no-img
نوین اطلس

نشانه های پایان یک عشق


نوین اطلس
مطالب ویژه
اطلاعیه

ادامه مطلب

نشانه های پایان یک عشق
امتیاز 5.00 ( 1 رای )
zip
دی ۷, ۱۳۹۶

نشانه های پایان یک عشق


در این مقاله در مورد موضوعات نشانه های قطع رابطه، پایان رابطه عشقی، پایان یک رابطه عاطفی، پایان رابطه دوستی، ۱۲ نشانه اصلی برای پایان یک رابطه، نحوه پایان دادن به رابطه، چه رابطه هایی را باید تمام کرد، پایان دوستی صحبت خواهم کرد.

نشانه های قطع رابطه

زندگی تان رنگ و بوی روزهای اولش را ندارد؛ خانه تان سوت و کور شده و گاهی فکر می کنید که اگر در همان دوره مجردی تان بودید، زندگی شادتری می داشتید. گاهی فکر می کنید، جایی در دل همسرتان ندارید و گاهی هم فکر می کنید، خبری از حس سال های اول ازدواج در دل تان نیست. اما با تمامی این اوصاف زندگی مشترک تان را ادامه می دهید. ممکن است امیدوار باشید که این روزها تمام شوند و شادی به خانه مشترک تان برگردد یا ممکن است امیدتان را تمام و کمال از دست داده باشید و برای ساختن زندگی تان یک تنه پیش بروید و از شادی ها گرفته تا پیشرفت های تان را بدون همسرتان تجربه کنید. کم نیستند آدم هایی که با وجود این تصویر ها هنوز زیر یک سقف زندگی می کنند و مدام از خود می پرسند، آیا کار زندگی شان تمام است یا این که هنوز برای قضاوت خیلی زود است. اگر شما هم مدام این سوال را از خود می پرسید بهتر است با مهم ترین نشانه های یک رابطه ویران شده آشنا شوید. آیا در زندگی مشترک خودتان هم این نشانه ها را می بینید؟

کاری به کار هم ندارید؟

به همسرتان اعتماد نمی کنید؟

خواست او برای تان اهمیتی ندارد؟

روزهای خوب را به یاد نمی آورید؟

پیشرفتی در خود نمی بینید؟

انتظار دارید آدم دیگری شود؟

همسرتان فراموش تان کرده؟

پایان رابطه عشقی

با تمام وجود معتقدم همه ما به نوعی می فهمیم چه وقت رابطه مان رو به پایان است اما بیشتر وقت ها این حادثه آنقدر برایمان سخت و سنگین است که به روی خودمان نمی آوریم.

ما این را از درونمان احساس می کنیم و ناخودآگاه شروع به دست و پا زدن می کنیم که البته در خیلی از موارد، بیشتر باعث غرق شدنمان می شود. خیلی مسخره است ولی مردم در رابطه هایی که دیگر فایده ای ندارد، باقی می مانند؛ فقط به خاطر اینکه تنها نشوند و مجبور نباشند تفریحات و در کل، روزهای خاص را به تنهایی سپری کنند. آنها با خودشان فکر می کنند که «رابطه خوبی نیست، اما از هیچی بهتر است.»

پایان یک رابطه عاطفی

شاید دیده باشید برخی افراد وقتی می خواهند از هم جدا شوند آنقدر صحنه های ناراحت کننده برای یکدیگر ایجاد می کنند که تا مدتها این زخمها فرد را آزار می دهد. آیا در پایان دادن به یک رابطه عاطفی نباید مهارت داشت؟ آیا نباید فرد برنامه ریزی داشته باشد تا صدمه نبیند و از خودش و دیگری حمایت کند حتی در قطع یک ارتباط؟

بسیاری از افراد به هر دلیلی مجبور می شوند که از یک ارتباط عاطفی دست بکشند، اما ممکن است عقلی آنرا بپذیرند ولی احساسی نتوانند این کار را انجام دهند. جدا شدن از دیگران مانند نگهداشتن و مراقبت از رابط عاطفی نیازمند مهارت و سواد آن کار است. زیرا سواد به شما کمک می کند تا هم به خود آسیب نزنیدو هم به دیگری. صحفه ی حوادث روزنامه ها نمونه های از مواردی است که فرد به هر دلیلی باید از یک رابطه دست می کشیده، دست به رفتارهای انتقام گیرانه یا خودآزاری و غیره می زند و مشکلات متعددی برای خود و اطرافیان بوجود می آورد در حالیکه اگر مهارت مدیریت عواطف داشته بود در چنین شرایطی خود را قرار نمی داد.

