروی بدمد، انشاءالله تعالی فرمان بردار شود:
إِنِّی تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّی وَرَبِّکُم مَا مِن دَابَّهٍ إِلَّا هُوَ آخِذُ بِنَاصِیَتِهَا إِنَّ رَبِّی عَلَى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ ط۵ (هود۵۶)
ایضاً
اگر فرزند کسی عادت گریختن گیرد این دعا را به نان نوشته کرده بخوراند، فرمانبردار شود:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ(آل عمران۲۰۰) الهم صل علی محمد وبارک وسلم

دعا برای فرزند نافرمان

دوستان زیادی در مورد اینکه فرزندشان یاغی وپرخاشگر شده در خواست دعا داشتند…عزیزان در این خصوص مطلب خاصی رؤیت نشده است‌ جز این که در کتاب ?مفاتیح الحاجات‌? از ?جامع الادعیه‌? نقل شده که اگر آیات ۷ الی ۹ سوره سجده را بر ظرف بلور بنویسند و به آب باران بشویند و آب را دو قسمت کنند، یک قسمت را با غذایی که فرزند می‌خورد، مخلوط نمایند و قسمت دیگر را در شیشه کرده و به او بدهند تا بخورد و در صبح صورت او را با آن بشویند و هفت روز به این طریق عمل کنند، آثار نجابت و نیکی در او مشاهده می‌شود;
ان شأ الله
همچنین در همان کتاب از کتاب ?افاضات المکنونه? نقل شده که از حضرت امام جعفر صادق‌منقول است که هر کس سوره مبارکه ?صف‌? را صد و هفت بار بخواند، فرزندان او مطیع و منقاد می‌شوند.

جهت افراد عصبی در خانه?
خیلی از دوستان در منزل افرادی دارند که یا عصبی هستند یا پرخاشگر هستند.
جهت افراد عصبی درخانه حالا پدر ومادر یا همسر یا برادر یا خواهر فرقی نمیکنه

به طور مرتب تکرار کنین:

?خضَعَ وذَلَّ کُلِ جَبارٍ عَنید وشیطانٍ مُرید بِکَلَمات اللهُ اکبر اللهُ اکبر اللهُ اکبر?

ویا این رو بخونین:

?یامن تَلٌجَمَ المُتَکَبِرین بِلِجامٍ مِنَ العَظَمَه یاحفیظ سَلِّم سَلِّم سَلِّم?

کلمه سلِّم را با تشدید لام وکسره بخونین

و یا ذکر یونسیه زیر را میتوانید روزی ۱۰۸ بار تکرار کنید.

?لا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِین?

دعا برای هدایت جوانان

سزاوار است انسان افزون بر تربیت و نیکی به فرزندان برای آنها دعا کند و دعایی را بخواند که از امام سجاد علیه‌السلام در این باره وارد شده است:…
خدایا! عمر آنها را طولانی گردان و اجل آنها را به تاخیر انداز و کوچک آنها را برومند و ناتوان آنها را نیرومند کن. و آنها را تندرستی بخش و به دین حق و خوی نیکو بار آور و تن و جان آنها را از گزند و آسیب و از هر چه اندیشناک باشم درباره ایشان محفوظ دار. و روزی من و روزی آنها را به دست من به فراخی عطا کن.
و آنان را نیکوکار و پارسا و صاحب بینش و پندپذیر و فرمانبردار خود و دوستدار و نیکخواه دوستانت و خصم و بدخواه و کینه جوی نسبت به دشمنانت قرار ده. آمین

متن حدیث:
إِلَهِی امْدُدْ لِی فِی أَعْمَارِهِمْ، وَ زِدْ لِی فِی آجَالِهِمْ، وَ رَبّ لِی صَغِیرَهُمْ، وَ قَوّ لِی ضَعِیفَهُمْ، وَ أَصِحّ لِی أَبْدَانَهُمْ وَ أَدْیَانَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُمْ، وَ عَافِهِمْ فِی أَنْفُسِهِمْ وَ فِی جَوَارِحِهِمْ وَ فِی کُلّ مَا عُنِیتُ بِهِ مِنْ أَمْرِهِمْ، وَ أَدْرِرْ لِی وَ عَلَى یَدِی أَرْزَاقَهُمْ.
وَ اجْعَلْهُمْ أَبْرَاراً أَتْقِیَاءَ بُصَرَاءَ سَامِعِینَ مُطِیعِینَ لَکَ، وَ لِأَوْلِیَائِکَ مُحِبّینَ مُنَاصِحِینَ، وَ لِجَمِیعِ أَعْدَائِکَ مُعَانِدِینَ وَ مُبْغِضِینَ، آمِینَ.