پایان رابطه دوستی

قتی یک رابطه به پایان می‌رسد دلیل اینکه دیگر نمی‌توانید رابطه را ادامه بدهید مهم نیست مهم این است که باید آن رابطه را تمام کنید. مسئله این است اقدام برای جدا شدن به هیچوجه کار ساده‌ای نیست، به این دلیل که ما می‌دانیم چقدر این موضوع برای طرف مقابل دردناک و ناراحت‌کننده است.

علم نشان می‌دهد بدون مقدمه جدا شدن یکی از دردناک‌ترین بخش‌های یک رابطه است. پایان دادن به دوستی ممکن است تحمل ما برای دنبال کردن اهداف شخصی را مختل کند، رضایت‌مان از زندگی را کم کرده یا درباره‌ی اینکه چه کسی هستیم احساس ناخوشایندی درونمان ایجاد شود.

۱۲ نشانه اصلی برای پایان یک رابطه

۱)وقتی به جای زندگی در زمان حال در گذشته سیر می کنی!
آیا در حال تکرار لحظات قدیمی خوش رابطه ات هستی تا حس خوبی نسبت به آن پیدا کنی! آیا به خاطر همین خاطرات است که این رابطه را تا این جا ادامه داده ای!؟ اگر پاسخ مثبت است یعنی این رابطه دیگر آن چیزی نیست که می خواهی.

هرچه بیشتر در گذشته یا در یک آینده ی دست سازت زندگی کنی بیشتر در واقعیتی غیر واقعی غرق می شوی و این بسیار خطرناک است چون این موارد انعکاس وضعیت فعلی رابطه ات نیستند. باید با کسی که الان در زندگی ات است باشی نه کسی که در گذشته ات حضور داشته! خاطرات گذشته فقط خاطره اند نباید دلیلی شود برای ادامه ی رابطه ات. تصمیمت برای ادامه یا قطع رابطه باید بر اساس احساسات امروزت نسبت به او باشد یعنی وضعیت فعلی ارتباط و چشم انداز آینده ای که با او در پیش رو خواهی داشت.

۲)وقتی رابطه بیشتر برایت رنج آور است تا لذت بخش!
گاهی لحظات خوش گذشته چشمانمان را کور می کند تا جایی که عذاب های امروزش را نمی بینیم. اگر عصبانی و ناخشنود و افسرده ای، اگر اشکت همیشه جاری است مطمئن باش این شخص برای تو مناسب نیست. رابطه باید موجب شادی و شور اکنونت شود. اگر در رابطه ای هستی که شادی هایش را در گذشته می جویی بدان که وقت پایان دادن به آن است.

۳)وقتی از تو خواسته می شود خودت را تغییر دهی!
برای عشق ورزیدن نباید شرط و شروط قائل شویم. تغییر فقط در صورتیکه به نفع خود شخص باشد( مثلاً ترک سیگار یا رژیم گرفتن) درست است. دوستانی داشتم که مدام از آن ها خواسته می شد لباس های بهتری بپوشند یا در حالیکه در وزن سلامتی بودند رژیم بگیرند تا زیبا تر به نظر برسند.

مسئله تو و تغییر تو نیست! مسئله توقع ایجاد تغییرات است! شاید در ابتدا طبیعی به نظر برسد اما کم کم همیشگی می شود! و هر چه پیش می روی این درخواست ها بیشتر می شود و این اولین قدم های وی است برای تغییر شخصیت و قالب تو به شکلی که خودش می خواهد و نه شکلی که خودت برای رشد و تعالیت در نظر گرفته بودی.

۴)وقتی از طرف مقابلت می خواهی برای خوشایند تو تغییر کند!
گاهی به جای اینکه او را همان طور که هست بپذیریم به دلایل واهی سعی در تغییر و تحول او داریم. حتی وقتی شخص می پذیرد و خودش را تغییر می دهد به دنبال موردی دیگر می رویم هیچ وقت ارضا نمی شویم! بدتر از همه این است که شخص مقابل، ناآگاهانه به همه ی خواسته هایت تن دهد و سایه ی تو شود. ناگهان می بینی که هر دو یکی شده اید و این به نفع هیچ یک از شما نیست. تنها راهی که باقی می ماند این است که جدا شوید و هریک جداگانه در مسیر رشد طبیعیتان قرار گیرید.