دعا برای رام شدن پسر جوان

امام سوم حضرت حسین علیه السلام فرمود: از پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله روایت شده جهت حوائج تا هفت روز هر روز این اذکار را هزار بار بخواند حاجت روا گردد: شنبه (یا حى یا قیوم ) یکشنبه : (ایاک نعبد و ایاک نستعین ) دوشنبه : سبحان الله و الحمد لله سه شنبه : یا الله یا رحمن چهارشنبه : حسبى الله و نعم الوکیل ) پنجشنبه : (یا غفور یا رحیم ) جمعه : (یا ذوالجلال و الاکرام ).

دعایی برای سر به راه شدن جوان

سید ابن طاووس در مهج الدعوات مى نویسد که حضرت سیدالشهداء (علیه السلام ) فرمود من با پدرم در شب تاریکى به طواف خانه خدا مشغول بودیم . در این هنگام متوجه ناله اى جانگداز و آهى آتشین شدیم که شخصى دست نیاز به درگاه بى نیاز دراز کرده و با سوز و گدازى بى سابقه به تضرع و زارى مشغول است . پدرم فرمود اى حسین (علیه السلام ) آیا مى شنوى ناله گناهکارى را که به درگاه خدا پناه آورده و با قلبى پاک اشک ندامت و پشیمانى مى ریزد او را پیدا کن و پیش من بیاور.

ابا عبدالله (علیه السلام ) فرمود در آن شب تاریک گرد خانه خدا گشتم و در تاریکى دنبال او مى گشتم تا او را میان رکن و مقام پیدا کرده و به خدمت پدرم آوردم. حضرت على(علیه السلام ) دیدند جوانى زیبا و خوش اندام با لباسهاى گرانبها، فرمود تو کیستى ؟ عرض کرد مردى از اعرابم. پرسید این ناله و التهاب و سوز و گدازت براى چه بود؟ گفت از من چه مى پرسى یا على (علیه السلام ) که بار گناه پشتم را خمیده و نافرمانى پدر و نفرین او، خواب را از چشم من ربوده است. فرمود حکایت تو چیست ؟ گفت پدر پیرى داشتم که به من خیلى مهربان بود ولى شب و روز من به کارهاى زشت و بیهوده مى گذشت هر چه او مرا نصیحت مى کرد و راهنمائى مى نمود نمى پذیرفتم و گاهى هم او را آزار رسانده و دشنامش مى دادم .

یک روز پولى در نزد او سراغ داشتم و براى پیدا کردن آن پول نزدیک صندوقى که در آنجا پنهان بود رفتم تا پول را بردارم . پدرم از من جلوگیرى کرد. من دست او را فشردم و بر زمینش انداختم . خواست از جاى برخیزد ولى از شدت کوفتگى و درد یاراى حرکت نداشت . پولها را برداشتم و در پى کار خود رفتم . در آن دم شنیدم که گفت به خانه خدا مى روم و تو را نفرین مى کنم .

چند روز روزه گرفت و نمازها خواند پس از آن ساز و برگ سفر آماده کرد و بر شتر خود سوار شد و به جانب مکه بیابان را پیمود تا خود را به کعبه رسانید. من شاهد کارهایش بودم . دست به پرده کعبه گرفت و با آهى سوزان مرا نفرین کرد؛ به خدا سوگند هنوز نفرینش تمام نشده بود که این بیچارگى مرا فرا گرفت و تندرستى را از من سلب نمود. در این موقع پیراهن خود را بالا زد. دیدم یک طرف بدن او خشک شده و حس و حرکتى ندارد. جوان گفت بعد از این پیش آمد بسیار پشیمان شدم و نزد او رفته عذر خواهى کردم ولى او نپذیرفت و به طرف خانه خود رهسپار گشت . سه سال بر همین وضع گذراندم و همى از او پوزش مى خواستم و او رد مى کرد. سال سوم ایام حج درخواست کردم همان جائى که مرا نفرین کرده اى دعا کن . شاید خداوند سلامتى را به برکت دعاى تو به من بازگرداند. قبول کرد و با هم به طرف مکه حرکت کردیم تا به وادى اراک رسیدیم .