۵)هنگامی که کارهایش را توجیه می کنی!
وقتی در مورد چیزی احساس آرامش و راحتی نمی کنیم دچار نوعی ناسازگاری شناختی می شویم(cognitive dissonance). این مسئله مربوط به درگیری امور روزمره با اعتقاداتمان است که وقتی با آن ها مواجه می شویم شروع به توضیح و توجیه می کنیم تا بتوانیم با آن کنار بیاییم. پس وقتی حرکتی را توجیه می کنیم یعنی با آن راحت نیستیم و در پی توجیه خودمان هستیم.

مسئله این است که این توجیهات همگی ساخته و پرداخته ی ذهنمان هستند و ممکن است درست نباشند. لذا این توجیهات مکرر نشان می دهد که این رابطه بر پایه ی ذهنیات و بافته های عقل بنا شده و نه واقعیات درست و مطمئن! برای دیدن واقعیات آن ها را همان طور که هستند ببین و بگذار خودشان روایتگر حوادث باشند. همیشه صدای حوادث بلندتر از کلمات است.

۶)وقتی به تو صدمه های روحی، جسمی یا بیانی می زند!
هرکدام از این صدمات دلیلی بر وجود اشکال و اشتباهی در کار است. مهم نیست که بعد از آن عذر خواهی می کند یا نه! همین که ناگهان تعادلش را از دست می دهد مسئله ای قابل تأمل است.

صدمات روحی سخت تر هستند. گاهی از آن جا که این نوع ضربه ها عیان نیستند وجودشان را انکار می کنیم و نادیده شان می انگاریم. در حالیکه مانند بقیه و حتی بدتر از آن هستند. این زخم ها بر خلاف زخم های جسمی غیر قابل درمانند و تا مدت ها حتی بعد از قطع ارتباط شخص را درگیر می کند. مسئله ی مورد نظر ما فقط شکنجه و اذیت نیست! بلکه احترام متقابل افراد، مهم است و اینکه آن قدر علاقه و اشتیاق در میان باشد که راضی به رنجش و آزار شما نشود.

باید در این مورد صحبت کنید انکار و پنهان کردن این توهین ها یعنی تشویق به ادامه ی آن از جانب شما. پس رابطه ی خود را ارزشیابی کنید و اگر دیدید آرامش و راحتیتان برایش مهم نیست عطای این ارتباط را به لقایش ببخشید.

۷)وقتی موردی ناپسند بارها اتفاق می افتد!
دفعه ی اول حادثه تلقی می شود. دفعه ی دوم شانسی دوباره می دهیم. ولی بار سوم نشانگر وجود ایرادی در روند این ارتباط است. گاهی هر چه تلاش می کنیم سر جای اول هستیم. همان سناریو همان نتایج، تکرار مکررات! این جاست که به پایان راه می رسیم! برای هر دوی شما آینده ای وجود دارد اما نه با هم!

۸)وقتی می بینی طرف مقابلت هیچ تلاشی برای ادامه ارتباط نمی کند!
هر ارتباط نیازمند تلاشی دو جانبه است. اگر تو و یا طرف مقابلت به تنهایی جور رابطه را بکشید خیلی زود خسته می شوید و رابطه کم کم به غرقاب فرو می رود و دیگر امیدی به نجات رابطه و نیز ناجی نیست و هرچه این عدم تعادل بیشتر شود خطر غرق شدن بیشتر می شود و ناگهان زمانی می رسد که می بینی هویت خودت را فدای نگه داری از هیچ کرده ای.

هرجا چنین رابطه ای دیدی بدان که دیر یا زود در سراشیبی سقوط قرار می گیرد. برای یک طرف، رابطه بخش اعظم زندگی محسوب می شود و برای طرف دیگر تنها باریکه ای فرعی و نه ارزشمند. بنابراین همه ی تلاش شما فقط صرف وقفه انداختن در گسستن ارتباط و نه نجات آن می شود.