شب تاریکى بود ناگه مرغى از کنار جاده پرواز کرد و بر اثر بال و پر زدن او شتر پدرم رمید او را از پشت خود بر زمین افکند. پدرم میان دو سنگ واقع شد و از تصادم به آنها جان به حق تسلیم کرد. او را همان جا دفن کردم و مى دانم این گرفتارى و بیچارگى من فقط به واسطه نفرین و نارضایتى اوست .

امیر المؤ منین (علیه السلام ) فرمود اینک فریادرس تو رسید. دعائى که پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به من تعلیم کرده به تو مى آموزم و هر کسى آن دعا که اسم اعظم الهى در آنست بخواند بیچارگى و اندوه و درد و مرض و فقر و تنگدستى از او برطرف مى گردد و گناهانش آمرزیده مى شود. طرفى چند از مزایاى آن دعا را على (علیه السلام ) شمرد که ابو عبدالله (علیه السلام ) گفت من از امتیازات آن دعا بیشتر از جوان بر سلامتى خویش مسرور شدم .

آنگاه فرمود در شب دهم ذیحجه دعا را بخوان و صبحگاه پیش من آى تا تو را ببینم و نسخه دعا را به او داد. صبح دهم جوان با شادى و شعف بسوى ما آمد و نسخه دعا را تسلیم کرد. وقتى که از او جستجو کردیم سالمش یافتیم . گفت به خدا این دعا اسم اعظم دارد. سوگند به پروردگار کعبه دعایم مستجاب شد و حاجتم برآورده گردید. حضرت فرمود قصه شفا یافتن خود را بگو:

گفت در شب دهم همین که دیده هاى مردم به خواب رفت دعا را به دست گرفتم و به درگاه خدا نالیده اشک ندامت ریختم . براى مرتبه دوم خواستم بخوانم آوازى آمد که اى جوان کافى است خدا را به اسم اعظم قسم دادى و مستجاب شد. پس از لحظه اى به خواب رفتم .

پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) را دیدم که دست بر بدن من گذاشت و فرمود: احتفظ بالله العظیم فانک على خیر؛ از خواب بیدار شدم و خود را سالم یافت. ۱

دعا برای حرف شنوی فرزندان

اگر می خواهی فرزندت از تو حرف شنوی داشته باشد ..
موضوع مورد بحث ما شامل دو بخش و یک نتیجه است ،نخست) برخورد درست با فرزند در حضورمهمان دوم) روش های غلط برای مهار فرزندان . وسپس بیان راه چاره .
مهمان و فرزندان
چرا ما پدر و مادرها همواره نگران این هستیم که فرزندمان از عهده برخورد با مهمان برنیاید ؟ چرا همواره فرزند ما احساس می کند که از طرفی زیر نظر مهمان واز طرفی دیگر زیر نگاه های شدید والدین است ؛ او به مهمان سلام می کند ، دستش را می بوسد، به رویش لبخند می زند ولی باز در ذهن خود می گوید :چرا پدرم این گونه مرا زیر نظر گرفته است من که کار بدی نکرده ام و به بهترین شیوه وظیفه مهمان نوازی را انجام داده ام ؟
بعضی از پدران نمی دانند چگونه فرزندان خود را تعلیم و آموزش دهند؛ برای مثال وقتی فرزند فراموش می کند به کسی که در حق او نیکی کرده بگوید : ممنون ، متشکر، پدر بلافاصله به او تذکر داده و او را وادار می کند که بگوید تشکر ، برخورد آمرانه ای که بیشتر بچه ها از آن متنفرند ، تا جایی که این گونه نگاه ها ی تحقیرآمیز و مستبدانه عده ای از این فرزندان را به گریه وامی دارد ، و البته این برخورد غلط همواره در مهمانی ها تکرار و تکرار می شود و اوقات فرزندان معصوم را تلخ می نماید!

مادر عزیز ؛ فرض کن در مجلس بزرگی هستی ، زنی ناشناس با آب میوه از تو پذیرایی نموده و تو فراموش می کنی که از او تشکر کنی ، و درپایان مجلس ، زنی که در گوشه ای از مجلس نشسته با صدای بلند و در حضور همه تو را ملامت نموده وخطاب به تو می گوید :چرا از این خانم تشکر نکردی ؟! زودباش از او تشکر کن ! در این صورت احساس شما چگونه خواهد بود؟ !!

پس فراموش نکنیم که نباید فرزندانمان را همزمان با وارد شدن مهمان یا دقایقی قبل از آن تربیت نماییم بلکه باید پیش تر وبا روشی منطقی وصحیح وبا تدریج به این کار مهم مبادرت بورزیم.

روش های اشتباه برای مطیع نمودن فرزند

روش ۱- تهدید (وای بر تو اگر این کاربد را انجام دهی )
همه پدران مایل هستند به روشی که خود می پسندند و بلدند فرزندشان را کنترل نمایند و این کار را به مصلحت جگرگوشه اشان می دانند ؛ ولی متاسفانه در این میان دچار اشتباهاتی می شوند ؛ از جمله : تهدید کردن با جمله هایی شبیه وای بر تو اگر این کاربد را انجام دهی ، یا اگر بار دیگر این کار را تکرار کنی می بینی که با تو چه کار می کنم و …

این نوع برخورد نوعی مبارزه و اعلام جنگ با استقلال درونی فرزند است که اگر اندکی اعتماد به نفس داشته باشد قطعاً به مخالفت با پدرش برمی خیزد تا نشان دهد که فردی ترسو نیست و از تهدید نمی ترسد .
داستان محمد که برادر نه ساله اش را با اسلحه پلاستیکی هدف قرار می دهد ،مادرش به او می گوید : محمد اگر بار دیگر این کار را تکرار کنی چنین و چنان خواهم کرد (اورا تهدید میکند ) .محمد دو باره با اسلحه پلاستیکی برادرش را هدف قرار می دهد ، مادر که می بیند پسرش از او حساب نمی برد ناراحت شده و گریه می کند ؛ چون می داند از این روش راه به جایی نخواهد برد پس حکیمانه و به آرامی سر محمد را می بوسد وبا مهربانی او را کنار خود می نشاند وبه او می گوید :پسرم نباید کسی را با اسلحه بزنیم …..

سپس مادر با ادبیاتی ویژه با فرزندش اینگونه سخن می گوید : آیا دوست داری به بهشت بروی ،آیا دوست داری پدر ومادرت نیز به بهشت بروند ؟ محمد می گوید : بله . مادر می گوید : انشاءالله که بزرگ شدی ، در راه خدا جهاد می کنی و با اسلحه راستی – نه اسباب بازی – تجاوزگران را هدف قرار خواهی داد.

ملاحظه می فرمایید که این مادر چگونه فرزندش را توجیه کرد و مبارزه طلبی موجود در درون اورا به سوی یکی از مفاهیم اسلامی – جهاد – سوق داد؟
روش ۲- باید گوش به فرمان من باشی
زمانی که پدر به فرزندش می گوید : من پدرتو هستم وباید حرف مرا گوش کنی مانند این است که بگوید : من حوصله شرح وبسط ندارم وتو باید فرمانبردار من باشی !

چرا چنین پدری فرض نمی کند که در محل کارش ، و جلو چشم سایر همکارانش ازمدیرش چنین سخنان آمرانه ای را می شنود :من مدیر شما هستم ، حوصله چونه زدن ندارم ،دستور من لازم الاجرا است و کسی حق اعتراض ندارد ، آن وقت چه حالتی به او دست خواهد داد؟!
روش ۳- پدر رشوه می دهد و فرزند رشوه می گیرد
حالت نخست : پدر یا مادر به فرزندش می گوید :اگر جدول ضرب را حفظ کنی به شما فلان مبلغ یا فلان جایزه می دهم ؛ به پسرش وانمود نمی کند که می تواند آن را حفظ کند، در حالی که روش بهتر آن است که به او بگوید :درست است جدول ضرب سخت است ، اما اطمینان دارم که تو می توانی آن را حفظ کنی و سپس مادر بگوید : مطمئناً خداوند تورا یاری خواهد کرد .
حالت دوم : اینکه به او بگویند : اگر برادرکوچکترت را کتک نزنی به شما فلان مبلغ را خواهیم داد، این روش غیر مستقیم بسان این است که به او بگویند : برادرت را بزن ؛زیرا صورت زدن را در وجود او به تصویر کشیده اند (شاید خودش چنین فکری نداشته است )و فرزند عمدا می خواهد با آنان مخالفت کند تا از این راه چیزی (رشوه ) به دست بیاورد که خود ، مشکل دیگری است .
روش ۴- وعده دادن
لازم است که پدر ومادر تا حد امکان هیچ وعده ای به فرزندانشان ندهند و از آنان نیز وعده ای نگیرند ، چون ارتباط والدین و فرزند باید بر اساس اطمینان وباورمتقابل باشد ، نه وعده و وعود! البته هر وقت اعتماد یکی نسبت به دیگری سست شود آنوقت می توان از تعهد و وعده یاری جست ، مانند حضرت یعقوب ، چون به فرزندانش اعتماد نداشت به آنان گفت : (قال هل آمنکم …….یوسف۶۴) آیا به شما اعتماد کنم همانگونه که در رابطه ی با برادرش یوسف اعتماد کردم ؟ پس از آنان خواست که سوگند یاد کنند وگفت : (قال لن ارسله یوسف۶۶) بنیامین را با شما نمی فرستم تا سوگند نخورید که او را باز خواهید گرداند .(مراجعه شود به سوره یوسف)