شاید بگویی نه ه ه ه ه رابطه را می توان یک طرفه هم برقرار داشت! اتفاقی هم نمی افتد! بله می شود! ما هم انکار نمی کنیم اما آیا ارزش تو همین است!؟ آیا رابطه ی ایده آلت همین بوده ؟! آیا می خواهی تا پایان عمر همین طور زندگی کنی!؟ با کسی که حاضر نیست برای ادامه ی رابطه اش با تو هیچ گونه تلاشی بکند! ؟

همه ی ما لایق ارتباطی دو طرفه ایم! باید همان قدر که عشق می دهیم پس بگیریم! پیش بردن روابط یک طرفه مانند راندن اتومبیلی است که تایرش خراب است! بله به زور آن را می کشیم اما در آخر از تپه ای پرت خواهد شد!

۹)وقتی ارزش ها و عقاید اصلیتان متفاوت است!
در هر رابطه مانا و خوبی اصول و قواعد مشترکی بین دو طرف وجود دارد. این اصول در حکم سنگ بنای اولیه رابطه هستند که علی رغم وجود تفاوت ها آن را سرپا نگه خواهد داشت و از سهمگین ترین طوفان ها گذر خواهد داد. برعکس تفاوت در اصول، رابطه را در سراشیبی سقوط به پیش خواهد راند. مانند آن است که سعی کنی دانه های خاک را در بارانی شدید در کنار هم حفظ کنی! بدون ریشه های قطور یک درخت در خاک همه ی تلاش ها با شکست مواجه خواهد شد!

مهمترین مسئله در زندگی این است که با خودمان روراست باشیم. در حالیکه هماهنگی و سازش امتیازاتی به همراه دارد اما نباید به قیمت رکود رشد شخصی و ارزش های شخصیتیمان تمام شود. سرسپردگی و مصالحه برای حفظ یک رابطه دوستی در نهایت انسان را تهیدست و مغبون خواهد کرد. چرا؟! چون خودت را از همه چیز محروم می کنی و هویتت را به دور رابطه ات می پیچی!

قبل از این که هر رابطه ای شکل بگیرد باید با خود خودت کنار بیایی! گاهی دو طرف با توافق و هماهنگی کامل شروع می کنند اما در طول زمان هر یک از آن ها یا هردو تغییر می کنند و در شرایط فعلی و با اصول و عقاید جدید هماهنگی قبلی از بین می رود و زمان تجدید نظر در این ارتباط فرا می رسد.

۱۰)وقتی رابطه هر دو طرف را عقب نگه می دارد تا با تأخیر رشد و تعالی آن ها خودش پا بر جا بماند!
هر رابطه موجودیت سومی است که از اتحاد دو فرد شکل می گیرد و در مسیر تغییر و تحول آن ها می بالد و رشد می کند. گاهی هر دو طرف با یک سرعت و به یک میزان رشد می کنند. گاهی نیز برعکس ارتباط دچار رکود و سکون می شود و این یعنی هر دو طرف در حال درجا زدن هستند. ولی مواردی پیش می آید که یک طرف به سرعت رشد می کند و گوی سبقت را از یارش می رباید.

در این حالت دو انتخاب داری! یا باید از پویایی رابطه بکاهی تا با شرایط جدید وفق پیدا کنی و یا باید بر پویایی خودت بیافزایی تا از تغییرات ایجاد شده عقب نمانی! همان طور که گفتیم شرط اول قدم آن است که با خودمان صادق باشیم. مشخص کن چه کسی هستی و می خواهی چه کسی باشی! سپس صادقانه قضاوت کن که آیا این ارتباط تو را به آن جا خواهد رساند یا نه؟!

رابطه ای که در راه پیشرفتت ایجاد مانع می کند باید هر چه زودتر ترک شود! اگر شرایط پیشرفت در یک رابطه برای یکی از دو نفر فراهم باشد گاهی شخص قادر می شود شریکش را نیز یاری کند تا در مسیر تعالی قرار گیرد و با یکدیگر راه باقیمانده را بپویند.

۱۱)وقتی که به امید بهبود شرایط، رابطه را ادامه می دهیم!
این مورد همانند مورد شماره ی یک است با این تفاوت که شخص به آینده امیدوار است. همان طور که سیر کردن در گذشته اشتباه است زندگی به امید آینده نیز سودی نخواهد داشت. حقیقت آن است که در زمان حال زندگی می کنیم نه آینده! و هیچ چیز درباره ی آینده مسلم نخواهد بود. بنابراین پی ریزی ارتباط بر پایه ی احتمالات و شاید ها امری شایسته نخواهد بود. این پایه های لرزان و بی ثبات چشم اندازی نازیبا از آینده نشان می دهند.

۱۲)وقتی هیچ کدام از طرفین احساس قبلی را نسبت به هم ندارند!
شرایط تغییر می کند و مردم عوض می شوند. اگر رابطه دیگر آن رابطه ی قدیمی نیست بدان که وقت ایجاد دگرگونی است. برخی افراد همچنان رابطه را حفظ می کنند در حالیکه احساسات دیر زمانیست که رخت بربسته است. شاید عادت کرده اند و نمی دانند چطور باید از این پیله بیرون آمد. گاهی نیز ادامه می دهیم تا از اندک مواهب باقیمانده نظیر همراهی هایش بهره مند شویم.

رابطه بدون احساس کالبدی است بدون قلب! جان ندارد روحی در کار نیست! اگر احساسی به او نداری بدان که ادامه دادن ماجرا ظلمیست مسلم به او و البته به خودت! همچنین چسبیدن به کسی که دیگر دوستت ندارد تنها موجب تحقیر و فلاکت است.

بدان و بخاطر بسپار:عشق پایان خوشی ندارد!! زیرا عشق راستین پایانی ندارد!! بخشش و آزاد کردن همراهت فریاد رسای دوستت دارم است. اما صرف دوست داشتن یک نفر دلیلی بر با او بودن نیست. یک عشق راستین در چارچوب مادی یک ارتباط خشک نمی گنجد. با هم بودن تنها یکی از تظاهرات مختلف عشق است اما به هیچ وجه یگانه توصیف آن محسوب نمی شود.

نحوه پایان دادن به رابطه

بر هم خوردن رابطه هیچوقت آسان نیست اما بعضی وقت‌ها چاره دیگری ندارید. اگر دوست دارید بدانید چطور می‌توانید به بهترین روش ممکن رابطه‌تان با کسی که دوست دارید را پایان دهید، این مقاله را تا انتها دنبال کنید.

تمام کردن رابطه دردناک است، مخصوصاً وقتی هنوز همدیگر را دوست داشته باشید.

واقعاً نمی‌دانید که چه پیش خواهد آمد و طرفتان چه واکنشی نشان خواهد داد.

اما قبل از اینکه رابطه‌تان با کسی که دوستش دارید را تمام کنید یک چیز را باید درک کنید و آن هم این است که هیچوقت مثل ترسوها رابطه‌تان را بر هم نزنید.

واقع‌بین باشید، اینکه چند روز به طرفتان زنگ نزنید تا او عصبانی شده، خودش زنگ زده و سرتان داد بکشد، خیلی راحت است. در چنین شرایطی می‌توانید بهانه‌ای مسخره برای او بیاورید و منتظر بمانید تا او بگوید که دیگر تحمل این رابطه را ندارد.

آنوقت از اینکه توانسته‌اید بدون برخورد هدفتان را پیدا کنید، نفسی عمیق می‌کشید.

یک راه آسان دیگر هم وجود دارد که متداول‌ترین راه برهم زدن رابطه است.

وقتی پشت تلفن با طرفتان مشغول صحبت هستید، یک موضوع حساس را عمداً پیش می‌کشید و صبر می‌کنید تا طرفتان از کوره در برود.

آنوقت جایی وسط این بحث به او می‌گویید که این وضعیت را نمی‌توانید ادامه دهید چون تفاوت زیادی با هم دارید.

این هم یک نوع بزدلانه دیگر بر هم زدن رابطه است.

البته هر دو این روش‌ها امتحان خود را پس داده‌اند و هر زمان که خواستید می‌توانید از‌ آنها برای بر هم زدن رابطه‌هایتان استفاده کنید. بهترین مزیت این روش‌ها این است که واقعاً لازم نیست با طرفتان روبه‌رو شوید یا حتی بحث تمام کردن رابطه را پیش بکشید.

اما هیچوقت واقعاً آخر کار نیست.

خطرات بر هم زدن نادرست رابطه

وقتی مثل ترسوها رابطه‌تان را بر هم می‌زنید، همیشه واکنش برگشتن از هر دو طرف رابطه باقی می‌ماند و ممکن است این کش دادن‌ها و زنگ زدن‌ها و حتی بوسیدن‌ها برای مدتی طول بکشد.