این نکته بسیار حایز اهمیت است که بعضی وقت ها پدر ومادر علاوه بر وعده ای که می دهند خود را نیز ملزم می کنند که حتما وعده ی خودرا عملی خواهند کرد ؛ که این خود نوعی اعتراف است به بی اعتبار بودن وعده ! این برخورد پدر یا مادر مانند این است که بگویند اگر وعده را عملی نساختیم از آن پس به ما اعتماد نکن ، در اثر این وعده بازی پدرو مادر ، اگر زمانی اتفاق افتاد که به خاطر شرایطی خاص وعده ای را عملی نکردند ، بچه ها احساس می کنند که آنها را بازیچه خود قرار داده و مطمئن می شوند که آنان قابل اعتماد نیستند و مرتب فرزندان ، والدین خود را سرزنش نموده و به آن ها می گویند : مگر خودتان نگفتید ؟ مگر وعده ندادید ؟ و آنقدر تکرار می کنند که آنها را وادار می کنند که از وعده اشان پشیمان شوند ؛ چرا که جواب قانع کننده ای ندارند ودر نتیجه موقعیت آنان نزد فرزندانشان متزلزل می گردد.
روش ۵- شوخی کردن به ثوابت درونی کودک
از بدترین روش های مهارنمودن فرزندان کوچک وخطر ناکترین آنها بر روان فرزند روش شوخی کردن به ثوابت درونی کودک است مانند اینکه مادر خطاب به فرزند خطاکارش بگوید : تورا دوست ندارم یا به تهدید به او بگوید اگر این کار را انجام دهی تو را دوست ندارم ! این روش بسیار خطرناک است ؛ زیرا محکم ترین پشتوانه ی کودک اعتماد واطمینان درونی اوست به اینکه مادر ش دوستش دارد ، پس هرگاه از این جهت مورد تهدید قرار گیرد ضعیف شده واز این به بعد به محبت کسی باور نمی کند ، واز طرفی دیگر وابسته به محبت وتوجه دیگران می شود ومتأسفانه این نگرانی کودک ونیاز او به محبت در عقل ومغز او ذخیره می شود وهرگز خنده ی مادر بعد از این تهدید غیر منتظره که نشان از تغییر موضع مادر یا شوخی کردن اوست ، آن نگرانی را پاک نخواهد گرد ! پس برمادران لازم است که حتما با کودکان راستگو باشند ؛ زیرا این جمله (دوستت ندارم) دروغ است وواقعا مادران فرزندان خود را دوست دارند ؛ هرچند برخلاف میل مادران کارهای را انجام دهند ؛ ومادران تنها آن کار بدی را دوست ندارند که فرزندشان انجام داده ، نه انجام دهنده آن را ، پس دروغ گفتن با فرزندمان را دست کم نگیریم .

پیامبران نیز به مردم می گفتند : انا لعملکم لقالون مابا عمل شما دشمن ومخالفیم).

ابو هریره ازپیامبر نقل می کند که فرمود : هرکس به بچه ای بگوید بیا تا به تو فلان چیزرا بدهم وسپس آن چیز را به او ندهد آن فرد نزد خداوند دروغگو به حساب می آید .
روش ۶- استفاده ازکلمه ی “عیب” است
گفتن کلمه ی عیب است ،بچه ها را به نوعی به اسارت جامعه در می آورد ؛یعنی شما به او تفهیم می کنی که نباید مردم تورا در حین انجام فلان کار ببینند که این بدین معناست که اگر کسی تو را نبیند پس مشکل نیست ، در حالی که باید فرزند ما احساس به مراقبت خداوند در وجود او به جای مراقبت مردم به وجود آید

سایت روانشناسی نوین بینش

۴ حرکت ساده برای برگرداندن عشق از دست رفته



موضوعات :
مذهب

دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.