اگر واقعاً می‌خواهید بدانید با کسی که دوستش دارید چطور رابطه‌تان را تمام کنید، باید از راه‌های آسان و سریع دوری کنید چون در واقعیت این راه‌ها برای اینکه آن فرد را به کلی از زندگی‌تان بیرون کنند، خیلی بیشتر طول می‌کشند و شما و طرفتان را دچار ناراحتی بیشتری خواهند کرد.

چه رابطه هایی را باید تمام کرد

وقتی رفتارهای آزاردهنده جدی می شوند

معمولا در روزهای آغازین یک رابطه، طرفین از خیلی رفتارهایی که به مذاقشان خوش نمی آید چشم پوشی می کنند، چون زمینه های زیاد دیگری برای علاقه مندی وجود دارد و هر بار سعی می کنند یک شانس دوباره به روابطشان بدهند. اما واقعیت این است که وقتی تازگی رابطه از بین برود، کنترل افراد روی رفتار خود کمتر می شود و از طرف دیگر، دلایل و بهانه های چشم پوشی هم به حداقل می رسد. آن وقت می بینید که دیگر آن فرد جذابیت لازم را برای این که از رفتارهایش چشم پوشی کنید برای شما ندارد.

علائم کمرنگ شدن روابط عاطفی

گاهی اوقات مشاجره بر سر یک تصمیم مهم می تواند رابطه خوب شما را به چالش بکشد. اما معمولا کم شدن جاذبه بین طرفین یا از سوی یکی از آن هاست که می تواند به این دوره آزمایشی در یک رابطه ای که به تازگی ایجاد شده پایان دهد.

در پایان دوره آزمایشی دو ماهه وقتی جاذبه رابطه کم می شود، کناره گیری ها هم آغاز می شود. یکباره کارها زیاد می شود و فرصت با هم بودن یا تلفنی صحبت کردن بسیار کم می شود. به خاطر قرار کاری دیگر مجالی برای قرار ملاقات های دوستانه باقی نمی ماند. وقتی زمان کمتر و کمتری با هم صرف می شود، بالأخره یک طرف تصمیم به تمام کردن رابطه می گیرد.

پایان دوستی

هر دوستی‌ای که شروع شده قرار نیست مادام‌العمر ادامه پیدا کند، دوست‌ها همیشه مثل یک دوست رفتار نمی‌کنند و اگر این امر به الگویی تکرارشونده در رفتار آنها تبدیل ‌شود وقت تنزل مرتبه‌ی دوستی به یک آشنای سابق فرا می‌رسد. از طرفی روابط گاهی جذابیت خود را از دست می‌دهند که می‌تواند در اثر تغییر رفتار و اولویت‌های یکی از دو نفر یا هر دو، یا تغییر نقش و هویت آنها در زندگی‌ باشد. همچنین امکان دارد طرفین رابطه به قدری رشد کرده باشند که دیگر در آن نگنجند.

وقتی در ذهن شما ارزشمندی یک رابطه‌ زیر سؤال رفته باشد پاسخی برای این سه پرسش در وجودتان پیدا کنید:

آیا از تماس تلفنی یا پاسخ به پیام‌ها طفره می‌روم، یا دائما قرارهایم را با دوستم به هم می‌زنم؟
آیا بعد از وقت گذراندن با دوستم احساس بهتری به من دست می‌دهد یا حال بدتری پیدا می‌کنم؟
آیا هرگز این سؤال به ذهنم خطور کرده است که اصلا از اول چطور با چنین آدمی دوست شدم؟
اجازه بدهید که کناره‌گیری‌هایتان راهنمای شما باشد. اگر از گذراندن زمان با یک دوست احساس پشیمانی می‌کنید، یعنی پرچم قرمز رنگی برای شما بالا رفته که باید به آن توجه کنید. و در پاسخ سؤال آخر اگر خودتان را در کشمکش برای یافتن دلیل آغاز رابطه می‌بینید، پس به احتمال زیاد همین حالا متوجه شده‌اید که زمان ترک آن رابطه فرا رسیده است.

سایت روانشناسی نوین بینش

۴ حرکت ساده برای برگرداندن عشق از دست رفته



درباره نویسنده

novinatlas 1643 نوشته در نوین اطلس دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.